در دوران بـــرزخی ...


























در دوران بـــرزخی ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

   خاطرات علی مطهری از پدرش و آیت‌الله منتظری

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


http://s8.picofile.com/file/8280054384/MONTAZERY_VA_SHAH3D_MOTAH_HARY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8280054968/MONTAZERY_VA_EM8M_XOMEYNY_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8280055726/MONTAZERY_VA_X8MENE_EE_RAHBARY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8280056200/MONTAZERY_1.jpg

 


 آفتاب‌‌نیوز : علی مطهری، نایب رییس مجلس شورای اسلامی به مناسبت سالگرد درگذشت آیت‌الله منتظری در یادداشتی در صفحه تلگرامش، نوشت: «در دوران رژیم شاه ایشان هر وقت از زندان آزاد می شد ابتدا به منزل ما می آمد و گفت و گویی با پدرم داشت و از حال خود در زندان و احیاناً شکنجه ها می گفت. بسیار راحت و بی تکلف و صمیمی بود. مثلاً به من می گفت علی چطوری؟ به خواهر کوچکم می گفت تو عروس من هستی، یا به برادر کوچکم می گفت انگلیسی بلدی، how are you؟ . اصلاً تعینات برخی علما را نداشت. همان طور که می دانید 11 سال با شهید مطهری هم حجره بودند و بسیار صمیمی، به طوری که گاهی طلاب، ایشان را شیخ خراسانی می نامیدند و شهید مطهری را شیخ اصفهانی، عکس آنچه که بود و به قول آقای منتظری در موقع نیاز گاهی دست در جیب یکدیگر می کردند. آیت الله منتظری از دوره طلبگی خود نقل می کند (به این مضمون) که یک روز غذا نداشتیم و پولی هم نداشتیم. آقای مطهری به من گفت برو ببین می توانی پولی قرض بگیری و نانی بخری؟ رفتم گشتم دیدم یکی از دوستان طلبه دور حوض مدرسه فیضیه می چرخد، در پاسخ تقاضای من گفت فقط 2 ریال دارم آن هم برای استحمام. یعنی اینها با این سختی ها درس خواندند. ایشان از نقل این خاطره هم ابایی نداشت که آقای مطهری به من تأکید داشت که نماز شب بخوانم و من تراخم چشمم را بهانه می کردم و این که آب حوض مدرسه برای چشمم مناسب نیست.
 یک شب در خواب دیدم که عثمان بن حنیف از اصحاب امیرالمؤمنین برگه ای به من نشان داد که روی آن با خط سبز نوشته بود: هذه برائه من النار. در همین حال آقای مطهری مرا از خواب بیدار کرد و گفت بلند شو نماز شب بخوان، بهانه نگیر، آب از رودخانه آورده ام. شهید مطهری سه یا چهار سال از آیت الله منتظری بزرگتر بود و نقش برادر بزرگتر را ایفا می کرد. این دو با تأسیس درس فقه و اصول برای امام خمینی مقدمات مرجعیت ایشان را فراهم کردند. آیت الله منتظری از دوره طلبگی نقل کرده است که شهید مطهری می گفت حوزه علمیه آقای خمینی را نشناخته است، ایشان در آینده گل خواهد کرد. البته شهید مطهری در همان قبل از انقلاب درباره خطر گروه «هدفی ها» به رهبری سید مهدی هاشمی به آقای منتظری هشدار می داد و بعد از انقلاب هم آنها مشکلاتی ایجاد کردند.
 در آبان 1357 بنا بود آیت الله منتظری به دیدار امام(ره) در نوفل لوشاتو برود. شب به منزل ما آمدند و درباره مسائلی که بنا بود با امام مطرح شود با پدرم گفت و گو می کردند. در این میان تیمسار مقدم رئیس ساواک همراه با معاونش که صدای کلفتی داشت درب منزل را به صدا درآوردند و اجازه ورود گرفتند. من از پشت درب اتاق به سخنان آنها گوش می دادم. مقدم خطاب به آیت الله منتظری گفت شما که نزد آقای خمینی می روید به ایشان بگویید کارهای شما به نفع کمونیستها تمام می شود و آنها حکومت را به دست خواهند گرفت. آیت الله منتظری حرف او را جدی نگرفت و گفت چرا شما دیروز در نجف آباد کشتار کردید. اما شهید مطهری پاسخ مقدم را داد و گفت اتفاقاً امروز دولت از کمونیستها حمایت می کند و در این چند ماه کتابهای کمونیستی برای مقابله با نهضت اسلامی به وفور چاپ و منتشر می شود. من اسم آن را مارکسیسم دولتی گذاشته ام. در این اثنا آقای هاشمی هم وارد منزل شد و به اتاق دیگری رفت. صبح زود من آیت الله منتظری و پدرم را به فرودگاه مهرآباد رساندم و پدرم برای ایشان کارت پرواز گرفت و ایشان را بدرقه کرد.
 با توجه به این که شهید مطهری بعد از پیروزی انقلاب قصد بازگشت به قم را داشت، اگر ایشان شهید نمی شد فکر می کنم این دو یک تحول اساسی در حوزه علمیه قم ایجاد می کردند و حوزه پیشرفت محسوسی در فقه و فلسفه و کلام و غیره می کرد.
 در روزهای آخر حصر آیت الله منتظری اجازه گرفتم و به ملاقات ایشان رفتم، من بودم و ایشان و شاید احمد. اولین جمله ای که ایشان گفت این بود: «علی دیدی با من چه کردند؟!» گفتم اگر شهید مطهری بود این طور نمی شد. ایشان تأیید کرد. می گفت من بارها خواستم از قائم مقامی رهبری استعفا بدهم اما مانع می شدند. از این که عده ای با حمله به حسینیه اش وسایل آنجا را غارت کرده بودند ناراحت بود و از من می خواست که اقدام کنم. خیلی دلم برایش سوخت که ایشان با آن جایگاهش از من کمک می خواست. پافشاری او بر اصولی مانند عدالت و حفظ جایگاه مرجعیت و افتاء و این که برای حفظ نظام از هر وسیله ای نمی توان استفاده کرد و برای حفظ اسلام نمی‌توان پا روی ضوابط اسلامی گذاشت و نیز صراحت لهجه او وی را به این روز انداخت. به هرحال ما با او خوب رفتار نکردیم همان طور که امروز با افرادی خوب رفتار نمی کنیم. شکستن حصر او مشکلی برای کشور ایجاد نکرد، شکستن حصر محصوران امروز نیز مشکلی ایجاد نخواهد کرد بلکه موجب تحکیم وحدت ملی خواهد شد.»

 

 عکس، تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی


نوشته شده در یادداشت ثابت - یکشنبه 95/10/6ساعت 5:55 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  برخوردی رُک وَ بی-تعارف با سیما ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

http://s8.picofile.com/file/8279868992/AAMPULE_R8STGOO3Y_BE_S3MAA_1.jpg

 محمد طحانی این کاریکاتور را در روزنامه نوآوران منتشر کرده.

