در دوران بـــرزخی ...


























در دوران بـــرزخی ...

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  روابط آزاد دختر و پسر ... 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

http://s8.picofile.com/file/8294025192/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_6.jpg

http://s8.picofile.com/file/8294025368/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_11.jpg

http://s8.picofile.com/file/8294025118/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_10.jpg

http://s8.picofile.com/file/8294025818/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_12.JPEG

http://s8.picofile.com/file/8294025968/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_5.jpg

http://s9.picofile.com/file/8294026218/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_7.jpg

http://s8.picofile.com/file/8294026342/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8294027150/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_8.jpg

http://s8.picofile.com/file/8294026634/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_4.jpg

http://s9.picofile.com/file/8294026900/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_2.jpg

http://s8.picofile.com/file/8294027726/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_9.jpg

http://s8.picofile.com/file/8294028168/R8BETEYE_DOXTAR_VA_PESAR_3.jpg

 

  دکتر کیهان نیا : روابط آزاد دختر و پسر و شکسته شدن قبح چنین روابطی، باعث ایجاد روحیه بی اعتمادی و بدبینی نسبت به همسر می شود و این ذهنیت آزار دهنده در فرد شکل می گیرد که آیا همسرش پیش از این، چنین رابطه ای را تجربه کرده است یا نه؟ و یا ممکن است همسرش در زندگی به او خیانت کند؟ این بی اعتمادی و شک هیچ گاه فرد را رها نمی کند.
چرا روابط دختر پسر و دوستی های قبل از ازدواج اشتباه است؟
میگنا: غریزه جنسی بسیار نیرومند است و در هر دو جنس زن و مرد قرار داده شده است و بسیاری از امور عاطفی، روانی و رفتاری انسان را درگیر خود می‌ کند آنچه می ‌تواند به چنین نیاز مهم انسان پاسخ دهد ازدواج است، اگر مسیر این نیازهای عاطفی و جنسی به جای ازدواج به روابط دختر پسر و دوستی با جنس مخالف ختم شود، بزرگترین آسیب‌ها و مشکلات متوجه دختران و پسران جوان شده که تا آخر عمر ممکن است دامن آن ‌ها را گرفته و جبران آن به سختی و گاهی غیر ممکن خواهد بود، از این رو به بعضی از آسیب ها و نتایج تلخی که روابط دختر پسر برای هر فرد به دنبال دارد می‌پردازیم. البته پیامدهای این روابط به دلیل لطافت روح بیشتر متوجه دختران است.
**پیامدهای‌ روابط دختر پسر:
1- آسیب های روحی و روانی و ابتلا به افسردگی
برقراری عاطفی و احساسی روابط دختر پسر مخصوصاً در سن نوجوانی، از آن جا که اغلب به ازدواج نمی انجامد، فرد را دچار افسردگی می کند.
گاهی دختری به پسری علاقه مند شده و تنها به این خاطر که فکر می کند آنها فقط برای هم هستند حتی خود را در اختیار او قرار می دهد اما بعد از بی‌ وفایی پسر، به شدت دچار سرخوردگی و افسردگی شدید می شود و نیز اعتماد چنین شخصی از جنس مخالف به خاطر بیوفایی هایی که در نتیجه آن ارتباط دیده، سلب خواهد شد و حتی در زندگی آینده نمی تواند به همسرش اعتماد کند و همیشه فکر می کند ممکن است همسرش هم روزی به او خیانت کند و او را رها کند.
2- جاذبه ها، احساسات و عشق کاذب مانع شناخت صحیح طرفین از یکدیگر می شود
در روابط دختر پسر ممکن است دختر و پسری که با هم رابطه دوستی و عاشقانه برقرار می کنند دوستان خوبی برای هم باشند اما زمانی که در نقش همسری قرار می گیرد، متفاوت رفتار کنند.
بسیاری از زنان و مردان جوان بعد از آغاز زندگی مشترک و رفتن به زیر یک سقف متوجه ایرادات و نقایص طرف مقابل و تضادهایشان با هم می شوند. بنابراین این نکته را همیشه به یاد داشته باشید که جاذبه و وابستگی در دوستی ها و روابط قبل از ازدواج مانع دید بهتر شما از طرف مقابل می شود.
