در دوران بـــرزخی ...

قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ

























در دوران بـــرزخی ...

 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

    من به بازار محبت بروم فردا صبح ... 
 

     ?اد من باشد فردا دم صبح / جور د?گر باشم 
 بد نگو?م به هوا، آب، زم?ن / مهربان باشم، با مردم شهر 
 و فراموش کنم، هر چه گذشت / خانه ? دل، بتکانم ازغم 
 و به دستمال? از جنس گذشت، / بزدا?م د?گر، تار کدورت، از دل 
 مشت را باز کنم، تا که دست? گردد / و به لبخند? خوش 
 دست در دست زمان بگذارم / ?اد من باشد فردا دم صبح 
 به نس?م از سر صدق، س?م? بدهم / و به انگشت نخ? خواهم بست 
 تا فراموش، نگردد فردا / زندگ? ش?ر?ن است، زندگ? با?د کرد 
 گرچه د?ر است ول? / کاسه ا? آب به پشت سر لبخند بر?زم ، شا?د 
 به س?مت ز سفر برگردد / بذر ام?د بکارم ، در دل 
 لحظه را در ?ابم /  من به بازار محبت بروم فردا صبح  
 مهربان? خودم ، عرضه کنم / ?ک بغل عشق از آنجا بخرم 
 ?اد من باشد فردا حتما / به س?م?، دل همسا?ه ? خود شاد کنم 
 بگذرم از سر تقص?ر رف?ق ، بنش?نم دم در / چشم بر کوچه بدوزم با شوق 
 تا که شا?د برسد همسفر? ، ببرد ا?ن دل مارا با خود / و بدانم د?گر قهر هم چ?ز بد?ست 
 ?اد من باشد فردا حتما / باور ا?ن را بکنم، که دگر فرصت ن?ست 
 و بدانم که اگر د?ر کنم ،مهلت? ن?ست مرا / و بدانم که شب? خواهم رفت 
 و شب? هست، که ن?ست، پس از آن فردا?? 


 « فریدون مشیری »

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در یادداشت ثابت - چهارشنبه 96/3/4ساعت 1:5 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |



 تصاویر خرمشهر از اشغال تا آزادی

 این فتح الفتوح در تاریخ ماندنی شد ... 


خرمشهر از اشغال تا آزادی

عراقی‌ها در حال عبور از اروند رود ـ آغاز جنگ


خرمشهر از اشغال تا آزادی

درگیری در جلوی مسجد جامع خرمشهر


خرمشهر از اشغال تا آزادی

درگیری در خیابان‌های خرمشهر


خرمشهر از اشغال تا آزادی

رزمندگان مدافع خرمشهر


خرمشهر از اشغال تا آزادی

پیکر پاک یک نوجوان شهید




خرمشهر از اشغال تا آزادی

سربازان عراقی خوشحال از پیروزی



خرمشهر از اشغال تا آزادی

آغاز عملیات بیت المقدس و رهایی خرمشهر


خرمشهر از اشغال تا آزادی

پیش به سوی خرمشهر


خرمشهر از اشغال تا آزادی

رسیدن به دروازه خرمشهر


خرمشهر از اشغال تا آزادی

ورود به خرمشهر


خرمشهر از اشغال تا آزادی

اسرای عراقی


خرمشهر از اشغال تا آزادی

در جریان فتح خرمشهر نوزده هزار سرباز عراقی به اسارت نیروهای ایرانی درآمدند

خرمشهر از اشغال تا آزادی


خرمشهر از اشغال تا آزادی

مسجد جامع خرمشهر در روز آزادسازی این شهر


خرمشهر از اشغال تا آزادی

خرمشهر آزاد شد


 
برچسب ها: خرمشهر، اشغال، آزادی،


نوشته شده در یادداشت ثابت - سه شنبه 96/3/3ساعت 5:42 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 هر سه ساعت یک نفر بخاطر نبود پیوند تلف میشود ...
 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 


http://s8.picofile.com/file/8295735242/PEYVANDE_A_AZAA_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8295735434/PEYVANDE_A_AZAA_1.jpg

 

 مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایران گفت: به طور میانگین در هر سه ساعت یک نفر در کشور به دلیل عدم پیوند عضو فوت می‌کند ولی ما سالانه 6600 عضو سالم بدن را دفن می‌کنیم.
سالی 6600 عضو سالم دفن می‌شود
کتایون نجفی زاده مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایران در اولین جشن نفس در دانشگاه علوم پزشکی کاشان اظهار کرد: سالانه پنج تا هشت هزار مرگ مغزی در ایران اتفاق می‌افتد و به صورت میانگین سه هزار نفر آن‌ها می‌توانند اعضایشان را اهدا کنند اما از این تعداد سال گذشته تنها 808 خانواده با اهدای عضو بیمارشان موافقت کرده‌اند و دو هزار و 200 نفر بدون اهدا عضو به بیماران نیازمند، فوت کرده‌اند.
 وی ادامه داد: اهدای اعضای هر بیمار مرگ مغزی می‌تواند جان یک تا 8 نفر را نجات دهد. به طور میانگین اگر هر بیمار مرگ مغزی سه عضوش را اهدا کند سال گذشته باید شش هزار و 600 عضو سالم به بیماران نیازمند اهدا می‌شد.
 نجفی زاده با بیان اینکه روزانه بین هفت تا 10 نفر در ایران به دلیل عدم پیوند عضو جان خود را از دست می‌دهند، افزود: به طور میانگین در هر سه ساعت یک نفر در کشور به دلیل عدم پیوند عضو فوت می‌کند ولی ما سالانه 6600 عضو سالم را خاک می‌کنیم.

وی تصریح کرد: سالانه سه هزار و 300 نفر به دلیل عدم پیوند عضو می‌میرند که این آمار بالایی است و در صورتی که اگر با اهدای عضو بیماران مرگ مغزی موافقت شود هیچ بیماری در لیست پیوند نمی‌ماند.
 مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایران گفت: هر سال دغدغه خرید دستگاه‌های دیالیز را برای بیماران کلیوی را داریم ولی می‌توان با فرهنگ‌سازی در زمینه اهدا عضو و پیوند کلیه به بیماران نیازمند عمل، از بار این بیماری کم کرد.
 نجفی زاده با بیان اینکه اهدا عضو تنها با رضایت خانواده بیمار انجام می‌شود، افزود: برای این کار همراهی جامعه نیاز است و همه ارگان‌ها به ویژه همکاری ارگان‌های فرهنگ‌ساز با گروه‌های درمانی لازم است.
 وی با اشاره به نقش خیرین و علما در زمینه فرهنگ‌سازی اهدا عضو گفت: امام‌جمعه شهر تبریز در یکی از خطبه‌های خود در نماز جمعه اعلام کرد که اهدا عضو کار خوبی است و در بیرون کارت اهدا عضو می‌دهند در آن روز سه هزار نفر برای اهدای عضو ثبت نام کردند.
 مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایران به تأثیرگذاری رسانه در فرهنگ‌سازی و آگاه‌سازی مردم اشاره کرد و گفت: پس از حضور در برنامه تلویزیونی در عرض 100 ساعت 100 هزار نفر برای دریافت کارت اهدا عضو ثبت نام کردند.
 نجفی زاده امضا تفاهم نامه با صدا و سیما، آموزش و پرورش، اداره راهنمایی و رانندگی برای درج آرم اهدا عضو درگواهینامه ها و ثبت 31 شهریور ماه به عنوان روز اهدا عضو در تقویم کشور، برگزاری جشنواره هنرهای تجمسی نفس را از اقدامات این انجمن برای ترویج اهدا عضو در ایران ذکر و خاطرنشان کرد: سامانه استانی ثبت نام کارت اهدا عضو راه اندازی شده است و چون قبلاً این سامانه سراسری بود کارت‌ها به سختی به دست متقاضی می‌رسید و امروز شهروندان می‌توانند با مراجعه به این سامانه در شهر خودشان نسبت به دریافت کارت عضویت اقدام کنند.