 

http://s9.picofile.com/file/8279869542/H8SHEMY_DAR_BARN8MEYE_SORAY_YAA_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8279870934/S3MAA_TAXR3B_7.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8279883834/S3MAA_TAXR3B_5.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8279870284/S3MAA_TAXR3B_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8279862526/S3MAA_TAXR3B_9.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8279882618/S3MAA_TAXR3B_8.jpg

 

 آفتاب‌‌نیوز : این نخستین‌بار نیست که یکی از اعضای کابینه صدا و سیما را به باد انتقاد می‌گیرد اما در چند روز گذشته حسن هاشمی دومین وزیر است که اعتراض خود نسبت به عملکرد رسانه‌ای که باید ملی باشد را بلند کرده است. وزیر راه هم در نامه‌ای از صدا و سیما انتقاد کرده است.
 به گزارش آفتاب‌نیوز؛ این در حالی است که وزیر بهداشت جزو آن دسته از وزرای دولت روحانی است که مورد حمایت اصولگرایان نیز هست
اما به نظر می‌رسد کارد به استخوان رسیده که آقای وزیر این‌گونه در مقابل دوربین صدا و سیما ناراحتی و خشم خود را از صدا و سیما نشان می‌دهد، تا جایی که مجری را خطاب قرار می‌دهد و با صراحت می‌گوید:
کار شما نقد نیست بلکه تخریب دولت است پس شعار خود را از «دیدبانی برای پیشرفت ایران» تغییر دهید
زیرا این کارهای شما فقط باعث پسرفت ایران می‌شود. به گزارش سلامت آنلاین، حسن هاشمی چهارشنبه شب مهمان برنامه ثریا بود تا پاسخگوی برخی نقدها و سوالات درمورد طرح تحول سلامت باشد اما زمانی که بحث مساله حقوق بالای برخی پزشکان مطرح شد و تصویر یکسری فیش‌ها نمایش داده شد وزیر بهداشت تعارف را کنار گذاشت و صدا و سیما را به باد انتقاد گرفت و گفت که برخی از این فیش‌ها دروغ است.
وزیر بهداشت اینطوری تلویزیون را ادب کرد!
 وزیر بهداشت درباره انتقادها نسبت به حقوق بالای برخی از پزشکان گفت: دیوان محاسبات و سازمان بازرسی تاکید کردند که حقوق‌های بالا در دستگاه وزارت بهداشت وجود ندارد. شورای حقوق و دستمزد، وضعیت پرداخت حقوق در همه دستگاه‌ها را بررسی کرده است. سه هفته پیش نوبت به بررسی وزارت بهداشت رسید ما ظرف یک ماه، گزارشی از نظام پرداختی خود را ارایه دادیم، بخشی از آن تایید و بخشی اصلاح شد. این مبنای پرداخت کارانه در حوزه سلامت است. اگر قانون را قبول داریم، باید به آن احترام بگذاریم. در حال حاضر حقوق پزشکان، رتبه 13 را در میان دستگاه‌های مختلف دارد. وی در خصوص چندین فیش حقوقی میلیونی که در این برنامه نشان داده شد، اظهار کرد: یکی از این فیش‌ها که اعلام شد متعلق به یکی ازافراد ستاد وزارت بهداشت و از معاونان من است. ایشان ماهی 340 میلیون تومان کار کرده و 68 میلیون تومان دریافت داشته است. اگر کار نمی‌کرد که این رقم حاصل نمی‌شد. اگر 2 آنژیوگرافی انجام می‌داد با زمانی که 800 آنژیوگرافی کرده است، یکی بود. برای این موضوع نیز پرونده‌ای تشکیل و بررسی شد اما سازمان بازرسی کشور هیچ حکمی روی آن نداد؛ چرا که حق او بود. این ربطی به طرح تحول ندارد. ما در برخی از مناطق رقم بالاتر داریم یعنی جراح مغز، جراح قلب و ارتوپدی هستند که از 7 صبح تا 2 شب در اتاق عمل هستند اگر این نظام پرداخت که فی‌الفور سرویس است و بخشی از درآمد را به شخصی که خود درآمد را ایجاد کرده اختصاص می‌دهد اشتباه است، این قانونی است که از 23 سال پیش اجرا می‌شده و‌ ای کاش اجرا نمی‌شد و حقوق ثابت برای پزشکان در نظر گرفته می‌شد. یکی از فیش‌هایی که نشان دادید مربوط به یک پزشک متخصص زنان است که در منطقه سیستان و بلوچستان 285 عمل زایمان انجام داده است، اگر 25 عمل انجام می‌داد اینقدر می‌گرفت؟ مقام معظم رهبری فرمودند من این درآمدها را مصداق حقوق نجومی نمی‌دانم، مثل حق‌الکشف است و این موضوعی بود که من به آن تاکنون اشاره نکرده‌ام.
 هاشمی همچنین فیش حقوقی 585 میلیون تومانی یک پزشک برای یک ماه را تکذیب کرد و گفت: این فیش قطعا دروغ است، امیدوارم سایر حرف‌هایی که زدید دروغ نباشد.
چرا در خصوص این تخلفات، در دوره قبل صحبت نکردید؟ کار شما تخریب دولت و طرح تحول است، ولی من به خاطر خودتان می‌گویم، مردم حرف‌های شما را قبول ندارند، چون وزارت اطلاعات، سازمان صدا و سیما و مرکز ملی آمار نظر‌سنجی می‌کنند و بر اساس این نظر‌سنجی‌ها مردم از اجرای طرح تحول رضایتمندی دارند، اگر می‌خواهید به کشور خدمت کنید، عینک بدبینی را‌بردارید.
 وی در پاسخ به دعوت دوباره از وی برای حضور در برنامه «ثریا» تاکید کرد: من هر وقت شما بگویید آماده حضور در این برنامه هستم، فرق من و شما این است که ما از صبح تا شب کار می‌کنیم ولی کار شما فقط نقد کردن است.
اگر به جای روشنگری می‌خواهید با اطلاعات غیر مستند افشاگری کنید، به شما می‌گویم این دیدبانی برای پیشرفت کشور نیست. حوزه سلامت مانند امنیت است، کاری که ما کرده‌ایم این است که سال‌ها بی‌توجهی به این مقوله را کمی جبران کرده و دولت و مجلس را نسبت به حوزه سلامت حساس کرده‌ایم.
گفتنی است آمار نظرسنجی پیامکی برنامه ثریا از طرح تحول هم در پایان آمار جالب توجهی بود. با وجود پخش گزارش‌های منفی درباره طرح تحول سلامت، بر اساس نتایج این نظر سنجی 17/46 درصد از مردم از اجرای طرح تحول رضایت داشتند و این آمار در یک برنامه تلویزیونی که معمولا نسبت 10 درصد به 90 درصد است، آمار خوبی است و نشان می‌دهد طرحی که به محرومان کشور معطوف شده با اقبال آنها مواجه است.
 

 عکس، تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی


نوشته شده در یادداشت ثابت - شنبه 95/10/5ساعت 3:7 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  هم-آوایی در جشن ناجوانمردانه دشمنان ...   