3- از دست دادن فرصت ها و کم شدن میل به ازدواج
بسیاری از دختران وقتی با جنس مخالف خود دوست می شوند و
وعده ازدواج پسران را جدی می گیرند فکر می کنند که شریک زندگی و همسر آینده خود را پیدا کرده اند بنابراین خواستگاران خود را حتی با بهترین شرایط رد می کنند اما آنها نمی دانند با این کار از مسیر درستی که می توانند با انتخاب شریکی شایسته فرصت برقراری یک رابطه احساسی و عاطفی باثبات را فراهم کنند دور می شوند و بازیچه روابط ناپایدار می شوند و چه بسا سالها عمر و جوانی خود را به پای پسری تلف می کنند و در آخر هم یا پسر او را رها می کند و ازدواجشان به هم می خورد یا ازدواجی ناموفق و ناپایدار دارند. پسر هم وقتی با یک دختری دوست می شود با تامین نیازهایش دیگر به دنبال ازدواج نمی رود و شرایطی به وجود می آید که از ایجاد رابطه صمیمانه، پایدار و متعهدِ چارچوب دار، مانند ازدواج، طفره می رود.
کم شدن میل به ازدواج، بالا رفتن سن ازدواج و از دست دادن فرصت های خوب در ازدواج از نتایج و پیامدهای دوستی با جنس مخالف و روابط دختر پسر است.
4- اتلاف وقت
دختر و پسر فرصتی را که می توانند با مطالعه، تفریح یا ورزش سپری کنند با پیامک بازی و چت کردن های طولانی مدت و بیهوده تلف می کنند که در انتها جز خستگی و ضرر مادی سودی برایشان ندارد.
5- آسیب ‌های اجتماعی
دختری که در شهری کوچک با پسری ارتباط دارد و ارتباط او آشکار می شود، چنین شخصی وقتی ازدواج کند ممکن است از طرف همسر و خانواده او سرزنش ‌شود و به هر بهانه‌ای، روابط قبلی وی را به رخش بکشند. این پدیده می ‌تواند تهدیدی برای پایگاه خانواده باشد.
6- ضعیف شدن حس اعتماد، بی اعتمادی و بدبینی
دختران و پسرانی که بر اثر آشنایی در خیابان یا محیط های دیگر و ایجاد علاقه و دوستی بین آنها، به ازدواج اقدام می کنند،
گاهی در زندگی آینده دچار بی اعتمادی و بدبینی می شوند، زیرا با خود می گویند همسر او که به راحتی با او دوست شده و با او ارتباط برقرار کرده است، آیا امکان دارد که قبلاً با فرد دیگری نیز دوست شده باشد؟ و یا بعداً با شخش دیگری رابطه برقرار کند؟ این فکر همیشه برای زوجین آزار دهنده است و در روابط و تصمیم های زندگی نیز خود را به صورت های مختلف نمایان می سازد. حتی اگر این دوستی به ازدواج ختم نشود، چون خود با این مسئله مواجه بوده است، احتمال می دهد که شاید همسر او نیز با شخص دیگر پیش از ازدواج رابطه داشته است.
روابط آزاد دختر و پسر و شکسته شدن قبح چنین روابطی، باعث ایجاد روحیه بی اعتمادی و بدبینی نسبت به همسر می شود و این ذهنیت آزار دهنده در فرد شکل می گیرد که آیا همسرش پیش از این، چنین رابطه ای را تجربه کرده است یا نه؟ و یا ممکن است همسرش در زندگی به او خیانت کند؟ این بی اعتمادی و شک هیچ گاه فرد را رها نمی کند.
7- افت تحصیلی
دختر و پسری که در سنین پایین تر با هم ارتباط برقرار می کنند ذهن آنها مدام درگیر این گونه ارتباطات است و باعث بروز عشق و عاشقی و خیال پردازی می شود که نتیجه آن در اغلب موارد افت شدید تحصیلی است.
8- نگرانی ترس از بر ملا شدن روابط و دوستی با جنس مخالف
اولاً به خاطر اینکه این گونه روابط دختر و پسر به دور از چشم والدین برقرار شده است، در هر دو طرف یک حالت ترس و اضطراب به خاطر آشکار شدن آن به وجود می آید که می تواند در روند زندگی طبیعی فرد تاثیرات منفی بر جای گذارد. ثانیاً این نوع روابط دختر پسر زندگی زناشویی و آینده فرد را نیز تحت تاثیر خود قرار می دهد زیرا همیشه فرد به خاطر دوستی و روابطی که قبل از ازدواج داشته
می ترسد و پیش خود فکر می کند که نکند دوست پسر و یا دختر قبلی اش باز سروکله اش پیدا شود و زندگی او را تباه کند و یا همسرش به رابطه های او در دوران مجردی اش پی ببرد و یا مدرکی علیه او بر جای مانده باشد که همسرش همه چیز را بفهمد.

    مـــتـــن کامـــل  

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 


نوشته شده در یادداشت ثابت - پنج شنبه 96/2/15ساعت 12:34 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 دشمن چهاردرصدی-های زالوصفت ... 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


