در دوران بـــرزخی ...

قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ

























در دوران بـــرزخی ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  گویی نه خانی آمده نه خانی رفته!؟ ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

آفتاب‌‌نیوز >  ... همان زمان به امام گفته بود: قطعنامه‌ را من می‌پذیرم چرا که به نفع کشور است و بعدا مرا محاکمه و اعدام کنید. برای انقلاب خیلی‌ها حاضر بودند شهید شوند اما هرکسی حاضر نیست تا به خاطر انقلاب و نظام بدنام شود ...
... خود آیت‌الله در گفت‌وگویی درست زمانی که در اوج حملات سیاسی جریان اصول‌گرا قرار داشت به این ماجرا اشاره کرده بود:« به امام گفت اگر برای شما اعلام آتش بس سخت است این مشکل را من حل می کنم . من جانشین شما هستم و حق امضاء در این مسائل دارم من می روم و می پذیرم . ممکن است جنابعالی بعد بلافاصله بگویید که او تخلف کرده و باید از من به عنوان فرماندهی کل قوا اجازه می گرفت . شما آنموقع می توانید مرا محاکمه کنید . فدا کردن یک نفر بهتر از اینهمه مشکلاتی است که پیش آید .ایشان نگاه مهربانانه ای کردند و گفتند : نه ، این خوب نیست . خودشان پیشنهادی دادند که ما از آن پیشنهاد بیشتر متاثر شدیم و آن را قبول نکردیم و گفتیم که این درست نیست.»
... جالب است منی که وقتی جنگ به پایان رسید تنها 3 سال داشتم از این ماجرا باخبر بودم اما آقای باهنر که در آن زمان نماینده مجلس سوم بوده از این معنا بی خبر بوده است.
... فضای سیاسی ایران به شدت از اخلاق فاصله گرفته است. تمام جریان‌های سیاسی ایران حاضر هستند برای رسیدن به قدرت از تمام واقعیت‌های موجود بگذرند تا به کرسی‌ از کرسی‌های قدرت را به دست بگیرند.
به جرات می‌توان گفت در سپهر سیاست ایران، اخلاق قربانی قدرت شده است ...
بسیاری از سیاستمداران ایرانی در سخنان خود از اخلاق می‌گویند و خدا رو منادی آن می‌دانند و یا حتی خود را معلم اخلاق می‌نامند اما وقتی به عمل می‌رسند خود بی‌اخلاق‌ترین سیاستمدارها می‌شوند.

 

   متن کامل 

عکس، تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی

 


نوشته شده در یادداشت ثابت - سه شنبه 95/11/20ساعت 6:53 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 

 

 

 

 کاش بچه-های آینده را اینطور مورد قضاوت قرار ندهند ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

    خیلی وقتها به امتحان دیکته فکر می کنم، اولین امتحانی که در کودکی با آن روبرو شدم. چه امتحان سخت و بی انصافانه ای بود. متحانی که در آن، نادانسته های کودکی بی دفاع، مورد قضاوت بی رحمانه دانسته های معلم قرار می گرفت. امتحانی که در آن با غلط هایم قضاوت می شدم نه با درست هایم. اگر دهها صفحه هم درست می نوشتم، معلم به سادگی از کنار آنها می گذشت اما به محض دیدن اولین غلط دور آن را با خودکار قرمز جوری خط می کشید که درست هایم رنگ می باخت. جوری که در برگه امتحانم آنچه خود نمایی می کرد غلط هایم بود.
دیگر برای خودم هم عادی شده بود که آنچه مهم است داشته ها و توانایی هایم نیست بلکه نداشته ها و ضعف هایم است. آن روزها نمی دانستم که گرچه نوشتن را می آموزم اما ...
بعدها وقتی به برادر کوچکترم دیکته می گفتم همان گونه قضاوت کردم که با من شد وحتی بدتر. آنقدر سخت دیکته می گفتم و آنقدر ادامه می دادم تا دور غلط های برادرم خط بکشم.
نمی دانم قضاوتهای غلط با ما چه کرد که امروز از کنار صفحه صفحه مهربانی دیگران می گذریم اما با دیدن کوچکترین خطا چنان دورش خط می کشیم که ثابت کنیم تو همانی که نمی دانی، که نمی توانی.
کاش آن روزها معلمم، چیز مهمتری از نوشتن به من می آموخت. این روز ها خیلی سعی می کنم دور غلطهای دیگران خط نکشم.  این روز ها خیلی سعی می کنم که وقتی به دیگران می اندیشم خوبیهاشان را ورق ورق مرور کنم. کاش بچه هایمان مثل ما قضاوت نشوند.