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

  صادق زیباکلام: چند وقتی می‌شود که ارکستر مجلسی بزرگ و نیرومند تبلیغاتی اصولگرایان سمفونی «شکست برجام» یا درست‌تر گفته باشیم نقض آن توسط آمریکایی‌ها را به اجرا درآورده. صداوسیما رهبری ارکستر را بر عهده دارد و مخالفین برجام هر چه دارند را به میدان آورده‌اند. ازجمله از محبوبیت چهره‌های کمدین هم دریغ نمی‌کنند. چهره‌هایی که شهامت سیاسی‌شان حتی در حدی نیست که جرئت کنند به پاسبان سر کوچه‌شان دیر سلام کنند، یا وقتی به چهره یک مقام اصولگرا یا صاحب‌منصب حکومتی نگاه می‌کنند تعظیم و سر فرودآوردن فراموششان نمی‌شود، به خودشان اجازه می‌دهند گستاخ‌ترین جسارت‌ها را نسبت به وزیر خارجه‌مان آقای دکتر محمدجواد ظریف معمار ایرانی برجام نثار کنند. چون می‌دانند باد قدرت از کدام سمت وزیدن گرفته والان زمان مجیزگویی و چسباندن نان تملق به تنور اصحاب قدرت در مسئله برجام است؛ اما بسیاری از مردم به نظر می‌رسد آن‌قدر از زمان تصویب برجام در معرض حملات یک‌سویه و در بسیاری از موارد بی‌پایه و اساس مخالفین برجام قرارگرفته‌اند که دیگر عادت کرده‌اند به‌جز مخالفت و مخالفت و بازهم مخالفت از جانب تندروها سخن دیگری در مورد برجام از آن‌ها نشنوند. تا بود که با خود مذاکرات مخالفت می‌کردند و بعد از برجام هم یکسره آن‌ها به باد حمله و انتقاد گرفته‌اند.
 بهانه حملات این دور هم همان داستان همیشگی است: آمریکایی‌ها به تعهداتشان در برجام عمل‌نکرده‌اند. همیشه هم اخباری که مخالفین برجام در ایران به آن‌ها استناد می‌کنند همانند سایر اخبار مربوط به آمریکا مجعول، تحریف‌شده، یک‌سویه، نصفه‌نیمه و عنداللزوم دروغ می‌باشند. این بار هم تکرار همان سناریوی همیشگی است.
 یک مطلبی را تحریف‌شده و ناقص در ارتباط با آمریکا مطرح کردند مبنی بر اینکه آمریکایی‌ها تحریم‌های جدیدی را علیه ایران تصویب کرده‌اند و بعد هم نتیجه‌گیری مطلوب خودشان: اوباما گفته بوده که اگر تحریم‌های جدیدی علیه ایران به تصویب رسد آن‌ها وتو خواهد کرد و دروغ گفته بوده و این تحریم‌ها را وتو نکرده. اگر کسی خواسته باشد که به این سناریوی جدیدی که تندروها به راه انداخته‌اند پاسخ دهد، باید اساس داستان را از پایه در ابتدا تصحیح نماید. مجبور است بگوید که اولاً «خسن» نبوده و «حسن» بوده؛ ثانیاً «خسین» نبوده و حسین است و... الی آخر.
 منتهی همان‌طور که گفتیم مشکل فقط بر سر برجام نیست. هر موضوع دیگری هم که در رابطه با آمریکا باشد و شما بر روی آن دست بگذارید متوجه می‌شوید که مستقل از آنکه حقیقت چه بوده، تندروها همچون داستان برجام آن‌ها به‌گونه‌ای تحریف‌شده، ناقص و یک‌سویه درآورده‌اند که صرفاً در خدمت اغراض و اهداف آمریکاستیزانه‌شان قرار گیرد.
به همین خاطر است که به نظر می‌رسد که مردم دیگر از داستان برجام و مخالفت‌های سیاسی و مغرضانه تندروها با آن به ستوه آمده باشند.
 فی‌الواقع می‌توان گفت که در طی این سه سال و خرده‌ای که روند مذاکرات هسته‌ای شروع شده، آن‌قدر تندروها با آن به مخالفت ایدئولوژیک برخاستند و در راستای آمریکاستیزی مانور داده‌اند که مردم دیگر از اصل‌وفرع برجام خسته شده‌اند. فرقی هم نمی‌کند چه خبر مثبت و چه اخبار یک‌سویه و تحریف‌شده تندروها.
 همین یکی دو هفته پیش بود که خبر مسرت‌بخش موافقت آمریکایی‌ها با فروش هواپیماهای بوئینگ اعلام شد. شاید اگر در یک شرایط و وضعیت دیگری خبر فروش بیش از 80 فروند هواپیمای بوئینگ ایرباس از جانب آمریکا به ایران بیرون می‌آمد و معلوم می‌شد یکی از بزرگ‌ترین معاملات تاریخ صنعت هوایی رقم خورده، مردم ایران هیجان و احساسات بیشتری نشان می‌دادند؛ اما همچون آفتاب تنبل زمستانی اواخر آذرماه که هیچ رنگ و حرارتی ندارد، آن خبر هم هیچ گرما و هیجانی در محافل ایرانیان به وجود نیاورد.
 مطبوعات طرفدار دولت سعی کردند آن را بزرگ کنند و در مقابل «جریان آمریکاستیز» مخالف برجام سعی کرد با سکوت از کنار آن عبور نماید. صداوسیما هم با همان سکوت از کنار آن گذشت. گویا خبر اساساً به کشور دیگری مربوط می‌شد و موضوع چندان به ایران ارتباطی پیدا نمی‌کرد. صدالبته که اگر عکس آن اتفاق افتاده بود، یعنی آمریکایی‌ها به طریقی جلوی فروش ایرباس را گرفته بودند، جریان آمریکاستیز به همراه صداوسیما در بوق و کرنا می‌دمیدند که «ایهاالناس دروغ‌گو بودن آمریکایی‌ها» و «خدعه و نیرنگ بودن و دروغ بودن برجام را ببینید».
 از دو جریان دولتی مخالف و موافق برجام که بگذریم، مردم عادی هم هیچ شور و اشتیاقی نشان ندادند؛ اما چرا مردم عادی خیلی هیجان در خصوص این خبر که می‌تواند تأثیرات بسیار مهمی در روابط میان ایران و آمریکا داشته باشد، نشان ندادند؟
 راستی را آن است که مردم ایران مدت‌هاست که اشتیاقشان را در قبال برجام و در قبال فعالیت‌های هسته‌ای کشور ازدست‌داده‌اند. عن‌قریب وارد چهاردهمین سالی خواهیم شد که شبح نه‌چندان میمون و مبارک مناقشه هسته‌ای بر سر مردم ایران به پرواز درآمده.
سیزده سال است که بحران پرونده هسته‌ای بخشی از زندگی مردم ایران شده است. یک بحرانی ممکن است یک سال، دو سال یا 4سال کشوری و مردمی را گرفتار نماید؛ اما مردم آن کشور امیدوارند که بالاخره نوری در انتهای تونل هست و کشورشان سرانجام از آن بحران بیرون خواهد بود. در جریان جنگ با عراق بالاخره مردم امیدوار بودند که روزی آن جنگ تمام می‌شد. یا سایر بحران‌ها و مشکلات دیگر؛ اما هسته‌ای و درست‌تر گفته باشیم بحران یا مناقشه هسته‌ای سیزده سال است که کشور را گرفتار خود کرده؛ و بدبختانه هیچ نوری هم در انتهای تونل نسبت به تمام شدن آن به چشم نمی‌خورد.