 طنز، حسام حیدری: آن خلبانِ پرآوازه، آن شهردارِ سازه، آن منجی آسمانی، آن محمود ثانی، آن تولیدکننده برق از زباله، آن تجمیع‌کننده نخاله، آن ثبت‌نام‌کننده در انتخابات‌ متعدد، آن زده رو دست رضایی، آن دارای مدرک جغرافیای سیاسی، آن کارهایش اساسی، آن رفته در محاق، آن زخم خورده از اسحاق، آن دشمن چهاردرصدی‌های زالوصفت، آن دوبرابر کننده درآمدهای نفت، آن چوب‌زنِ دشمنان، آن موتورسوار مهربان، آن پدیده نادرِ پرینت به دست، آن آبادکننده تهران و هرچی که هست، آن برج ساخته از بالای شهر تا به ناف، شیخنا و مولانا شهردار- خلبان- سردار- دکتر محمدباقر قالیباف (حفظه‌ا... من حملات الگازانبری)، هم خوشگل و هم بور بود و منتقد رییس‌جمهور بود.
مناقب او بسیار و محامد او فراوان است. از معتبران مشایخ اصولگرا بود و سوپر هیروی ابرشهر تهران بود و حرارت و آتش در برابرش چون آب سرد بود و او همان است که شاعر در منزلت مقام او فرماید:
رای مامان و بابا قالیباف قالیباف
دوست خوب بچه‌ها قالیباف قالیباف
در عظمت شأن او همین بس که مولانا تتلو (حفظه‌ا... جیگیلی جیگیلیه) از او حمایت کرد و او را نامزد اصلح دانست و جمله مریدان در موافقت فریاد «بغ بغو» سردادند. رحمه‌ا... علیهم اجمعین.
نقل است که روحی مهربان و دستی گشاده داشت و از ملک و املاک هرچه داشت به سائلان می‌داد و از بخشش هیچ ابا نداشت. او را دیدند که مشغول ساخت‌وساز است. گفتند: «چه می‌سازی؟» گفت:«این‌ها املاک برای نجوم است» و بر این طریق چندین رصدخانه ساخت.
مریدی از اعضای شورای شهر او را گفت: «مرا نصیحتی کن که با آن به هرچه ‌خواهم رسم». لختی اندیشید و گفت: «از زمین خوردن نترس» و گفت: «من خودم بارها زمین خوردم و نترسیدم و هربار که زمین خوردم به روی خودم نیاوردم و دوباره تلاش کردم». نقل است که مرید این وصیت به کار بست و چندی نگذشته از متمولان دوران خود شد.
نیمه شبی قبل از مناظره او را دیدند که با خود می‌گفت: «نیمه راهیم برنمی‌گردیم» و می‌گفت: «کلید مشکلات در دست من است» و می‌گفت: «من حقوقدانم و سرهنگ نیستم».
 او را گفتند: «چه می‌گویی؟ ماذا فازا؟ و چرا شعارهای رقیب را سر داده‌ای؟».
 آهی کشید و گفت: «تقلید همه را در مناظره کردم... فقط خود حسن مانده است».
 نقل است که عاشق مردم بود و دولتش «دولتِ مردم» بود و هرکاری که می‌توانست برای مردم انجام می‌داد. پس چون در میانه مناظره دید که مردم خسته شده‌اند و گروهی دست‌شویی خواست رفتن، از جای بشد و در دمای 200 درجه، میله داغ را بگرفت و با مرتضی حیدری وارد مذاکره شد و با رایزنی‌هایی که کرد، برای مردم 15 دقیقه وقت استراحت گرفت. اعلی‌ا... مقامه.
نقل است که مولتی‌تسک بود و با یک دست ایرباس می‌راند و با دست دیگر فاصله شمال-جنوب تهران را کم می‌کرد و همزمان در کانال‌های فجازی کامنت می‌گذاشت و نه تنها تحمل یک رقیب و دو رقیب که تحمل ده تا را هم داشت.
در انتهای کار او آورده‌اند که پس از مناظره دیگر آن باقر سابق نشد و کابوس بسیار می‌دید و نیمه شب از خواب می‌پرید و فریاد می‌زد: «اسحاق... اسحاق». آب قندش می‌دادند اما هیچ افاقه نمی‌کرد. می‌گفتند: «می‌خوای همه اتوبان‌ها رو دو طبقه کنی؟ مجوز تراکم بدم امضا کنی؟» ولی هیچ پاسخ نمی‌داد و خیره می‌نگریست. رحمه‌ا... علیه.

 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 
 


نوشته شده در یادداشت ثابت - سه شنبه 96/2/13ساعت 8:23 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

  همیشه خوشحال، همیشه خوشبخت ... 



   یکی بود یکی نبود. مردی بود که سالهای سال جستجو میکرد که یکی از اولیا الله رو پیدا کنه تا اون بشه مرشد وُ مرادش ... یکروز که خیلی دلتنگ وُ مشتاق شده بود، بهش الهام شد تا به سَمتی بره وُ اون آدمو پیدا کنه. رفت وُ رفت تا رسید به مردی که ظاهری ژنده وُ فقیر داشت. شک کرد که اون همون گمشده-اش باشه، به رسم ادب سلامی کرد وُ روز بخیری گفت. جواب شنید:

_ تمام روزهای عُمرم خیر بوده! ...

 با تعجب گفت: «خدا خوشبخت وُ عاقبت بخیرت کنه». مرد فقیر گفت: _ خدا خودتم خوشبخت وُ عاقبت بخیر کنه، من که همیشه خوشبخت بودم!