 

عکس، تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی

 


نوشته شده در یادداشت ثابت - دوشنبه 95/11/19ساعت 2:53 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 

 

 

  کاسبم ... کاسب دل ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

    اهل شعرم... اهل تنهایی و درد...
پیشه ام فریاد است!! کاسبم... کاسب دل...
صادراتم شادی... وارداتم غم ودرد...
دوستانی دارم سردتر از سردی برف...
گاه گاهی یخشان میشکند...
گاه گاهی دلشان می سوزد... ولی از روی ترحم...
سر زمینی دارم مردمانش همه دوست. ولی از روی ریا...
خنده ام می گیرد!!!
دلشان مرده ولی، لبشان خندان است...
گله از اهل تماشا دارم... گله از این همه حاشا دارم...
خنده ام می گیرد!!!
من خودم اهل تماشا هستم...
گاه گاهی دلی میسازم، میفروشم به شما...
تا به آواز صداقت که در آن زندانیست دل بی مهر شما تازه شود...
چه خیالی... چه خیالی...
خوب میدانم دلتان بی مهر است...


  سهراب سپهری

 

عکس، تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی

 


نوشته شده در یادداشت ثابت - یکشنبه 95/11/18ساعت 2:34 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

نتیجه تصویری برای امتحانات سخت

 

نتیجه تصویری برای امتحانات سخت خداوند

 

تصویر مرتبط

 

 عشق و دلبستگی هر چه عمیقتر باشد امتحانات را سخت-تر میگیرد ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

خداوند به یکى از پیامبران وحى کرد: که فردا صبح اول چیزى که جلویت آمد بخور! و دومى را بپوشان ! و سومى را بپذیر! و چهارمى را ناامید مکن ! و از پنجمى بگریز! پیامبر خدا صبح از خانه بیرون آمد. در اولین وهله با کوه سیاه بزرگى روبرو شد، کمى ایستاده و با خود گفت : خداوند دستور داده این کوه را بخورم . در حیرت ماند چگونه بخورد! آنگاه به فکرش رسید خداوند به چیز محال دستور نمى دهد، حتما این کوه خوردنى است . به سوى کوه حرکت کرد هر چه پیش مى رفت کوه کوچکتر مى شد سرانجام کوه به صورت لقمه اى درآمد، وقتى که خورد دید بهترین و لذیذترین چیز است .
از آن محل که گذشت طشت طلایى نمایان شد. با خود گفت : خداوند دستور داده این را پنهان کنم . گودالى کند و طشت را در آن نهاد و خاک روى آن ریخت و رفت . اندکى گذشته بود برگشت پشت سرش را نگاه کرد دید طشت بیرون آمده و نمایان است . با خود گفت من به فرمان خداوند عمل کردم و طشت را پنهان نمودم .
سپس با یک پرنده برخورد نمود که باز شکارى آن را دنبال مى کرد. پرنده آمد دور او چرخید. پیامبر خدا با خود گفت : پروردگار فرمان داده که این را بپذیرم . آستینش را گشود، پرنده وارد آستین حضرت شد. باز شکارى گفت : اى پیامبر خدا! شکارم را از من گرفتى من چند روز است آنرا تعقیب مى کردم .
پیامبر با خود گفت : پروردگارم دستور داده این را ناامید نکنم . مقدارى گوشت از رانش برید و به او داد و از آن محل نیز گذشت ناگاه قطعه گوشت گندیده را دید، با خود گفت : مطابق دستور خداوند از آن باید گریخت .
پس از طى مراحل به خانه برگشت شب در خواب به او گفتند: ماءموریت خود را خوب انجام دادى . آیا حکمت آن ماءموریت را دانستى و چرا چنین ماءموریتى به شما داده شد؟ پاسخ داد: نه ! ندانستم . گفتند: اما منظور از کوه غضب بود. انسان در هنگام غضب خویشتن را در برابر عظمت خشم گم مى کند. ولى اگر شخصیت خود را حفظ کند و آتش ‍ غضب را خاموش سازد عاقبت به صورت لقمه اى شیرین و لذیذ در خواهد آمد. و منظور از طشت طلا عمل صالح و کار نیک است ، وقتى انسان آن را پنهان کند خداوند آن را آشکار مى سازد تا بنده اش را با آن زینت و آرایش دهد، گذشته از این که اجر و پاداشى براى او در آخرت مقدر کرده است . و منظور از پرنده ، آدم پندگویى است که شما را پند و اندرز مى دهد، باید او را پذیرفت و به سخنانش عمل کرد. و منظور از باز شکارى شخص نیازمندى است که نباید او را ناامید کرد. و منظور از گوشت گندیده غیبت و بدگویى پشت سر مردم است ، باید از آن گریخت و نباید غیبت کسى را کرد.