 

 پیوندهای مرتبط :



نوشته شده در یادداشت ثابت - دوشنبه 96/3/2ساعت 9:6 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


http://s8.picofile.com/file/8295574618/B8DKONAK_TEREK_K8NDAN_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8295574900/B8DKONAK_TEREK_K8NDAN_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8295575242/B8DKONAK_TEREK_K8NDAN_5.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8295575450/B8DKONAK_TEREK_K8NDAN_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8295575626/B8DKONAK_TEREK_K8NDAN_3.jpg

 

      یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنکهای یکدیگر را بترکانید. هرکس بعد از یکدقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است. مسابقه شروع و بعداز یک دقیقه من و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم. سپس استاد رو به دانشجویان کرد و گفت: من همین مسابقه را در کلاس دیگری برپا کردم و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچکس بادکنک دیگری را نترکاند چراکه قرار بود بعداز یک دقیقه هرکس بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد. ما انسانها دراین جامعه رقیب یکدیگر نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده. قرار نیست خوشبختی خود را با تخریب دیگران تضمین کنیم. می توانیم باهم بخوریم.باهم رانندگی کنیم. باهم شاد باشیم. باهم…باهم…
پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در یادداشت ثابت - یکشنبه 96/3/1ساعت 11:17 صبح توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 عشق را با واژه-هامان بی شرافت می کنیم 


  خود گنه کاریم وُ از دنیا شکایت می کنیم! / غافل از خود، دیگری را هم قضاوت می کنیم! 
 کودکی جان می دهد از درد فقر وُ ما هنوز …/ چشم می بندیم وُ هرشب خواب راحت می کنیم! 
 عمر کوتاه است وُ دنیا فانی وُ با این وجود … / ما به این دنیای فانی زود عادت می کنیم! 
 ما که بردیم آبرو از عشق، پس دیگر چرا … / عشق را با واژه-هامان بی شرافت می کنیم؟ 
 کاش پاسخ داشت این پرسش که ما در زندگی … / با همیم اما چرا احساس غربت می کنیم؟ 
 من به این مصرع یقین دارم که روزی میرسد! / سوره-ای از عشق را با هم قرائت می کنیم ... 
 « شیخ بها یی »

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 
 

نوشته شده در یادداشت ثابت - جمعه 96/2/30ساعت 6:24 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |



  آخر هفته روحانی رفته! ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

 

عصر ایران - یکی از شعارهای انتخاباتی حامیان ابراهیم رییسی در واپسین روزهای تبلیغات دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری "آخر هفته روحانی رفته "بود.

این شعار انتخاباتی که "الحق والانصاف " قافیه بندی و "ضرب "خوبی دارد، در اجتماع هزاران نفری حامیان رییسی در مصلای تهران سرداده شد و سپس در دو سه روز مانده به روز انتخابات در محافل و اجتماعات اصولگرایان حامی رییسی به طور مداوم و با شور و شعف خاصی تکرار می شد.

این شعار انتخاباتی تا حدی حامیان رییسی و محافل اصولگرای مخالف دولت حسن روحانی را به وجد آورده بود که حتی یک روزنامه مخالف دولت ، این شعار را به عنوان تیتر یک با حروف درشت در صفحه نخست خود کار کرد.

اول هفته روحانی نرفته!

همچنین هزاران نفر از حامیان رییسی در فضای مجازی با الهام از این شعار انتخاباتی "هشتگی" تحت عنوان " #  روحانی برو " درست کرده بودند و مطالب خود علیه رییس جمهور یازدهم را به این هشتگ انتخاباتی الصاق می کردند.
انتخابات تمام شد و این شعار تنها یک آرزوی دست نیافتنی برای اصولگرایان مخالف دولت روحانی شد. نتایج اولیه از شمارش آرای انتخابات 29 اردیبهشت نشان دهنده پیروزی تقریبا قطعی روحانی با فاصله ای معنادار با رقیب اصولگرایش است.
حالا چه کسی مانده و چه کسی رفته را نتایج انتخابات مشخص کرده است؛ روحانی 4 سال دیگر در انتهای خیابان پاستور در جایگاه عالی ترین مقام اجرایی کشور خواهد بود و رقیب اصولگرایش با آرزوی دست یافتن به جایگاه روحانی وداع خواهد کرد.
روحانی ماند و خواهد ماند و رقیب اصولگرای او باید به شهر و دیار خود برود؛ اصولگرایان نیز باید با واقعیت یک روحانی به مراتب محبوب تر و قوی تر از دوره 4 سال گذشته ، کنار آمده و آن را بپذیرند و اخلاق حکم می کند دستکم اگر با دولت دوازدهم همکاری نمی کنند؛ چوب لای چرخ دولت منتخب اکثریت مردم ایران نیز نگذارند.
آخر هفته شد و روحانی نه تنها نرفت بلکه زیر پایش به پشتوانه آرای بیشتر مردمی سفت تر شد و این است قدرت رای مردم و نتیجه حضور حداکثری آنها در عرصه تعیین سرنوشت شان.