بازم تعجبی کرد وُ گفت: «همیشه خوش وُ سَر حال باشید». او هم جواب داد:

_ انشاالله خدا به شما هم همیشه این نعمت رو عطا کنه، به من که الحمدلله همیشه عنایت کرده.

 مَرد کنجکاو بیشتر تعجب کرد وُ گفت: «عجب! میشه بیشتر توضیح بدی»!؟ در جواب شنید که «هر چی که برام آرزو کردی، خداوند کریم به من تفضل کرده» ... «برام روز بخیر آرزو کردی، هیچ روز شَری نداشته-ام، بنده-ی خدا هر چی پیش بیآد، شاکره ... از سرد وُ گرم روزگار، از داشتن وُ نداشتن، از سرما وُ گرما، از اذیت وُ آزار خلایق، از مریضی وُ تنهایی، شکایتی نکرده-ام، به همین خاطر، تمام روزها برام خیر بوده» ... «برام آرزوی خوشبختی کردی، من هیچوقت بدبخت نبوده-ام، به خدا توکل وُ توسل کردم، هر چه پیش آید خوش آید، من کار وُ تلاش خودمو کردم، پس هر چه از دوست رسد خوش-ست. کار ما بندگی-ست وُ کار خدا خدایی وُ کـَرم وُ رحمت» ... «برام سَرخوشی وُ دلخوشی آرزو کردی، چیزی که همیشه داشته-ام. بزرگترین آرزو وُ دعای من خشنودی وُ عاقبت بخیری بوده؛ راضی بودن به رضای خدا» ...

 

 عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در یادداشت ثابت - سه شنبه 96/2/13ساعت 3:5 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 زلالی ِ دل ِ من، تو، وَ او ... 

  جهت مراجعه به متن یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید



http://s8.picofile.com/file/8293778368/NAS3ME_KUYE_DELBAR_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293778750/DELH8YE_ZOL8L_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293779300/DOAA_ESTEJ8BATE_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293779592/XODAA_Y8RE_MAN_AST_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293779984/DELH8YE_ZOL8L_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293780550/DELH8YE_ZOL8L_3.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293780734/DELH8YE_ZOL8L_4.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293780984/QEFLAT_AZ_EM8ME_ZAM8N_S_A_1.jpg

 

 

 حکایت است که پادشاهی از وزیرش در مورد پرستش خدا پرسید: «بگو خداوندی که تو می پرستی چه می خورد، چه می پوشد ، و چه کار می کند و اگر تا فردا جوابم نگویی عزل می گردی». وزیر سر در گریبان به خانه رفت. وی را غلامی بود که وقتی او را در این حال دید پرسید که او را چه شده؟ و او حکایت بازگو کرد. غلام خندید و گفت : «ای وزیر عزیز این سوال که جوابی آسان دارد». وزیز با تعجب گفت : «یعنی تو آن میدانی؟ پس برایم بازگو ؛ اول آنکه خدا چه میخورد»؟
_ غم بندگانش را، که میفرماید من شما را برای بهشت و قرب خود آفریدم. چرا دوزخ را برمیگزینید؟
_ آفرین غلام دانا.
_ خدا چه میپوشد؟
_ رازها و گناه های بندگانش را ...
_ مرحبا ای غلام.
 وزیر که ذوق زده شده بود سوال سوم را فراموش کرد و با شتاب به دربار رفت و به پادشاه بازگو کرد. ولی باز در سوال سوم دَرمآند، رخصتی گرفت وَ شتابان به جانب غلام باز رفت وَ سومین را پرسید. غلام گفت : «برای سومین پاسخ باید کاری کنی».
_ چه کاری؟
_ رَدای وزارت را بر من بپوشانی، و ردای مرا بپوشی و مرا بر اسبت سوار کرده و افسار به دست به درگاه شاه ببری تا پاسخ را باز گویم.
 وزیر که چاره ای دیگر ندید قبول کرد وَ با آن حال به دربار حاضر شدند. پادشاه با تعجب از این حال پرسید ای وزیر ای چه حالیست تو را؟
 وَ غلام آنگاه پاسخ داد که «این همان کار خداست ای شاه که وزیری را در خلعت غلام وَ غلامی را در خلعت وزیری حاضر نماید».
 پادشاه از درایت غلام خوشنود شد وَ بسیار پاداشش داد وَ او را وزیر دست راست خود کرد.

  

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در یادداشت ثابت - دوشنبه 96/2/12ساعت 8:3 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |




  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  





روابط عمومی سازمان غذا و دارو، اسامی تعدادی از فرآورده های غذایی را که فاقد مجوز بهداشتی بوده یا اقدام به جعل مستندات نموده اند، اعلام کرد.