 

عکس، تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی

 


نوشته شده در یادداشت ثابت - شنبه 95/11/17ساعت 4:43 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  چرا حقیقت-یابها کار نمیکنند!؟ ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

 خبرآنلاین ـ وبلاگ حاج محمود عطار، مهدی :
   ایران را از قول مسئولین می توان دارای نظام مردمسالاری دینی متصور بود، یعنی در این نظام تمامی اتفاقات و انتصابات با نظر مستقیم و یا در برخی موارد با آرای غیر مستقیم مردم روی می دهد، حال در این غوغا سالاری وحشتناک لغو سخنرانی یکی از نمایندگان - که اتفاقا توانسته از صافی های مختلف شورای نگهبان قانون اساسی با موفقیت عبور کند، و در صف انتظار آرای مردمی شهر خود بنشیند، و سر آخر با رای مردم و مجددا هیات نظارت بر انتخابات شورای نگهبان مجوز حضور به عنوان نماینده مستقیم مردم را بگیرد - باعث شده تا از جناح های مختلف سیاسی و از مقامات مختلف کشوری و لشگری و فرهنگی مواضع کم سابقه ای را شاهد باشیم.
بزرگواری فرموده اند که اصلا جلوگیری از سخنرانی فردی جنجالی و تنش زا اصلا فاجعه نیست (سایت خبرآنلاین مورخ 7آذر95) خوب اگر ایشان جنجالی و تنش زا هست چرا توانسته کاندید شود؟(پای مصلحت در میان است؟) و مسئول محترم دیگری فرموده اند چرا لغو بقیه سخنرانی ها را که منتسب به جناح رقیب است صدای نمایندگان را بلند نمی کند؟ (سایت خبرآنلاین مورخ 7آذر95) پس چقدر لغو سخنرانی داریم که این یکی اینهمه رسانه ای شده! و البته سخنان و فرمایشات فراوان دیگری که بنظر در بطن خودش به تنها چیزی که اهمیت نمی دهد رای مردم و منتخب آنهاست.
در هیمن ایام هم شاهد آنیم که طرحی برای نظارت بر نمایندگان مجلس که اتفاقا مستقیم ترین شاخصه مردم سالاری دینی کشور است، مطرح شده و جالب تر اینکه نظارت را هم افرادی بر عهده خواهند داشت که با نظر مستقیم رهبری معظم انقلاب اسلامی انتخاب می شوند. اینجاست که بنظر می رسد یک شکافی بین منتخبان مردم (با تمامی مکانیزم های موجود علی الخصوص نظارت استصوابی شورای نگهبان) و منتخبان تحت نظر معظم له بوجود می آید.
دیدگاه ها و نققطه نظرات مسئولین قوه قضائیه و ائمه جمعه و جماعات در این مورد و نیز سخنان نماینده ی دیگری که بابت شفاف سازی حسابهای بانکی مربوط به قوه قضائیه اظهاراتی داشته است، کاملا در نقطه مقابل نظرات مسئولین اجرایی و نمایندگان مجلس است و این نمی تواند نوید بخش وجود فاکتورهای دموکراسی محور در جامعه ایرانی باشد.
مردم نظاره گر غافلگیری مسئولین مربوطه در یک کاهش دمای نسبتا شدید هستند، آب و برق و گاز به راحتی از مردم گرفته می شود و کسی نیز پاسخگوی مستقیم آن نیست و این همان آب و برق و گازی است که آزاد شد تا چرخ اقتصاد کشور بچرخد، خطای انسانی مرگ عزیزان مان را جوری باعث می شود که برای شناسایی آنها ناگزیر از انجام آزمایشات مختلف پزشکی می شویم، غم از دست دادن زوارمان در کشور عراق را هم باید در این سختی تحمل کنیم و بسیاری مشکلات دیگر که مردم شاهد آن هستند و مسئولین مدام در حال پرتاب حلقه ی تقصیرات به سوی دیگری بوده و این شایسته ی ما نیست.
نمی دانیم چرا مسئولین از همه چیز صحبت می کنند ولی هیچ کس نه عذر خواهی می کند و نه دلداری می دهد، کارشان شده تشکیل انواع کمیته های "حقیقت یاب"! مگر نه این است که مشکلات زیر ساختی داریم، و در کنار آن کارمندانی که مشکلات اقتصادی دارند، جامعه ای که بخاطر غفلت در گفتمان های فرهنگی و اجتماعی معلمینش ضعیف ترین شاخص های جهانی را به خود اختصاص داده و ... این حقیقت ها در آن کمیته ها کشف نمی شود؟ چرا ؟
  