 بعد از بروی کار آمدن آقای روحانی و شروع دور جدید مذاکرات با آمریکایی‌ها،
چقدر امیدوار بودیم که بعد از 8سال رویارویی با غرب بر سر مناقشه هسته‌ای‌مان در دوران آقای احمدی‌نژاد، آن تحریم‌ها و مصیبت‌هایی که کشور را در سال‌های آخر زمامداری اصولگرایان در خود فروبرده بود، روزنه امیدی به نظر می‌رسید در انتهای تونل بحران هسته‌ای نمایان شده. چقدر به مذاکرات میان ظریف و جان کری دل‌خوش کرده بودیم.
 هر بار که کار به بن‌بست نزدیک می‌شد و ظریف و کری ساعت‌ها دونفری پشت درهای بسته در ژنو، لوزان یا وین از سر شب تا دل صبح به مذاکره می‌نشستند چقدر دل در دلمان نبود که وقتی درب باز می‌شود آیا چمدان‌هایشان را برداشته‌ و دارند مذاکره را ترک می‌کنند‌، یا گره بازشده و بعدازظهر مذاکرات از سر گرفته خواهد شد. چقدر دیدوبازدیدهای عیدهایمان در نوروز93و94 خلاصه شده بود در این پرسش که «از مذاکرات چه خبر؟»
چه شب‌ها که به همراه ویژه‌برنامه‌های زنده بی‌بی‌سی فارسی از مذاکرات هسته‌ای به صبح رساندیم و همراه با جان کری، وندی شرمن، آقای مونیز، محمدجواد ظریف، عباس عراقچی و مجید تخت‌روانچی فردا صبحش به خواب رفتیم.
 و چه شبی بود آن شب که بالاخره در تیرماه 94، جانمان به لب آمد تا محمدجواد ظریف، به همراه خانم موگرینی و جان کری با‌ آن عصای بلند مسخره و پای شلش در برابر دوربین‌های تمامی رسانه‌های مهم و معتبر دنیا ظاهر شدند و اعلام کردند که درست در آخرین ساعات و آخرین لحظات طرفین به توافق تاریخی دست‌یافته‌اند. میلیون‌ها نفر از ایرانیان از خبر توافق تاریخی استقبال کردند. هزاران نفر آن شب به خیابان‌های تهران و شهرهای بزرگ آمدند و به رقص و پای‌کوبی پرداختند. به نظر می‌رسید که دوران تلخی، دوران تنش و مناقشه بر سر هسته‌ای سرانجام بعد از 12 سال به پایان رسیده است.
توافقی صورت گرفته که هم ایران می‌تواند دست‌کم به بخشی از فعالیت‌های هسته‌ای‌اش ادامه دهد، هم غربی‌ها کنترل‌ها و نظارت‌های لازم را در خصوص فعالیت‌های هسته‌ای ما به دست آورده‌اند و لذا دیگر نگرانی از بابت برنامه‌های هسته‌ای ما ندارند؛ اما امروز بعد از گذشت قریب به 16 ماه از آن توافق تاریخی که به‌تدریج به نام «برجام» معروف شد، به نظر می‌رسد که بسیاری از آن شور و هیچان، از آن امید و گشایش جای خود را به هاله‌ای از ناامیدی، افسردگی و سرخوردگی داده‌اند.
 به‌نحوی‌که گفتیم خبر فروش بیش از 80 فروند ایرباس آمریکا به ایران نتوانست یخی را بشکند و آبی را در دل مردم ایران گرم نماید. چرا این‌گونه شده؟ چرا بسیاری از مردم آن امید، آن شور و هیجان و آن انتظار بهتر شدن اوضاع بعد از توافق هسته‌ای را ازدست‌داده‌اند؟ چرا به نظر می‌رسد که مردم از داستان هسته‌ای، از داستان توافق هسته‌ای، از داستان برجام و اساساً هر چیز دیگری که مرتبط با هسته‌ای می‌شود، دیگر سرخورده شده‌اند و خیلی برایشان اهمیتی ندارد که چه تصمیمی گرفته شده و کدام سیاست قرار است اعمال شود؟
 شاید سخنی به‌گزاف نرفته باشد اگر گفته شود که حتی اگر به‌جای آنکه گفته شد، «آمریکایی‌ها موافقت به فروش ایرباس‌ها گرفته‌اند»، گفته می‌شد که «مشکلی به وجود آمده و فعلاً تصمیم فروش ایرباس‌ها به تعلیق درآمده»، ازنظر ایجاد واکنش در میان ایرانیان یکسان می‌شد و چندان تفاوتی برایشان نمی‌کرد؟ چرا این‌قدر بسیاری از ما ایرانیان نسبت به برجام و تحولات مرتبط با آن سرخورده و بی‌تفاوت شده‌ایم؟
چرا دیگر برایمان اهمیتی ندارد که فی‌المثل رئیس‌جمهور جدید آمریکا چه موضعی نسبت به برجام اتخاذ کرده یا کنگره یا سنا چه چیزی تصویب کرده‌اند؟ پاسخ بازمی‌گردد به خسته شدن روحی بسیاری از ایرانی‌ها از کل مناقشه هسته‌ای.
 سیزده سال پیش بود که ماجرای هسته‌ای شروع شد و بسیاری از ایرانی‌ها روحاً و جسماً دیگر از داستان هسته‌ای و مسائل مرتبط با آن ازجمله برجام بعد از سیزده سال واقعاً خسته شده‌اند. سیزده سال پیش و اتفاقاً در یک چنین روزهایی بود که شایعه‌ای به راه افتاد مبنی بر اینکه ایران سرگرم فعالیت‌های هسته‌ای می‌باشد.
سرانجام در سالگرد جشن انقلاب 22 بهمن در سال 1382 آقای خاتمی در سخنرانی‌اش رسماً اعلام نمود که ایران مدت‌هاست که سرگرم فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای می‌باشد.
 هیچ‌گاه هم البته مقامات رسمی ایران توضیحی ندادند که با توجه به اینکه ایران بعد از جنگ و از ابتدای دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی شروع به فعالیت‌های هسته‌ای نموده و با توجه به اینکه فعالیت‌هایش در چارچوب عهد و میثاق‌های بین‌المللی بوده، چرا پس مخفیانه فعالیت می‌کرده و آن را به اطلاع آژانس نرسانیده؟
 بعضاً گفته شد که بنا داشتیم پس از تکمیل نطنز و آب سنگین اراک، آژانس را در جریان قرار دهیم؛ بعضاً گفته شد که تا آن مرحله ما مجبور نبودیم که آژانس را در جریان بگذاریم؛ بعضاً گفته شد که چون می‌دانستیم غربی‌ها بانفوذی که در آژانس دارند کارشکنی خواهند کرد، می‌خواستیم بعد از پایان کار به آژانس اطلاع دهیم وقس‌علی‌هذا.
 به‌هرحال پس‌ازآنکه مجاهدین خلق فعالیت‌های هسته‌ای ایران را به آگاهی آمریکایی‌ها رسانیدند، مناقشه هسته‌ای ایران رسماً شکل گرفت. رویکرد اصلاح‌طلبان در دو سال آخر دولت آقای خاتمی در قبال پرونده هسته‌ای‌مان سیاست «کج‌دار و مریز» بود. معتقد بودند که برنامه هسته‌ای کشور را به‌گونه‌ای می‌بایستی به‌پیش ببریم تا تبدیل به یک بحران و یک رویارویی میان ما و غرب نشود. بعضاً یک مقداری عقب‌نشینی کنیم، بعضاً یک مقداری پیشروی بمانیم، داوطلبانه غنی‌سازی را به مدت دو سال تعلیق نمودند وقس‌علی‌هذا.