نوشته شده در یادداشت ثابت - جمعه 96/2/30ساعت 1:43 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 

 دل، آلزا?مر نم?-گ?رد

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


  ق?صر ام?ن پور چه ز?با گفت : مگر م?شود برا? تخر?ب روح و قلب و احساس و دن?ا? بک انسان، تنها یک کلمه بگو??م : "ببخش?د ". مگر م?شود عمر? را هدر داد  و خوشبخت? را گرفت و باز هم گفت: " جبران م?کنم " مگر م?شود غرور کس? را جلو? د?گران خرد کرد و با یک کلمه ? " ببخش?د " غرور له شده اش را پ?وند بزن? !!؟؟ مگر م?شود در مورد کس? زود قضاوت کرد اما وقت? متوجه اشتباه خود م?شو? بگوئ? : " ببخش?د ". با گفتن ببخش?د : چه چ?ز را م?شود جبران کرد؟  چه چ?ز? را م?شود بخش?د؟. گاه? چ?ز? برا? جبران ن?ست ... کار? که بتواند اندک? مرهم درد باشد، ن?ست. گذشت هم جا?? ندارد ، وقت? آگاهانه م?دان?م دست به کشتار هو?ت و شخص?ت کس? م?زن?م ، انتظار بخشش هم نابجاست ... شخص?ت کس? را که با گفتن توه?ن به آشوب کش?د? ، با گفتن ببخش?د آرام نم? شود ...
 آدمها را بفهم?د، دل، آلزا?مر نم? گ?رد ...

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 
 

نوشته شده در یادداشت ثابت - پنج شنبه 96/2/29ساعت 4:12 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

?  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 یارانه:‌ بیکاری‌آفرین وَ تورم‌زا