به گزارش عصرایران به نقل از روابط عمومی سازمان غذا و دارو در اطلاعیه‌ای فرآورده های غذایی روغن ز?تون با نام تجاری KIRSAL محصول کشور ترکیه و عسل اع? (Alaa) خوانسا، پشمک وحبوبات  اهورا، نان خرما??با نام تجاری ثامن و رنگ خوراک? ممتاز با نام تجاری  صم?م را به دلیل نداشتن مجوزهای بهداشتی غیرمجاز و تقلبی معرفی کرد.

در این اطلاعیه همچنین محصولاتی چون مربای هو?ج  شرکت حکاک با نام تجاری  نوبر، بام?ه سنت?  مهدی، قند کلوخه با نام تجاری جام نقده، زردچوبه  با نام تجاری  مهستان، پن?ر پ?تزا پرچرب  شرکت فرآورده های لبن? خاور، کنجد عسل? با نام تجاری ساج? عسل?، پ?راشک? ودونات  شرکت صنا?ع غذا?? ممتاز، پن?ر سف?د ل?قوان 40 گوسفندی محرم زاده، ادو?ه جات شرکت اخوان چاشن? ساز، چاشن? با نام تجاری پارسا به دلیل جعل مستندات مورد نظر اداره کل نظارت و ارزیابی فرآورده‌های غذایی، آرایشی و بهداشتی سازمان غذا و دارو غیرمجاز شمرده می شوند.

روابط عمومی سازمان غذا و دارو در ادامه با اعلان اینکه این معرفی اسامی به قصد مبارزه با ارائه محصولات غیر مجاز در سطح عرضه صورت می گیرد؛ از افرادی که محصولات نامبرده را در مراکز فروش مشاهده می‌کنند خواست که معاونت‌های غذا و داروی دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور و نیروی انتظامی را مطلع سازند تا نسبت به جمع‌آوری آنها اقدام لازم را به عمل آورند.در پایان، شماره تلفن 66405569 روابط عمومی سازمان جهت دریافت مشخصات مکان‌های عرضه فرآورده‌های غیرمجاز اعلام شده است.


تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در یادداشت ثابت - دوشنبه 96/2/12ساعت 12:48 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 معصومیت کودکانه ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


http://s8.picofile.com/file/8293613076/MA_ASUMY_YATE_KUDAK8NEH_3.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293613234/MA_ASUMY_YATE_KUDAK8NEH_4.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293613384/MA_ASUMY_YATE_KUDAK8NEH_7.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293613500/MA_ASUMY_YATE_KUDAK8NEH_6.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293613650/MA_ASUMY_YATE_KUDAK8NEH_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293613800/MA_ASUMY_YATE_KUDAK8NEH_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293614092/MA_ASUMY_YATE_KUDAK8NEH_5.jpg

 

یکی بود یکی نبود، دختر کوچولویی بود که تقریبا همه جور عروسکی داشت. یکروز که مادر بزرگ مهربونش اومده بود خونه-شون، بهش گفت:

 _ مامان جون دوست دارین عروسکهامو ببینین؟

 _ بعله عزیز دلم، چی بهتر از این ...

  دست مادر بزرگش رو گرفت وَ بُردش تو اتاق خودش. مامان جونش پرسید:

 _ کدومشونو بیشتر دوست داری؟

 _ اینو که مریض وُ تنهاست! ...

 مادر بزرگ دید که نوه-اش به عروسکی اشاره میکنه که اوضاع ظاهریش اصلا جاذبه-ای نداشت وَ یک دستش هم افتاده بود. «مامان جون» دخترک پرسید:

 _ حالا من فکر میکردم که اونی که از همه خوشگلتره بیشتر دوست داری!؟

 _ آخه مامان جون، این جور دیگه-س، انگار از همه پیرتر شده، حیوونکی یک دست هم نداره! ... کسی هم باهاش زیاد بازی نمیکنه.

 _ خب، اینا که گفتی درست، ولی اون خوشگلتره، ملوس-تره، حسودیش نمیشه؟

 _ مآمآن جووون! ... اگه با این بازی نکنم، حرف نزنم، دلش میشکنه، گناه داره! ...

 

  بازنویسی کامل : عـبـــد عـا صـی

 



نوشته شده در یادداشت ثابت - یکشنبه 96/2/11ساعت 11:36 صبح توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 آخه اینم عدالته؟! ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s8.picofile.com/file/8293550318/HEDYEH_EL8HY_1.jpeg

 

http://s9.picofile.com/file/8293550668/HEDYEH_EL8HY_2.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293551126/RAHMATE_EL8HY_1.jpg


    یکی بود یکی نبود ؛ یکروز زنی به حضور پیامبری رفت وَ گفت :

_ سؤالی دارم ...

_ خب، بپرس ...

_ خدا عادله؟! 