 اما آقای احمدی‌نژاد که در انتخابات ریاست جمهوری تیرماه 84 به پیروزی شگفت‌انگیزی نائل شده بود، هنوز در پاستور مستقر نشده بود که سیاست اصلاح‌طلبان را در خصوص هسته‌ای بنیاداً دگرگون ساخت.
او نه‌تنها سیاست «کج‌دار و مریز» را کنار گذارد، بلکه رسماً اعلام داشت که سیاست هسته‌ای قبلی «خیانت» بوده و او بنا دارد تا با تمام وجود و تمام سرعت برنامه‌های هسته‌ای کشور را به‌پیش ببرد.
 غربی‌ها هم پرونده هسته‌ای ایران را از شورای حکام در وین به شورای امنیت در نیویورک انتقال دادند و به دنبال آن قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران یکی پس از دیگری صادر شدند و تحریم‌های همه‌جانبه از اواخر دهه 1380 به جریان افتاد.
 آقای احمدی‌نژاد قطعنامه‌ها را «ورق‌پاره» خواندند و در خصوص تحریم‌ها هم گفتند که «تحریم‌ها باعث تقویت بنیان اقتصادی کشور خواهد شد» و در یک‌کلام هسته‌ای به‌سرعت در دوران حاکمیت همه‌جانبه اصولگرایان تقلیل یافت به یک ابزار و وسیله‌ای در دست تندروها به‌منظور گسترش آمریکاستیزی و دشمنی با غرب.
 در تمام 8 سالی که اصولگرایان سکان هدایت کشتی سیاست خارجی ایران را در دست داشتند، از هسته‌ای در جهت تداوم ضدیت با غرب و بالأخص آمریکا بهره‌برداری می‌شد. صورت‌مسئله مناقشه هسته‌ای را اصولگرایان هرگز اجازه ندادند آن‌گونه که واقعاً می‌بود در ایران مطرح شود.
 مشکل غرب با برنامه هسته‌ای ایران بر سر آن بود که آن‌ها نگران توان بالقوه ایران در جهت ساخت سلاح هسته‌ای بودند. هر کشوری که بتواند اورانیوم را سه درصد غنی‌سازی نماید که موردنیاز سوخت راکتورهای تولید برق می‌باشد، آن کشور هرگاه که اراده کند می‌تواند به فاصله یکی، دو سال اورانیوم را در حد بالای 90 درصد که برای ساخت سلاح هسته‌ای موردنیاز است ایضاً غنی‌سازی نماید؛ بنابراین
غربی‌ها نگران توان بالقوه غنی‌سازی ما و هر جنبه دیگری که می‌توانست در جهت ساخت سلاح هسته‌ای قرار بگیرد بودند.
 البته این توان در خصوص هر کشور دیگری هم که چرخه غنی‌سازی را کامل می‌کند وجود دارد؛
اما سؤال اصلی آن بود که چرا این نگرانی در خصوص کشورهای دیگر که دانش غنی‌سازی را به دست می‌آورند وجود ندارد و چرا فقط در خصوص جمهوری اسلامی ایران این نگرانی وجود می‌داشت و غربی‌ها خواهان کنترل، محدودسازی و نظارت خیلی دقیق بر برنامه‌های هسته‌ای ما هستند؟
 متأسفانه در تمامی دوران ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد که مناقشه هسته‌ای جریان داشت، اصولگرایان پاسخی که به این سؤال می‌دادند، پاسخی انحرافی می‌بود. پاسخ آن‌ها این بود که چون هسته‌ای باعث پیشرفت و ترقی گسترده‌ای در اقتصاد، صنایع و توسعه کشور می‌شود و چون غربی‌ها دشمن ما هستند، پس بنابراین نمی‌خواهند و نمی‌گذارند که ما به دانش هسته‌ای دست پیدا کنیم و یک‌شبه ره صدساله را در علم و فن‌آوری و رشد و توسعه کشور را طی کنیم.
 بنابراین برای جلوگیری از پیشرفت و ترقی ایران و برای اینکه نگذارند ما موفق شویم تا از نیروی هسته‌ای بتوانیم در تولید برق استفاده کنیم بعلاوه به سایر فن‌آوری‌های پیشرفته هسته‌ای دست پیدا کنیم، لذا با برنامه‌های هسته‌ای ‌ ما مخالفت می‌ورزند.
 درحالی‌که صورت‌مسئله از اساس چیز دیگری می‌بود. اصل مناقشه همان‌گونه که گفتیم نه بر سر دست‌یابی ایران به توان هسته‌ای می‌بود و نه بر سر پیشرفت‌هایی که درنتیجه برخورداری از توان هسته‌ای در کشور به وجود می‌آمد بلکه غربی‌ها نگران توان بالقوه ایران در جهت تولید سلاح هسته‌ای می‌بودند. ما تنها پاسخی که در قبال این نگرانی غربی‌ها ارائه می‌دادیم آن بود که «اسلام با تولید سلاح هسته‌ای مخالف است.»
 اینکه چرا این نگرانی در خصوص هیچ کشور دیگری وجود ندارد اما غربی‌ها نگران تولید سلاح هسته‌ای در ایران هستند بازمی‌گردد به سیاست ایران مبنی بر نابودی کشور اسراییل. غربی‌ها نگران توان بالقوه کشورهای دیگری که همچون ایران فعالیت هسته‌ای داشته و غنی‌سازی انجام می‌دهند، نمی‌باشند.
 اگر برنامه‌های هسته‌ای می‌توانستند باعث جهش و پیشرفت‌های اقتصادی در کشورها شوند، کره شمالی، ترکمنستان، پاکستان، قرقیزستان، قزاقستان و برخی کشورهای دیگر که ازنظر پیشرفت‌های هسته‌ای خیلی جلوتر از ایران هم هستند امروزه می‌بایستی در ردیف کشورهای موفق صنعتی می‌بودند؛ اما کافی است این کشورها را با امثال مالزی، ترکیه، هند، برزیل، آرژانتین، کره جنوبی، تایوان، سنگاپور و... مقایسه کنیم تا معلوم شود که نه غنی‌سازی و نه هیچ‌یک از جنبه‌های دیگر هسته‌ای فی‌نفسه باعث رشد و شکوفایی هیچ کشوری نمی‌شوند.
 اما اصولگرایان هم سعی کردند که این‌گونه به مردم القاء کنند که هسته‌ای باعث پیشرفت‌های محیرالعقول برای کشور می‌شود و هم سعی کردند تا فعالیت‌های هسته‌ای کشور را در هاله‌ای از قداست انقلابی و عواطف و احساسات ناسیونالیستی قرار بدهند.
 به‌نحوی‌که مردم باور کنند که غربی‌ها با زورگویی می‌خواهند جلوی پیشرفت‌های ایران را بگیرند؛ می‌خواهند ایرانی‌ها را از حق برخورداری از دانش هسته‌ای محروم نمایند؛ می‌خواهند جلوی رشد و ترقی ایرانیان را بگیرند و همه این‌ها به‌واسطه آن است که مردم ایران می‌خواهند مستقل باشند؛ می‌خواهند بر روی پاهای خودشان بایستاند و نمی‌خواهند وابسته به غرب و آمریکا باشند.
 