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


 وبلاگ دادپی ، علی، خبرآنلاین : رای‌دهنده آسیب‌پذیر با رای به افزایش یارانه‌ها می‌تواند خود را آسیب‌پذیرتر کند. به گذشته نگاهی بیاندازیم:‌ آیا پرداخت یارانه های باعث افزایش اشتغال و کاهش تورم در جامعه شد؟ در حالیکه منتقدان دولت آقای روحانی با حمله به او و دولتش می گویند که می خواهند با بیکاری مبارزه کنند و درباره تورم سکوت کرده اند? خوب است نگاهی به تجربه پیشین پرداخت یارانه داشته باشیم. در غیاب یک برنامه اقتصادی این روزها یک گروه سیاسی با وعده افزایش یارانه و پرداختهای نقدی وارد عرصه انتخابات شده است تا رای جمع کنند. فقدان برنامه اقتصادی و سیاستهای منسجم از سوی این گروه و تکیه آنها بر حمله به دولت فعلی و وعده افزایش یارانه ها زنگهای هشدار را به صدا درآورده است. در مقابل دولت گروهی گردآمده اند که برنامه ای برای اقتصاد ندارند و هدفشان تنها قبضه قدرت است. این در حالیست که اداره کشور بدون تدبیر و برنامه اقتصادی ممکن نیست.
 آنچه که نگران کننده است این است که در این میان کمتر کسی به تاثیرات پرداخت یارانه در مرحله اول نگاه می کند. در غیبت مراکز تحقیقاتی مستقل که آمار میدانی جمع آوری کنند و اثر سیاستها و پیامدهای برنامه های اینچنینی را بسنجند? به نظر می رسد خیلیها درسی از اجرای هدفمندسازی یارانه ها نگرفته اند. مصرف کننده ایرانی هنوز فراموش نکرده است که پرداخت نقدی یارانه ها چه موج تورمی در کشور به همراه داشت. این موج تورمی که توسط تحریمها هم تشدید شد? خیلی زود ارزش واقعی یارانه نقدی را به یک سوم ارزش آن در آغاز برنامه تقلیل داد. اما این تنها اثر پرداخت یارانه ها نبود.
 در مناطق روستایی و جوامع شهری متکی به کشاورزی و دامداری پرداخت یارانه اثری ویرانگر بر بازار کار داشت. این پرداخت که باعث جابجایی آستانه دستمزد برای ورود به بازار کار شد? خیلی سریع بسیاری را از مشارکت در بازار کار منصرف کرد. روحیه کارآفرینی و خلاقیتی که در صنایع دستی و کارگاههای کوچک در کشور تبلور داشت جای خود را به عادت مستمری بگیری داد. نتیجه افزایش بیکاری پنهان و افراد غیرفعال در این مناطق بود. نکته ای که بر رشد اقتصادی در این مناطق تاثیر گذاشت ولی از دید رسانه ها پنهان ماند.
 این روزها کسانیکه وعده افزایش یارانه ها را می دهند در واقع نه تنها به تورم دامن می زنند بلکه بحران بیکاری در مناطق روستایی و شهرهای کوچک را تشدید می کنند. ایشان که برنامه اقتصادی مشخصی ندارند و هنوز نمی دانند چگونه اشتغال ایجاد کنند می خواهند با تقویت فرهنگ رانت خواری و گسترش پرداخت مستمری بیکاری پنهان در مناطق روستایی را نهادینه کنند و هر سرمایه گذاری را در این مناطق محکوم به شکست بنمایند. پرداخت یارانه وقتی می تواند باعث بهبود وضعیت این قشر بشود که باعث تخریب شرایط کلان کشور نگردد. متاسفانه بنظر می رسد در تلاش برای پیروزی در کارزار انتخاباتی در کشور برخی هیچ توجهی به اصول و رابطه علت و معلولی در اقتصاد نمی شود. طنز تلخ گروههای آسیب پذیری هستند که با باور کردن این وعده ها راه را برای نوسانان بیشتر اقتصادی? تورم فراگیر و بیکاری نهادینه شده باز می کنند.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 
 
برچسب ها: مناظره انتخاباتی ریاست جمهوری یازدهم، اقتصاد ایران، انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، رشد اقتصادی، طرح تحول اقتصادی، 

نوشته شده در یادداشت ثابت - چهارشنبه 96/2/28ساعت 5:42 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |



  بسم الله الرحمن الرحیم 

اول گوش دهید بعد به رأی دادن دعوت کنید

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

 

وبلاگ > روحانی، صادق -آیا تا کنون با مردم عادی کوچه و خیابان درباره انتخابات و نامزدهای حاضر در انتخابات سخن گفته‌اید؟ به نظر شما شعارهای نامزدهای انتخاباتی تا چه اندازه با واقعیت‌های ملموس و عینی زندگی روزمره مردم مطابقت دارد؟ یا تا چه اندازه مردم باور دارند که چنین شعارهایی در صورت عملی شدن گره از کار آنان باز می‌کند.

در هفته‌ای که گذشت من در چند نقطه از شهر تهران با مردم عادی کوچه و خیابان به گفت و گو نشستم و از آن‌ها درباره انتخابات سوال کردم. اگرچه نمی‌توان به آن‌هایی که مخاطب من بودند به عنوان یک نمونه آماری دقیق متوسل شد، اما دست کم برای من دیدن این اظهار نظرها شگفت انگیز بود.

یکی از این اظهار نظرهای شگفت انگیز که عمومیت بیشتری داشت، چیزی بود که من نامش را منجی‌گرایی می‌گذارم. بسیاری از مردم به دنبال شخصی بودند که بتواند یک شبه یا دست کم در مدت کوتاهی زندگی آنان را دگرگون کند. آن‌ها رئیس جمهوری می‌خواستند که برای مشکل عینی و روزمره‌ آنان راه حلی جادویی داشته باشد. اگر چه همگی دریافته بودند که مثلا پرداخت یارانه دردی از آن‌ها دوا نمی‌کند و حتی ممکن است بر آلام آن‌ها بیافزاید، اما همچنان انتظار داشتند رئیس جمهور بتواند راه حلی خارق العاده جلوی پای آن‌ها بگذارد.