_ هیچکس از او عادل-تر نیست. چی شده ، مگه شک کردی؟

_ بعله ... بیوه زنی هستم با سه بچه-ی صغیر. کارم بافتن طنابهای دریانوردی بود، با فروش اونا، نون ِ بخور وُ نمیری داشتیم، زندگی-مون میگذشت ... تا اینکه یک پرنده-ی بزرگ دریایی، عینه برق پرید رو زنبیل طنابی که رو سَرم بود، وَ چنگ زد وُ طناب رو قاپید وُ پَر زد وُ رفت تو دل ِ آسمون ... الان درمونده وُ دست-خالی شده-ایم. آخه این عدالته؟! ...

 حرفهای زن به اینجا رسیده بود که عده-ای دَق-الباب کردند وُ به حضور پیامبر خدا رسیدند. مختصر وُ مفید عرض کردند: «ما ده نفر تاجریم که دچار طوفان ِ بلا وُ کشتی-شکستگی شده بودیم که پرنده-ی بزرگی بالا سرمون پیدا شد وُ طنابی رو تو کشتی ما انداخت. دَکل شکسته-ی کشتی رو با اون بستیم وَ نذر کردیم اگه سالم به ساحل برسیم، هر کدوم از ما، صد دینار به مستحق بدیم. حالا از پیامبر خدا میخواهیم این هزار دینار رو به اهلش عنایت کنند».

 پیامبر پول را گرفت وَ به بیوه زن فقیر گفت:

_ اینم برای شما، هدیه-ای از جانب خدای حکیم ... شما تلاش خودتون رو کردین وَ خداوند کریم وُ حکیم هم به رحمت الهی خود ...

 

 بازنویسی کامل: عـبـــد عاصـی 



نوشته شده در یادداشت ثابت - شنبه 96/2/10ساعت 1:5 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

مروری بر آرشیو نشان می دهد که در حمله به سفارت عربستان، اعضای یک جریان افراطی به ریاست حسن کردمیهن که مقرشان در کرج است و هیأتی به نام "هیأت الرضا (ع)" دارند مداخله داشته اند.
ایران - در جریان مناظره اول، اسحاق جهانگیری گفت: کسانی که به سفارت عربستان حمله کردند و مانع از ورود 700 هزار توریست شیعه به مشهد شدند، الان در ستاد کدام کاندیدا فعال اند؟منظور جهانگیری از این جمله چه بود:

مروری بر آرشیو نشان می دهد که در حمله به سفارت عربستان، اعضای یک جریان افراطی به ریاست حسن کردمیهن که مقرشان در کرج است و هیأتی به نام "هیأت الرضا (ع)" دارند، مداخله داشته اند و حتی آن زمان خبر از بازداشت سرکرده حمله به سفارت منتشر شد.

کردمیهن و اعضای تیمش رابطه ای دیرینه با محمدباقر قالیباف دارند و حتی عهدنامه انتخاباتی قالیباف در انتخابات 92، در جمع اعضای هیأت الرضا(ع) توسط وی قرائت شد.
(مرجع +)




منظور جهانگیری از این جمله چه بود:

منظور جهانگیری از این جمله چه بود:

منظور جهانگیری از این جمله چه بود:







 منظور جهانگیری از این جمله چه بود:

منظور جهانگیری از این جمله چه بود:

منظور جهانگیری از این جمله چه بود:




تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

 



نوشته شده در یادداشت ثابت - جمعه 96/2/9ساعت 8:54 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 فکر نان کنیم که خربزه آب است! ...

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

http://s9.picofile.com/file/8293304900/Q8L3B8F_WA_ADEH8YE_AANCHEN8NY_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293305192/Q8L3B8F_BAA_LEB8SE_NEZ8MY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293305468/N8MZADE_POR_ED_DE8YE_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293305900/ENTEX8B8T_REQ8BATE_N8JAV8NMARD8NE_1.jpg

 

http://s9.picofile.com/file/8293306034/GER8NYE_ENERGY_1.jpg

طرح هدفمندی جز کاهش قدرت خرید مردم تأثیر مثبتی نداشته؛ کمک به

 دهک-های واقعا نیازمند را هم میشد با توزیع بُن خرید سراسری جبران

  کرد.

http://s8.picofile.com/file/8293307084/N8MZADH8YE_RY8SATJOMHURYE_12OM_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293307342/ENTEX8B8T_AXL8QE_1.jpg

 