 
  مـتـن کـامـل

 عکس، تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی


نوشته شده در یادداشت ثابت - پنج شنبه 95/10/3ساعت 7:50 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

   با معتادان ... آشنا شوید!   
 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 اعتیاد در دوره جدید شکل و شمایل گذشته را ندارد. طوری که مصرفی برخی از مواد جدید حالت لوکس و شیک پیدا کرده است که در اصطلاح روان شناسان، به اعتیاد «یقه سفیدها» معروف شده است.
با معتادان یقه سفید آشنا شوید!
میگنا: این روزها اعتیاد چهره ­اش را عوض کرده است و دیگر مثل سال­های پیش نیست که فرد معتاد از بیست فرسخی چراغ راهنما می­ زد. محرک­ها و مخدرهای امروزی باعث شده­ اند سبک جدیدی در زندگی معتادان ایجاد شود که به هیچ­وجه از نظر ظاهری قابل شناسایی نباشند. اعتیادی که این روزها به اعتیاد یقه سفیدی معروف شده است و هرچقدر که ظاهر آرامی دارد ولی ممکن است با کوچک­ترین تحریکی مثل دینامیت منفجر شود و ترکش­هایش باعث بروز خسارت­های جبران ناپذیری شود. یقه سفیدی به علت شیوه مصرف بی­ دردسر طرفداران پر و پا قرصی برای خود دست و پا کرده است و ممکن است دوست، همکار و حتی اقوام نزدیک شما بدون اینکه بو ببرید، زیر دماغ­تان شیشه و محرک­هایی از این دست را مصرف کنند.
 با کلاس­ها یقه سفید می­ شوند
 علیرضا یگانگی کارشناس اعتیاد در گفت­گوی اختصاصی با ما از علایم و دلایل گرایش به محرک­های روانگردانی نظیر کوکائین می­گوید :
-اصولا چند نوع معتاد به مواد مخدر داریم؟
 ما انواع مختلفی از اعتیاد داریم که در این نوع اعتیادها اشخاصی به عنوان زیر مجموعه قرار دارند. زیر مجموعه قرار گرفتن افراد برای دسته بندی آن­ها است.
یک معتاد حرفه ای داریم، یک معتاد تفننی داریم یک سری معتادها هستند که مصرفشان با حذف جایگاه اجتماعی شان است ، و یک سری معتاد خلاف کار داریم. معتاد حرفه ای یا به اصطلاح همان ته خطی معمولا افرادی هستند که به کارتن خوابی می افتند.
درباره دلایل اعتیاد خیلی از روزنامه ها مانور می دهند که مثلا طلاق ، دوست یا غیره است یا پایه مذهبی دارد یا ندارد ولی وقتی برایشان مثال میزنی میفهمند که تمام اینها میتواند رد بشود.
وقتی نداشتن علم و تحصیل را یکی از دلایل اعتیاد در نظر میگیری، من دکتری را مثال میزنم که جراح مغز بوده است و کارتن خواب شده است و البته الان ترک کرده و خوشبختانه دوباره سرکار خودش برگشته است. برای همین اصلا قابل چارچوب بندی نیست. من برایتان معتادی می آورم که جایگاه اجتماعی او را بعید میدانم کسی داشته باشد ولی کارتن خواب شد.
 یقه سفید­ها بیشتر چه موادی مصرف می­کنند؟
 معمولا کوکائین مصرف می­کنند چون از لحاظ اجتماعی وضعیت خوبی دارند. در میان این افراد معتاد به هروئین نمی­توان پیدا کرد چون اگر مصرف کننده هروئین شوند کم ­کم به سمت معتاد شدن، می ­روند. اینکه این جور افراد روزی به کارتن خوابی یا همان معتاد حرفه ­ای می­رسند یا نه هم، باز ممکن است و بستگی به پیشرفت بیماری در این افراد دارد. با توجه به رشد بیماری و نوع مصرف و شرایط روحی و روانی این افراد احتمال اینکه این افراد بعد از چند سال در ورطه معتادان حرفه­ ای قرار بگیرند، که ما آن ها را معتادان خیابانی می­شناسیم ، بسیار زیاد است.
-بیشتر چه کسانی در معرض این نوع اعتیاد هستند؟
معمولا این نوع اعتیاد کسانی را درگیر می کند که دارای پایگاه اجتماعی هستند.
مکان مصرف کجاست؟
 الان مصرف کوکائین احتیاج به مکان خاصی ندارد. این افراد بازیگرها و بازیکن­های خودشان را پیدا می­کنند. برای مثال شما 50 تا دوست دارید ولی وقتی قصد رفتن به کوه را دارید 3 نفرشان را صدا می­ کنید. این افراد هم همینطور یار بازی­شان را در بین خودشان پیدا می­کنند تا باهم مصرف کنند. معمولا هم مشکلی برای مکان مصرف ندارند چون دفتر یا محل کاری دارند که از آن برای این کار استفاده می­ کنند. این افراد حتی نوع تهیه جنس­شان هم خاص است. افرادی را دارند که به قول معروف ساقی هستند آنقدر ظاهر متفاوتی دارند که شاید باور کردنی نباشد آدمی به این متشخصی مواد فراهم بکند.
 یقه سفیدها هزینه های­شان نسبت به انواع دیگر اعتیاد بیشتر است؟
خود
مصرف کوکائین جز پرخرج ترین هاست. کسی را میشناختم که هزینه اش برای مصرف به روزی یک میلیون هم می­رسید. معمولا این افراد وضع مالی خوبی دارند و مشکلی برای تهیه جنس ندارند.
یعنی ظاهر این افراد هیچ وقت اعتیادشان را آشکار نمیکند؟
امکان ندارد تاثیر گذار نباشد ولی کوکائین ظاهر را خیلی از بین نمی­ برد و عمده تاثیرش فقط روی مغز است.
 -این آدم­ها با این جایگاه اجتماعی و درآمد خوب چرا سمت مصرف مواد می­روند؟
هیچ دلیل قطعی­ای ندارد. ممکن است برای هر کس دلیلی داشته باشد.
 تفاوت نوع اعتیاد یقه سفیدها با معتادان کلاسیک در چیست و چه ویژگی­های خاصی دارند؟
 کمک کردن به این جور آدم ها خیلی سخت­تر از کمک کردن به معتادهای دیگر است چون این افراد چیزی را از دست ندادند خیلی سخت میشود آن­ها را متقاعد به ترک کرد. اگر از مضرات اعتیاد بگویید می­گویند مشکلاتی که برای بقیه ایجاد کرده است که برای من ایجاد نشده است.
 با معتادان یقه سفید آشنا شوید!
رودر رو با یک مصرف کننده شیشه.
محمد بیست و هشت ساله و لیسانس ادبیات فارسی است و دو سال است که به دور از چشم خانواده شیشه مصرف می­کند.
 زمان انتخاب رشته خیلی اصرار کردند که رشته به اصطلاح نان و آب­دار انتخاب کنم ولی پایم را در یک کفش کردم که باید ادبیات بخوانم ولی در میانه راه از درس زده شدم، فکر می­کردم دانشگاه شرایط را مهیا می­کند تا نویسنده شوم ولی عملا خبری نبود. دوران دانشجویی ­ام طولانی شده بود و از طرف خانواده تحت فشار قرار می­گرفتم که هرچه زودتر درسم را تمام کنم. یک شب که برای درس خواندن در خوابگاه مانده بودم حسابی کلافه بودم و اصلا حوصله درس­ها را نداشتم و
مدام سیگار می ­کشیدم ولی آرام نمی ­گرفتم. یکی از دوستانم که خود مصرف کننده بود به من پیشنهاد کرد که یک پُک شیشه بزنم، بعد درس بخوانم. به ­قدری کلافه بودم که قبول کردم. مثل آب روی آتش بود و تمام استرس و فشار از رویم برداشته شد.
 دو سالی هست که کم و بیش شیشه مصرف می­کنم. اوایل زمانی که شیشه مصرف می­ کردم به شدت انرژیک می­ شدم و تمرکزم به شدت بالا می­رفت و سرم پر می­شد. پر از ایده برای نوشتن داستان و نمایشنامه و این تنها چیزی بود که آن زمان نیاز داشتم. مدرکم را هم با کمک مصرف گرفتم. علاوه بر این از نظر قوای جسمانی هم تهییج می­شدم و منی که سال به سال پیاده­روی هم نمی­کردم با دوستانم چندین سِت والیبال بازی می­کردم.
همین موارد باعث شده بود که اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم و در برخوردهایم با دیگران موفق­تر عمل کنم. اما حالا دیگر به آن حس و حال نمی­رسم و فقط برای رها شدن از استرس ­هایم مصرف می­کنم. هیچ­وقت توهمات عجیب و غریب نزدم ولی به شدت فکرم را باز می­کرد و برای نویسنده چه چیزی بهتر از پرواز دادن تخیل؟
 جرایم ناشی از مصرف شیشه به شدت دردناک هستند.
 سوزاندن صورت نوزاد با سیگار
 سارا شاکری که در بخش پذیرش پزشک قانونی تهران مشغول به کار است، موارد بسیار زیادی از جرائم ناشی از مصرف شیشه دیده است. مواردی که تاثیر بسیار بدی بر ذهن و روحش گذاشته­اند. «یک‌بار آقایی را آوردند که شیشه مصرف کرده بود. توهم زده بود و پسر دو ساله‌اش را با 14 ضربه چاقو به قتل رسانده بود، بعد هم پای خانومش را با ضربه قمه از مچ قطع کرده بود. تنها شانسی که آوردند این بود که خواهر آقا پزشک بود و پای قطع شده را داخل کیسه یخ انداخته بودند و برای پیوند به بیمارستان برده بودند.» خانم شاکری پس از به یاد آوردن این صحنه دل­خراش کمی به هم می­ریزد ولی هرطور هست خودش را کنترل می­کند.
«یک بار هم یک بچه یک و نیم ساله را آوردند که پدر و مادرش شیشه می‌کشیدند. توهم که می‌زدند تمام صورت بچه را با سیگار می‌سوزاندند. یک جای سالم روی بدن بچه طفل معصوم نمانده بود.»
 پژوهشگر ارشد حوزه اعتیاد از توهمات شگفت ­انگیز و خطرساز معتادان به شیشه می­ گوید:
 