نکته شگفت انگیز دیگر این بود که برای بسیاری از مردم، باور اینکه رای آن‌ها تاثیر گذار است سخت بود. خیلی‌ها گمان می‌کردند که از پیش تعیین شده است که چه کسی رئیس جمهور بشود و این بازی‌های انتخاباتی تنها برای این است که از مردم بر سر صندوق‌های رای عکس یادگاری گرفته شود. البته بسیاری از این افراد با اندکی صحبت درباره تفاوت روسای جمهور پیشین و میزان مشارکت در هر دوره از نظر خود باز می‌گشتند.

اما شاید شگفت انگیزترین نکته‌ای که من با آن برخورد کردم کسانی بودند که انتخابات را تحریم کرده بودند. این‌ها اگرچه تعدادشان کم نبود اما غالبا دلایلشان با هر آنچه که ما در ذهن خود داریم تفاوت داشت. شاید ما گمان کنیم که فردی که نظام را قبول ندارد، به این علت که نمی خواهد با رایش به مشروعیت نظام کمک کند، از این کار سر باز می‌زند. این‌ عده از تحریم کنندگان انتخابات واقعا در اقلیت محض بودند. اما دلایل پیش پا افتاده‌تری برای تحریم انتخابات وجود داشت. دلایلی دم دستی و گاه خنده دار. بودند افرادی که می‌گفتند که به زودی عازم مسافرت خارج هستند و نگران این هستند که مهر انتخابات در شناسنامه‌شان برایشان دردسر ساز شود. یا بودند افرادی که شلوغی صف انتخابات را دلیلی برای رای ندادن می‌دانستند. شهروند کُرد سنی مذهبی را دیدم که معتقد بود نظام من را قبول ندارد و نمی گذارد من نامزد انتخابات شوم، چرا من باید رای بدهم. بازنشسته‌ای را دیدم که معتقد بود چه تورم بالا برود چه ثابت بماند او نمی تواند گوشت بخرد پس برایش فرقی نمی‌کند که رای بدهد یا ندهد. جوانی را دیدم که معتقد بود برایش آزادی پوشش مهم است و این هم دست رئیس جمهور نیست پس رای نمی‌دهد. یا کسی را دیدم که سفید ماندن شناسنامه‌اش را یک رکورد تلقی می‌کرد و به آن افتخار می‌کرد. از همه عجیب‌تر فردی بود که معتقد بود اگر رای ندهیم ترامپ جنگ راه می‌اندازد و جمعیت ایران تعدیل می‌شود و او می‌تواند فرزندانش را به سر کار بفرستد.

دلایل کسانی که نمی‌خواستند رای بدهند بسیار زیاد بود و برای کسی که می‌خواهد مردم را به رای دادن ترغیب کند پیش از هرچیز شنیدن این دلایل واجب است. آدم‌های این جامعه در دنیاهای متفاوتی زندگی می‌کنند و شاید آن دلیلی که شما را وادار به مشارکت سیاسی می‌کند آنقدرها برای همه قانع کننده نباشد. پس اول گوش دهید بعد به رای دادن دعوت کنید.


 

نوشته شده در یادداشت ثابت - چهارشنبه 96/2/28ساعت 1:20 صبح توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |


کد خبر: 35726 | تاریخ : 1396/2/27 -
16:20

واکنش نماینده تهران به دیدار رییسی و تتلو

واکنش نماینده تهران به دیدار رییسی و تتلو

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی به دیدار یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری با خواننده زیرزمینی واکنش نشان داد.

قانون-نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی به دیدار یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری با خواننده زیرزمینی واکنش نشان داد.

به گزارش قانون به نقل از ایلنا، محمود صادقی در واکنش به این دیدار در توئیتر خود نوشت: «دیدار رییسی با امیر تتلو نمونه‌ای دیگر از رفتار ماکیاولیستی اصولگرایان است. استفاده ابزاری از فقرمردم و تنگناهایی که خود ساخته‌اند».





نوشته شده در یادداشت ثابت - سه شنبه 96/2/27ساعت 11:51 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

   1   2   3   4   5   >>   >