 

 تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی

 


نوشته شده در یادداشت ثابت - جمعه 95/11/16ساعت 12:2 صبح توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  حفظ انقلاب مهمتر و سخت-تر از خود انقلاب نیست؟

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

 
خبرآنلاین :
وبلاگ دکتر شاه‌محمدی، حمیدرضا - سی و نهمین سالگرد انقلاب اسلامی 57 در حالی برگزار میشود که نسل انقلاب با سوالات متعددی روبرو هستند.
فارغ از توقعات آرمانگرایانه و مدینه فاضله ای که نسل انقلاب داشتند و میزان تحقق این آرمانها مثل همه انقلابهای جهان. امروزه برخی فضا سازیهای رسا نه ای در فضای مجازی به گونه ای است که انگشت اتهام نسل جدید بسوی نسل انقلاب نشانه رفته است. ذکر خاطره ای با رعایت ایجاز شاید پاسخی باشد برای فرزندانمان.سال 1356 بود.
حدود 15 سال از اصلاحات ارضی میگذشت که بخشی از اراضی خوانین به رعایا واگذار شده بود و اقتصاد کشور از کشاورزی به سمت صنایع وابسته سوق یافته بود، اما هنوز آتش زیر خاکستر انقلاب زبانه نکشیده بود. من به دعوت برادرم عازم یک از روستا های ولایت طارم در استان زنجان (که وی در آنجا معلم بود) بودیم.
جاده ماشین رو به روستاهای آنسوی رودخانه قزل اوزن راه نداشت و ناچار باید منتظر میشدیم تا یک قایق پارویی (کرجی) مسافرانش را در آنسو پیاده کرده و بعد پارو زنان خود را به این سوی رودخانه که آب آن با سرعت جاری بود میرسانید. و مسافرین را به نوبت به آنسو منتقل میکرد.
منتظر نوبت و سوار شدن به کرجی بودیم که مردی اسب سوار در حالیکه چند رعیت در کنار مرکبش پیاده میدویدند رسیدند. به محض توقف اسب یکی از ملازمین، چهار دست و پا زیر رکاب اسب روی زمین نشست، طوری که مرد سواره، موقع پیاده شدن از پشت او به عنوان سکو استفاده کرده و پایش را بر پشت او گذاشته و پیاده شد. مرد پس از پیاده شدن از اسب بدون آنکه کلامی بین آندو رد و بدل شود، سیلی جانسوزی بر گونه مرد رعیت نواخت. بعد بدون توجه به افراد در نوبت، سوار کرجی شده و نه تا آنسوی رود بلکه تا روستای مورد نظرش با قایق طی طریق نمود. و ما تا ساعتها در نوبت به انتظار بازگشت کرجی.صدا و سوزش آن سیلی و طعم درد حقارت آن چکمه بر پشت مرد رعیت، بعد از 40 سال هنوز بر گونه و پشت من احساس میشود. مثل همیشه نام رعیت و رعیتهای گمنام را کسی بخاطر ندارد. اما نام امیر حسن خان ذوالفقاری را فراموش نمیکنم. خوانین ذوالفقاری که از مقربین دربار و از ذی نفوذان دوره پهلوی بودند هنوز هم معرف حضور مردم خطه زنجان هستند.نقل این خاطره به عنوان یک نمونه سمبلیک نه میخواهد و نه میتواند مظالم و کاستیهای احتمالی موجود بعد از انقلاب را توجیه کند. بلکه پاسخی است به فرزندانمان که آنروزگار را ندیدند .
به افرادی که دیدند و فراموش کردند و به افرادی که با نقل وارونه، فضایی غیر واقعی از دوره ستم شاهی ساختند. طوری که فرزندان ما تصور میکنند نسل ما خوشی زیر دلشان زده بوده که انقلاب کردند.نسل امروز ممکن است بدلایل پذیرفته ای تصاویری را که مورخین و مصورین داخلی از دوران شاهنشاهی بیان و تصویر میکنند باور نداشته باشند. اما کتاب های چاپ شده از اسناد تاریخی خارج از کشور نیز گواه بر گستردگی فساد و ظلم است. تا آنجا که بعضا دولتهای امریکا و انگلیس برای حفظ کیان سلطنت، بر مبارزه با فساد از جمله فساد خانواده سلطنتی و شخص شاه تاکید میورزند. برای مثال وقتی که از اقدامات انجام شده شاه در این خصوص از جمله تصویب قانون معروف "از کجا آورده اید؟" نا امید میشوند. هر دو سفارت خانه مامور به تهیه گزارشی از فساد خانواده سلطنتی از جمله شخص شاه میشوند متاسفانه متن گزارش حاکی از فساد گسترده دربار است. سفیر انگلیس در یک مورد گزارش میکند: شاه ایران یک قرار داد در حال انعقاد با یک شرکت انگلیسی را بخاطر همسر مدیر یک شرکت آلمانی لغو و به طرف آلمانی واگذار کرده است. البته در اعتراض سفیر انگلیس قول جبران در سایر قرار دادها داده میشود.
فهرست بلندی از اختلاس و تبانی درباریان و شخص شاه در این گزارشها موجود است. اما از آنجا که ذائقه نسل رشد یافته در فضای مجازی عادت به خواندن مطالب بیش از یک پاراگراف را ندارد از ذکر آنها صرف نظر میشود. اما مخاطب دوم این نوشتار نسل انقلاب و نسل حاکم است. همو که با بزرگ دیدن و بزرگ کردن دشمن خارجی، از دشمن داخلی غفلت میورزد. فراموش میکند خطر فساد و ناکار آمدی، بزرگترین دشمن درونی هر نظامی است.
فراموش میکند که « الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم». یادش میرود که پیامبر (ص) فرمود: خداوند رحمت کند مردمی را که جهاد اصغر (جنگ با دشمنان خارجی) را تمام کردند ولی جهاد اکبر (جنگ با نفس اماره و دشمن درونی) بر آنها باقی مانده است.
دکتر حمید رضا شاه محمدی- بهمن ماه 1395