 مهرداد خدیر، عصر ایران:  اگر روند 8 ساله 84 تا 92 در ایرانِ ما و توزیع پول بدون سرمایه گذاری ادامه یافته بود بعید نبود که امروز ما هم با مشکلاتی شبیه ونزوئلا روبه رو شویم. منتها کسانی باز امروز در ایرانِ ما به جای بیان این واقعیت وعده های تو خالی می دهند. حال آن که توسعه در گرو برنامه و آینده پژوهی است نه شعار و وعده توخالی.
 آنان که انقلاب 1357 را از نزدیک درک کرده و در نوجوانی یا جوانی در آن حضور داشته یا ناظر بوده اند خوب به خاطر دارند که گروه های چپ شعار می دادند: آمریکا توخالی است/ ویتنام گواهی است.
 چنان که پیش از این هم نوشته ام شعار «مرگ بر آمریکا» با این شکل و فرم مربوط به بعد از پیروزی انقلاب و پس از اشغال سفارت آمریکا در آبان 1358 است و اگر چه انقلاب اسلامی وجه ضد امپریالیستی و ضد استعماری داشت که در قالب شعار «استقلال» متبلور بود اما شعار «مرگ بر آمریکا» با این سه واژه در تظاهرات 6 ماهِ توفانی سال 57 سر داده نمی شد بلکه احساسات ضد آمریکایی و ضد استعماری در قالب این شعارها ابراز می شد:
 این شاه آمریکایی اعدام باید گردد/ بعد از شاه نوبت آمریکاست و آمریکا توخالی است/ ویتنام گواهی است.
 وعده ها توخالی است/ ونزوئلا گواهی است ...
 شعار اول مردمی و شعارهای بعدی ساخته گروه های سیاسی بود و البته مذهبی ها ترجیح می دادند این شعار را سر دهند: «چین، شوروی، آمریکا/ دشمنان خلق ما» تا با گروه های مارکسیستی و مائوئیستی هوادار چین مرزبندی کرده باشند. شعار « آمریکا تو خالی است/ ویتنام گواهی است» اما پژواک بیشتری داشت چون حضور آمریکا در ویتنام طولانی تر و شکست و ناکامی و تلفات شان زیان زد بود و یک مثال ملموس پیش چشم مردم قرار می داد تا از مداخله احتمالی نترسند.
 این نوشته اما نمی خواهد به احساسات ضد آمریکایی در آن دوران و وضعیت ویتنام امروز و دوستی دو دولت سابقا متخاصم ایالات متحده و ویتنام بپردازد.
یادآوری این شعار اما به خاطر سه واژه است: توخالی، ویتنام و گواهی ...
 زیرا این روزها و در فصل تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری وعده هایی می شنویم که با هیچ منطقی تخقق پذیر و واقعی به نظر نمی رسند و مصداق کلمه «توخالی» اند. اما چرا می گوییم تو خالی اند؟
 به دو دلیل: نخست این که این نوع پوپولیسم (ادعای راه حل ساده برای مشکلات پیچیده) را مردم ایران طی 8 سال احمدی نژاد با پوست و گوشت خود لمس کرده اند و از پایان آن دوره تنها 4 سال می گذرد و تازه در آن زمان قیمت نفت به بشکه ای 150 دلار رسید و وقتی بودجه را با نفت 50 دلاری می بندی و نفت به 150 دلار می رسد یعنی با آن 100 دلار اضافه به ازای هر بشکه از دو میلیون بشکه در روز دست دولت باز است و نه حالا که قیمت نفت 50 دلار است و اضافه ای در کار نیست و تازه همین را تحریم کرده بودند و اگر برجام نبود همین را هم نمی توانستیم بفروشیم یا با مدل پدیده بابک زنجانی باید می فروختیم!
 دلیل دوم و اصلی اما وضعیت امروز اقتصاد و سیاست و جامعه ونزوئلاست.
ویتنام اگر در نگاه انقلابیون گواهی شد بر توخالی بودن قدرت نظامی آمریکا، در نگاه کارشناسان هم امروز ونزوئلا گواهی است بر توخالی بودن وعده بهبود اقتصاد با توزیع پول آن هم پولی که نیست و باید چاپ کنند (از بانک مرکزی استقراض کنند).
 هوگو چاوز نفت می فروخت و پول آن را به جای سرمایه گذاری صرف دو کار می کرد: طرح های بلند پروازانه خود و توزیع بین فقرا. با این منطق که مگر کار را برای تامین هزینه های غذا و و تفریح و مسکن نمی خواهند؟ غذا را در هر محله خانه ای که از دولت بودجه می گرفت تأمین می کرد. تفریح و مسکن هم ارایه می شود. دیگر چه می خواهند؟!
 دوست تهیه کننده تلویزیونی که به کاراکاس سفر کرده بود می گفت در هر محله در خانه ای دیگی گذاشته بودند وسط حیاط یا کوچه و غذایی شبیه آش و سوپ ما در آن طبخ می کردند و مردم سر ظهر یک کاسه و پیاله می گرفتند و می رفتند. منظور از خانه هم آلونک هایی بود که در آن روزگار می گذراندند و غروب که می شد می ریختند در خیابان و زن و مرد می زدند و می رقصیدند و تفریح می کردند و شاید از جانب دولت «نوشاک» ی هم می رسید تا سرخوش باشند و در واقع پول نفت خود را می خوردند و می نوشیدند و حتی نمی پوشیدند.
 اما این خاصه خرجی ها زمانی میسر بود که قیمت نفت 150 دلار بود و وقتی قیمت نفت سقوط کرد این کمک ها کم و کم تر و بعد یک سره قطع شد و حالا شاهد صف های طولانی برای یک بسته پوشک بچه یا یک قوطی روغن هستیم و معلوم است که چنین کشوری نمی تواند روی درآمد توریسم هم حساب کند چون گردشگر به مناطق امن سفر می کند و ونزوئلای امروز دچار بحران است و در آتش می سوزد و دیر و دور نیست که بحران های عمیق تر سیاسی هم سراغ آن بیاید.
 وعده ها توخالی است/ ونزوئلا گواهی است ...
 وقتی ونزوئلای نفت خیز پیش چشم ماست که به نفت مان دل بسته ایم و همین حالا که این نوشته را می خوانید مردم در کاراکاس به دنبال تأمین مایحتاج اولیه اند و دولت دیگر نمی تواند با پول نفت مانور بدهد و غذای مجانی توزیع کند آیا نمی توان در اصالت شعارهایی چون ایجاد 5 میلیون شغل در کوتاه مدت و چند برابر کردن یارانه نقدی تردید کرد؟ بر این اساس آیا نمی توان گفت این وعده ها توخالی است و ونزوئلا را گواه این مدعا دانست؟
 اگر روند 8 ساله 84 تا 92 در ایرانِ ما و توزیع پول بدون سرمایه گذاری ادامه یافته بود بعید نبود که امروز ما هم با مشکلاتی شبیه ونزوئلا روبه رو شویم و مهم ترین دستاورد روحانی را می توان جلوگیری از « ونزوئلاییزه» شدن ایران دانست منتها کسانی باز امروز در ایرانِ ما به جای بیان این واقعیت وعده های تو خالی می دهند. حال آن که توسعه در گرو برنامه و آینده پژوهی است نه شعار و وعده توخالی.
 پوپولیسم یعنی ترجیح منافع آنی بر مصالح آتی. پوپولیسم یعنی ارایه راه حل ساده و سریع برای مشکلات پیچیده و زمان بر.
 پوپولیسم گاهی در هیأت هوگو چاوز رُخ می نماید و زمانی در قامت نیکلاس مادورو. روح پوپولیسم اما همان است. شاید وعده های پوپولیسمِ نو شیرین باشد اما واقعیت ونزوئلای امروز تلخ است، خیلی تلخ ...