  مـتـن کـــامـــل  

 عکس، تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در یادداشت ثابت - چهارشنبه 95/10/2ساعت 10:5 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  تو روزی باز خواهی گشت ... 
 

 

http://s8.picofile.com/file/8279410550/HOZURE_TOU_H_PAN8HY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8279411118/ZENDEGY_S_SEPEHRY_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8279411692/JOHARE_ESHQE_TOU_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8279412492/POLY_BE_JANGAL_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8279413150/B8R8NE_P8EEZY_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8279413442/B8R8NE_P8EEZY_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8279413950/MOHABBAT_TAQS3ME_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8279414526/HAMR8H_1.jpg

 

 تو را با برگ برگ این چمن پیوند پنهان است / تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد 
 و اشک من ترا بدرود خواهد گفت. / نگاهت تلخ و افسرده است  
 دلت را خار خار نا امیدی سخت آزرده است. / غم این نابسامانی همه توش وتوانت را زتن برده است 
 تو با خون وُ عَرق این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی / تو با دست تهی با آن همه طوفان بنیان کن در افتادی
 تو را کوچیدن از این خاک ،دل بر کندن از جان است / تو را با برگ برگ این چمن پیوند پنهان است 
 تو را این ابر ظلمت گستر بی رحم بی باران / تو را این خشکسالی های پی در پی 
 تو را از نیمه ره بر گشتن یاران / تو را تزویر غمخواران ز پا افکند 
 تو را هنگامه شوم شغالان / بانگ بی تعطیل زاغان، در ستوه آورد 
 تو با پیشانی پاک نجیب خویش / که از آن سوی گندمزار 
 طلوع با شکوهش خوشتر از صد تاج خورشید است / تو با آن گونه های سوخته از آفتاب دشت 
 تو با آن چهره افروخته از آتش غیرت / که در چشمان من والاتر از صد جام جمشید است 
 تو با چشمان غمباری / که روزی چشمه جوشان شادی بود 
 و اینک حسرت وُ افسوس بر آن سایه افکنده ست / خواهی رفت 
 وَ اشک من ترا بدرود خواهد گفت / من اینجا ریشه در خاکم 
 من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم / من اینجا تا نفس باقیست می مانم 
 من از اینجا چه می خواهم، نمی دانم / امید روشنائی گر چه در این تیره گی ها نیست 
 من اینجا باز، در این دشت خشک تشنه می رانم / من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی 
 گل بر می افشانم. 
 من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید / سرود فتح می خوانم 
 وَ می دانم / تو روزی باز خواهی گشت 

 

 « فریدون مشیری »

 

 عکس، تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در یادداشت ثابت - سه شنبه 95/10/1ساعت 5:11 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 ابتلا به بلای جهل وُ خُرافه ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

* قرن 13 طاعون شا?ع شد، کل?سا آن را نشانه گناهان ?هود?ان دانست، 12هزار ?هود? در باوار?ا و استراسبورگ سوزانده شدند. بق?ه مردم را طاعون کشت.

* پا?ان قرن 16 برا? مدت? جراح? ممنوع شد. پاپ معتقد بود که در روز رستاخ?ز قطعات بدن نم?توانند ?کد?گر را پ?دا کنند! هزاران نفر با ا?ن تصم?م پاپ مردند بلکه اجزا? بدنشان در روز رستاخ?ز گم نشود!