 

 تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی

 


نوشته شده در یادداشت ثابت - پنج شنبه 95/11/15ساعت 1:56 صبح توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  شباهت-های نخوَت این وَ آن ...   

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

     به گزارش جماران، «لوبلاگ» نوشته است: «پوپولیست ها توانایی های مافوق طبیعی برای درک خلق و خوی مردم کشورشان را دارند. ترامپ و احمدی نژاد هر دو غیر سیاست مدار و تازه کارانی هستند که دقیقا همان چیزی را می گویند که منظورشان است. یکی از آنها تاجری عجول و بی پروا از نیویورک است و دیگری پسر یک آهنگر. اما هر دو صدای کسانی هستند که احساس می کنند هیچ حرفی ندارند. ترامپ و احمدی نژاد نشان دادند که چرا شکستن تابوها عملی سودمند است حتی زمانی که اینها سعی داشتند به ما یادآور شوند که این تابو ها چقدر در وهله اول حائز اهمیتند.»
 یک هفته پیش ترامپ وارد کاخ سفید شد و مقاله فوق الذکر را به نوعی تایید کرد. رویه جنگ طلبانه و اولویت دادن او به آمریکا، به زودی این کشور را منزوی خواهد کرد.
این انزوا با مکزیک شروع خواهد شد و درست مثل احمدی نژاد که با اقدامات مختلف شروع کرد و در نهایت ایران را وارد انزوای بین المللی کرد. هر دو رییس جمهوی بر سیاست ها و ایده هایی مرموز و ملی ای تکیه داشتند. درمورد احمدی نژاد فرد قابل اعتماد او رحیم مشایی بود و در مورد ترامپ استفان بنون سردبیر وبسایت «بریت بارت».
 اما هفته گذشته شباهت غیر طبیعی ای از لحاظ روان شناختی میان این دو نمایان شد.
 برای مثال ترامپ نسبت به میزان دنبال کنندگانش و اینکه چطور آنها و حتی کل جهان به او پاسخ می دهند ایده هایی دارد. وی در ستاد مرکزی سازمان سیا یک روز بعد از مراسم تحلیفش سخنرانی ای داشت. او گفت:
من به بیرون نگاه کردم و به نظر می رسید یک میلیون یا یک میلیون و نیم آدم آمده بود. آنها به قدری زیاد بودند که عملا جایی برای ایستادن نبود. من گفتم شاید چون هوا بارانی است مردم بترسند و بیرون نیایند اما خدا به پایین نگاه کرد و با خودش گفت من اجازه نمی دهم باران مزاحم سخنرانی تو شود.
 ترامپ ادامه داد:
در واقع زمانی که من سخنرانی ام را شروع کردم، گفتم وای نه! ابتدای سخنانم بود که با چند قطره باران خیس شدم. و با خودم گفتم اوه این خیلی بد است! اما باخودم گفتم، من ادامه خواهم داد. اما واقعیت این است که باران به یکباره بند آمد. این فوق العاده بود. بعد هم درست بعد از اینکه سخنرانی من تمام شد باران باریدن گرفت. این شگفت انگیز است و وقتی من دوباره بیرون امدم دوباره آفتابی شد. می دانید ما با حادثه شگفت انگیزی روبرو هستیم چرا که صادقانه باید بگویم یک میلیون تا یک میلیون و نیم آدم برای مراسم تحلیف من آمده بود.
 این اظهارات شاید کمکی نکند اما یادآور رییس جمهور سابق ایران است. احمدی نژاد در دیداری که با یکی از مراجع تقلید داشت در مورد حضورش در سازمان ملل صحبت کرده بود. او گفته بود:
یک نفر که در سخنرانی من در سازمان ملل حضور داشت به من گفت زمانی که سخترانی ات را آغاز کردی من هاله ای از نور را بالای سر تو دیدم. من خودم هم این را احساس کردم. من خودم احساس کردم فضا به یکباره تغییر کرد و برای 27 تا 28 دقیقه همه حضار پلک نمی زدند. من اغراق نمیکنم چرا که دیدم. آنها طوری نشسته بودند انگار دستی آنها را نگه داشته بود.
 همه اینها ما را به یاد مصاحبه ترامپ با ABC می اندازد که در آن دیوید مویر از او در باره اظهاراتش درباره مراسم تحلیف در سازمان سیا پرسید. او پاسخ داد: این سخنرانی یک سخنرانی داخلی بود. اگر شما به این سخنرانی گوش کنید خواهید دید که آنها گفتند این یکی از بهترین سخنرانی هایی بود که تا به حال دیده اند. شما تشویق و فریاد های مردم را دیدید و همه آنها نیز اعضای سیا بودند. این یعنی اینها آدم های من نبودند بلکه اعضای سیا بودند. در واقع آنها گفتند این یکی از بهترین تشویق های ایستاده از زمانی که پیتون منینگ جایزه سوپر بول را برنده شد تا امروز بوده و آنها گفتند این تشویق ها برای من و برای پیتون به یک اندازه بوده است. من خودم میدانم چه زمان هایی سخنرانی های خوبی دارم و چه زمانی سخنرانی بد. این سخنرانی داخلی بود و آنها عاشق آن بودند.
 در ویدئوی احمدی نژاد از دیدارش با آیت الله جوادی آملی، این مرجع تقلید به احمدی نژاد توصیه می کند که وظیفه مقامات جمهوری اسلامی بالاتر از همه است و آنها باید بدون اینکه مردم را فریب بدهند به وعده هایشان عمل کنند. او بر مساله فریب دادن تاکید میکند .
عکس، تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی

 


نوشته شده در یادداشت ثابت - چهارشنبه 95/11/14ساعت 4:11 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

 

 

 یادگاری روی کارت پستال یک آلمانی ...

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم

 در بهمن 1357 در نوفل لوشاتو فردی جهت هدیه تولد به نامزدش از امام درخواست می‌کند که چند جمله زیبا روی کارت پستالی برای او بفرستند، کسی که مشتاق دست خط بزرگان است و کلکسیونی از این دست خط ها را دارد. امام هم در پاسخ می‌فرمایند: سعی کنید برای جامعه فرد مفید باشید. سعی کنید تحت تأثیر قدرت‌های شیطانی واقع نشوید. سعی کنید انسان متعهد باشید. ان شاء الله سلامت باشید.
[آقای خمینی عزیز، نمی‌خواهم با تقاضای خود مزاحم شما بشوم، اما تا دیروز مشکلی داشتم (که می‌خواهم با مساعدت شما حل کنم). امیدوارم با محبتی که دارید کمکم کنید. نامزدم بزودی هدیه سالروز تولدش را دریافت خواهد کرد. هدیه‌ای که از قلب من تقدیم می‌شود. او مشتاقانه دستخط (بزرگان را) گردآوری می‌کند (و کلکسیونی از این دستخط‌ها دارد) و روز تولدش چهارم فوریه است. چقدر خوشحال می‌شود که سلامی از شما دریافت کند. لذا از شما درخواست می‌کنم که لطفی در حق من کرده و چند جمله زیبا روی کارت پستالی که (در پاکت نامه) برایتان گذاشته‌ام برای ایشان بفرستید. اگر اساساً دستخطی برای کسی ارسال نمی‌کنید، لطفاً مرا در جریان امر قرار دهید.
- اکسل نِلکِن - بِبِلز دورف - شماره 57 - 5810 ویتن - آلمان غربی.
- با تشکر و بهترین آرزوها برای شما. ارادتمند شما، پریدسی کوپیسا 