 

تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی


نوشته شده در یادداشت ثابت - جمعه 96/2/9ساعت 11:43 صبح توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 باز هم وعده-های توخالی وَ عوامفریبی بعضیها ...
  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  



http://s8.picofile.com/file/8293187550/ROH8NY_WA_ADEH8YE_ENTEX8B8TY_1.jpg

 در شآن شما نیست که وعده-های سنگین وَ غیرشفاف بدهید

 

http://s8.picofile.com/file/8293187992/JAH8NG3RY_WA_ADEH8YE_ENTEX8B8TY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293188276/RA3SY_WA_ADEH8YE_ENTEX8B8TY_1.jpg

 

http://s8.picofile.com/file/8293188550/Q8LYB8F_WA_ADEH8YE_ENTEX8B8TY_1.jpg

 

 وعده پنج میلیون شغل گرفته تا مقابله با سرمایه‌داری و بهبود وضعیت دهک‌های پایین درآمدی. شعار افزایش 2 و نیم برابری درآمد مردم در شرایطی که وضعیت معیشتی رضایت بخش نیست، بارها شنیده شده است. طبیعی است که این شعارها از سوی هر جناحی که مطرح ‌شود، دو ماه بعد از انتخابات هم موضوعیت خود را از دست نخواهد داد.
اقتصاددانان، پوپولیسم را اولویت دادن به منافع کوتاه‌مدت در تقابل منافع بلندمدت تعریف می‌کنند. به بیان دیگر، سیاستمداران پوپولیست با ولخرجی‌های بسیار در کوتاه‌مدت، بهبودی را به زندگی‌ها می‌آورند اما با خرج بی‌حساب و کتاب آینده را امروز به فروش می‌رسانند؛ ...
 برخی‌ها زودتر، اهم برنامه‌های خود را اعلام کرده‌اند، مثل شهردار تهران. محمدباقر قالیباف هنوز نیامده، بیش از دیگر کاندیداها به اقتصاد پرداخته و در صدر شعارهایش وعده انقلاب اقتصادی داده است.
  وعده انقلاب اقتصادی با 4 محور، ایجاد 5 میلیون شغل، تغییر نظام مالیاتی به نفع 96 درصد مردم، افزایش دو و نیم برابری درآمد کشور و برنامه مدون و دقیق برای حل مشکلات فوری اقشار کم درآمد داده است. هرچهار وعده از نگاه اقتصاددانان پوپولیستی است.
چه آنکه همه می‌دانند ظرف اقتصاد ایران با درآمدهای نفتی که محدود است و قیمت‌هایی جهانی که نوسان دارد، قابل اجرا نیست.
 

  متن کامل 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی

 

نوشته شده در یادداشت ثابت - سه شنبه 96/2/6ساعت 7:44 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

<   <<   6   7   8   9   10   >>   >