* قرن 17 ادعا شد لمس استخوانها? ?ک قد?س در فلورانس باعث شفا م?شود، ز?ستشناس? تصادف? کشف کرد که استخوان ?ک بز است، اما استخوانها همچنان شفا م?داد!
* انسان ها نه نادان به دنیا مى آیند و نه احمق آنها توسط آموزش اشتباه، احمق م?شوند!
بزرگترین دشمن سعادت و آزادى انسانها دفاع کورکورانه از عقاید و باورهاى غلط است.

 

 «برتراند راسل»

 تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی


نوشته شده در یادداشت ثابت - دوشنبه 95/9/30ساعت 7:16 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 شناسایی علائم آلزایمر از 7 سال قبل

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


 

http://s8.picofile.com/file/8279134568/AALZ8YMER_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8279135326/P8CHEHX8RYE_M_MOD3RY_2.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8279137118/P8CHEHX8RYE_M_MOD3RY_3.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8279137626/P8CHEHX8RYE_M_MOD3RY_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8279138392/P8CHEHX8RYE_M_MOD3RY_5.jpg

 

 

  میگنا: محققان دانشگاه لودوینگ ماکسیمیلیان آلمان در مطالعه ای به پیشرفت غیرمنتظره ای دست یافته و دریافتند مغز افرادی که به صورت ژنتیکی مستعد آلزایمر است، به احتمال زیاد حدود هفت سال قبل از زمانی که انتظار می رود زوال عقل بروز یابد، واکنش ایمنی غیرطبیعی را نشان می دهد.
 مطابق تحقیق فوق، این واکنش های ایمنی می تواند با استفاده از یک پروتئین به نام «TREM2» که در مایع مغزی نخاعی شناسایی شده اند، نمایان شود و به پزشکان این امکان را می دهد که پیشرفت این بیماری را دنبال کنند. بنابراین، هنگامی که محققان میزان
پروتئین « TREM2
» را اندازه گیری می کنند – که توسط برخی از سلول های ایمنی مغز به نام میکروگلیا جدا شده- افزایش فعالیت ایمنی مغز را درمی یابند.
 پژوهشگران بیان کردند که می توان چندین سال قبل از وقوع علائم زوال عقل، افزایش میزان TREM2 را تحت نظر قرار داد و در نتیجه زمان بندی برای شروع زوال عقل را دقیقا پیش بینی کرد. بنابراین در حالی که آلزایمر در حال پیشرفت است، میزانTREM2 می تواند معیاری برای پیگیری فعالیت ایمنی باشد، صرف نظر از این که این بیماری ژنتیکی است یا نه.
 همچنین ممکن است TREM2 به عنوان یک معیار درمانی برای نظارت بر واکنش مغز به دارو به کار رود. در این تحقیق 127 نفر، با میانگین سنی 40 سال، که از نظر ژنتیکی مستعد ابتلا به بیماری آلزایمر بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. اکثریت قریب به اتفاق آنها هیچ نشانه ای از زوال عقل نداشتند و یا تنها دارای اختلالات شناختی جزئی بودند.


نوشته شده در یادداشت ثابت - یکشنبه 95/9/29ساعت 7:7 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 چرا پست‌هایی را می‌گیرید که ...  

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s8.picofile.com/file/8279042550/P8CHEHX8RYE_M_MOD3RY_1.jpg

 

 

 خبرآنلاین، فرهنگ، تلویزیون:
 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، برنامه «دورهمی» شب گذشته 26 آذر با موضوع شجاعت به روی آنتن شبکه نسیم رفت.
در بخش پایانی برنامه مهران مدیری صحبت‌هایی درباره شجاعت بیان کرد که واکنش‌ها و انتقادات بسیاری را در فضای مجازی به همراه داشت.
 سخنان مدیری که باعث این واکنش‌ها شد به این شرح است: «
جرات نقطه مقابل سازشکاری است که ما اسمش را می‌گذاریم عملکرد جنتلمنانه یا پاس دادن به هم برای بقا. اجرای خیلی چیزها نیاز به جرات دارد و کسانی که پرونده پاکی دارند جرات عبور از سازشکاری را دارند.
یکی تصادف می‌کند هیچ کس به او کمک نمی‌کند چون می‌گویند شاید پای ما هم وارد ماجرا شود. بعد تصور کنید
چگونه یک عده جرات کردند وارد عملیاتی بشوند که به آن ها گفته‌اند برگشتی در آن نیست. اگر ما بودیم چه کار می‌کردیم؟ امروز که شرایط کاملا عادی است جواب آن دل و جرات خارق العاده را با منفعت طلبی و سازشکاری‌ می‌دهیم. اگر جرات انجام بعضی کارها را ندارید پس چرا پست‌هایی را می‌گیرید که انجام وظایفش دل و جرات می‌خواهد؟»
 پس از پایان برنامه جنجالی در فضای مجازی ایجاد شد و منتقدان می گویند که مدیری با بیان کلمه سازشکار نقدی به سیاست خارجی دولت یازدهم داشته است.

 

 عکس، تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در یادداشت ثابت - شنبه 95/9/28ساعت 11:29 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  بی تو ای مستی من ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

 سالها در پی عشقی نگران می گذرم / بی خبر ساعت و اما به زمان می گذرم 
 سالها بوی خوش عشق، نفس می گیرد / از کنار گل وُ ریحان نفسان  میگذرم 
 از هوس بازی وُ عشق دگران می ترسم / از کنار می وُ میخانه چنان  میگــذرم 
 از شب تار وُ دل سوته دلان می نالم / از در بز وُ گل کوزه گران  میگـذرم 
  با نگاهی به گذشته من از آن بگذشتم / با شتاب قدم اسب دوان،  میگــذرم 
 با لب سوخته-ای همچو لب تشنه لبان / از سر چشمه آب دگران  میگـــذرم 
 با تو ای همدم، ای خورشیدم / از کنار مَه وُ مهتاب عیان میگـذرم 
 با تو ای هستی من از همگان دل کندم / بی تو ای مستی من از دو جهان میگذرم 

 

 عکس، تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی


نوشته شده در یادداشت ثابت - شنبه 95/9/28ساعت 2:16 صبح توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 پرده جهل وُ ضلالت بدرید

 

http://s8.picofile.com/file/8278839634/M3L8DE_MOHAMMAD_VA_JA_AFARE_S8DEQ_6.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8278840118/M3L8DE_MOHAMMAD_VA_JA_AFARE_S8DEQ_3.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8278840634/M3L8DE_MOHAMMAD_VA_JA_AFARE_S8DEQ_5.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8278841076/M3L8DE_MOHAMMAD_VA_JA_AFARE_S8DEQ_1.jpg

 

 ز عنایات خداوند غفور / شهر یثرب شده در هاله نور 

 باقر حلم پیمبر مسرور / خانه اش به بود از وادی طور 

 هفده ماه ربیع المولود / نیر برج ولا چهره گشود 

 غم ز دلهای محبان بریود / وجد وُ شادی به دل ما افزود 

 گلی از گلشن طاها بدَمید / که شَمیمَش به دل ما بوَزید 

 مذهب شیعه از او گشته پدید / پرده جهل وُ ضلالت بدرید 


«
ابوالفضل آسمانی»
 

 عکس، تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی


نوشته شده در یادداشت ثابت - جمعه 95/9/27ساعت 2:38 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

<   <<   6   7   8   9   10   >>   >