بسمه تعالی 
سعی کنید برای جامعه فرد مفید باشید. سعی کنید تحت تأثیر قدرت‌های شیطانی واقع نشوید. سعی کنید انسان متعهد باشید. ان شاء الله سلامت باشید.
روح الله الموسوی الخمینی
(صحیفه امام، ج6، ص5)

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید


  بسم الله الرحمن الرحیم

 امام خمینی در 11 بهمن 1357 پیش از ترک خاک فرانسه به دولت و ملت فرانسه می‌ فرمایند: لازم می‌دانم از دولت فرانسه که وسایل امنیت و آزادی بیان را برای اینجانب مهیا نمود، و از اهالی محترم که با حس انسان‌دوستی، علاقه خود را به آزادی و استقلال کشور ایران اظهار داشتند؛ تشکر کنم.


بسم الله الرحمن الرحیم
در این موقع که پس از چهار ماه توقف پرحادثه در خاک فرانسه، برای خدمت به وطنم می‌خواهم اینجا را ترک کنم، لازم می‌دانم از دولت فرانسه که وسایل امنیت و آزادی بیان را برای اینجانب مهیا نمود، و از اهالی محترم که با حس انساندوستی علاقه خود را به آزادی و استقلال کشور ایران اظهار داشتند تشکر کنم. امید است مهمان نوازی دولت و ملت فرانسه و حس آزادیخواهی آنان را فراموش نکنم. و از زحماتی که به همسایگان و اهالی نوفل لوشاتو دادم معذرت می‌خواهم. امید است احترامات اینجانب را بپذیرند. 

روح الله الموسوی الخمینی
(صحیفه امام، ج6، ص6)

عکس، تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی

 


نوشته شده در یادداشت ثابت - دوشنبه 95/11/12ساعت 6:56 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

    یـــه کـــلـــیـــد کـــهـــنـــه     

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


   یه کلید کهنه چرخید توی قفل سینه م انگار
یه دل شکسته افتاد زیر دست و پای زوار
دلمُ نذر تو کردم که هنوز دل نگرونم
چی می شد مثل کبوتر ، زیر ایوونت بمونم
مث خواب بود مث رویا، مث لمس آسمون بود
تو هیاهوی صدا ها ، یه سکوت مهربون بود
پای حوض نقره پوشت ، رو به گلدسته نشستم
دلمُ به قفلای پنجره فولاد تو بستم
نه سر گلایه کردن ، نه دل شکوه شنیدن
نه امید دل سپردن ، نه توان دل بریدن
یه کلید کهنه چرخید تو ی قفل سینه م انگار...   

  تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی


نوشته شده در یادداشت ثابت - دوشنبه 95/11/12ساعت 1:18 صبح توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |


  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 چرا برای دریافت خبر حتی معتقدان نظام به رسانه‌های خارجی رجوع میکنند؟! ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


صادق زیباکلام در روزنامه اعتماد نوشت:با هر نگاه و رویکردی که به عملکرد و موضع‌گیری‌های صدا و سیما نسبت به دولت یازدهم بنگریم از این واقعیت تلخ نمی‌توانیم بگریزیم که این رسانه عملا ظرف سه سال و نیم گذشته تنها چیزی که در قبال دولت حسن روحانی نداشته «بی‌طرفی» بوده است.
آفتاب‌‌نیوز : صد البته که هیچکس نمی‌خواهد صدا و سیما بی‌طرف باشد و هیچکس هم اعتقاد ندارد که صدا و سیما مکلف به بی‌طرفی است. به هر حال کسانی که در صدا و سیما هستند، کسانی که مسوول خبر هستند، کسانی که مسوول تحلیل‌های سیاسی هستند و کسانی که مسوول تهیه برنامه‌های سیاسی هستند، هرقدر هم که ادعای بی‌طرفی داشته باشند به هر حال دارای افکار، عقاید و موضع‌گیری‌های خاص سیاسی خود هستند. بنابراین هیچکس از صدا و سیما انتظار بی‌طرفی ندارد، چه در مورد دولت آقای روحانی و چه در مورد هر دولت دیگری.
اما آنچه حداقل انصاف حکم می‌کند داشتن ذره‌ای تعهد و یک حداقلی از عدالت است. بنده به هیچ روی اعتقادی به اینکه صدا و سیما موظف است رعایت بی‌طرفی کند ندارم. چون همان‌طور که گفتم به هر حال مسوولان صدا و سیما دارای گرایش‌های سیاسی خاص خود هستند. اما آنچه انتظار دارم رعایت حداقلی از عقل و انصاف در نگاه به دولت یازدهم است و متاسفانه نداشتن همین حداقل انصاف بوده که باعث آزردگی خاطر بسیاری می‌شود. فی‌الواقع درست‌تر و منصفانه‌تر بخواهیم بگوییم صدا و سیما به‌جای رعایت بی‌طرفی، در حقیقت نوک پیکان حملات اصولگرایان تندرو علیه دولت بوده است.
 هر کجا که پای حمله به دولت به میان آمده، صدا و سیما جلودار، پرچم‌دار و علمدار بوده است. اگر در خصوص برجام بوده، صدا و سیما علمدار بوده و اگر در خصوص حقوق‌های نجومی بوده صدا و سیما علمدار بوده، وقتی انسان دقیق‌تر نگاه می‌کند، می‌بیند در این سه سال و نیم گذشته در حقیقت، در هر موردی که حمله به دولت هدف بوده، همواره صدا و سیما خط‌شکن و جلودار بوده که البته چندین نتیجه به بار آورده است. نخستین آن، توجه کسر قابل توجهی از ایرانیان بالاخص ایرانیان تحصیلکرده و جوانترها یعنی نسل‌های بعد از انقلاب، متولدین دهه‌های شصت و هفتاد به شبکه‌های فارسی زبان خارج از کشور، است.
 به بیان ساده‌تر آنقدر صدا و سیما یکسویه گزارشگری می‌کند و آنقدر صدا و سیما جانبداری می‌کند که عملا هرکس که می‌خواهد بداند در دنیا چه خبر است، در منطقه چه خبر است و حتی در مملکت خودمان ایران چه خبر است ممکن است به شبکه‌های فارسی زبان خارجی پناه ببرد و این واقعا تاسف‌آور است که بعد از 37 سال که از پیروزی انقلاب می‌گذرد به‌جای آنکه صدا و سیمای ما «ملی‌تر» شده باشد، به‌جای آنکه شبکه‌های فارسی‌زبان از اهمیت کمتری برخوردار شده باشند، متاسفانه و از قضا سرکه انگبین صفرا فزود و امروز شبکه‌های فارسی زبان همانقدر در ایران نفوذ دارند و همانقدر برای ایران و مردم ایران از اعتبار برخوردارند که در دوران انقلاب وقتی اندرو ویتلی، گزارشگر بی‌بی‌سی از تهران گزارش می‌داد.
حاصل دیگری که عملکرد صدا و سیما داشته آن است که آنقدر یکسویه، جانبدارانه و مغرضانه علیه دولت روحانی موضع‌گیری کرده که اگر امروز حقیقتی را بگوید که انتقادی و علیه دولت باشد هیچکس آن را باور نخواهد کرد و همه آن را خواهند زد به پای موضع‌گیری‌های خصمانه و غیرمنصفانه صدا و سیما علیه دولت روحانی.
آخرین فقره حملات صدا و سیما و موضع‌گیری‌های جانبدارانه آن علیه دولت در داستان برجام است. واقعیت آن است که به‌جای در نظر گرفتن مصالح و منافع ملی، صدا و سیما همسو و هم جهت با تندروترین جریانات اصولگرا در تمام مدت قریب به دو سالی که مذاکرات هسته‌ای در جریان بود، همسو و هم‌نوا با آنان علیه مذاکرات موضع‌گیری می‌کرد و از تیرماه 94 که توافق تاریخی هسته‌ای پس از دو سال مذاکره میان ایران و غرب به وجود آمد نیز مجددا همصدا با اصولگرایان تندرو و دلواپسان به مخالفت و رویارویی با برجام برخاسته است. هیچکس نمی‌گوید که برجام بی‌عیب و نقص است، هیچکس نمی‌گوید که مشکلاتی بر سر راه برجام وجود ندارد اما آیا آنچه که صدا و سیما می‌گوید، حقیقت است؟ آیا موضع‌گیری‌های صدا و سیما علیه برجام نسبتی با واقعیت‌های موجود دارد؟ متاسفانه این روند باعث شده که حتی کسانی که به نظام پایبند هستند هم وقتی می‌خواهند بدانند که در دنیا چه خبر است و در مملکت خودشان چه خبر است، متاسفانه به سمت و سوی شبکه‌های فارسی‌زبان می‌روند و این برای هر کشوری از جمله جمهوری اسلامی ایران یک فاجعه است.

 

 عکس، تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی

 


نوشته شده در یادداشت ثابت - سه شنبه 95/11/6ساعت 10:27 صبح توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

<      1   2   3   4   5   >>   >