در دوران بـــرزخی ...


























در دوران بـــرزخی ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  از پشت کوه آمده ام... 

 آری از پشت کوه آمده ام ...
چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت، حرام خورد؟!
برای عشق خیانت کرد
برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد
برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند
وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم
می گویند: از پشت کوه آمده!
ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام
سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ ها باشد، تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ! 


« محمد_بهمن_بیگی »


 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


نوشته شده در یادداشت ثابت - سه شنبه 96/5/4ساعت 5:43 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 مدیر باهوش وُ موفق ... 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

http://s9.picofile.com/file/8301620318/MOD3RE_B8HUSHE_MOWAF_FAQ_1.jpg

http://s9.picofile.com/file/8301620492/MOD3RE_B8HUSHE_MOWAF_FAQ_3.jpg

http://s8.picofile.com/file/8301620750/MOD3RE_B8HUSHE_MOWAF_FAQ_2.jpg

http://s8.picofile.com/file/8301621092/MOD3RE_B8HUSHE_MOWAF_FAQ_4.jpg

 

 روباه: می‌دونی ساعت چنده آخه ساعت من خراب شده.
شیر : اوه. من می‌تونم به راحتی برات درستش کنم.
روباه : اوه. ولی پنجه‌های بزرگ تو فقط اونو خرابتر می‌کنه.
شیر : اوه، نه بده برات تعمیرش می‌کنم.
روباه : مسخره است. هر احمقی میدونه که یک شیر تنبل با چنگال‌های بزرگ نمی‌تونه یه ساعت مچی پیچیده رو تعمیر کنه.
شیر : البته که می‌تونه. اونو بده تا برات تعمیرش کنم.
شیر داخل لانه‌اش شد و بعد از مدتی با ساعتی که به خوبی کار می‌کرد بازگشت.
روباه شگفت زده شد و شیر دوباره زیر آفتاب دراز کشید و رضایتمندانه به خود می‌بالید.
بعد از مدت کمی گرگی رسید و به شیر لمیده در زیر آفتاب نگاهی کرد.
گرگ : می‌تونم امشب بیام و با تو تلویزیون نگاه کنم؟ چون تلویزیونم خرابه.
شیر : اوه. من می‌تونم به راحتی برات درستش کنم.
گرگ : از من توقع نداری که این چرند رو باور کنم. امکان نداره که یک شیر تنبل با چنگال‌های بزرگ بتونه یک تلویزیون پیچیده رو درست کنه.
شیر : مهم نیست. می‌خواهی امتحان کنی؟
شیر داخل لانه‌اش شد و بعد از مدتی با تلویزیون تعمیر شده برگشت.
گرگ شگفت زده و با خوشحالی دور شد.
حال ببینیم در لانه شیر چه خبره؟
در یک طرف شش خرگوش باهوش و کوچک مشغول کارهای بسیار پیچیده بوسیله ابزارهای مخصوص هستند و در طرف دیگر شیر بزرگ مفتخرانه لمیده است.
نتیجه :اگر می‌خواهید بدانید چرا یک مدیر مشهور است به کار زیر دستانش توجه کنید.
اگر می‌خواهید مدیر موفق و مؤثری باشید از هوشمندی و ارتقاء کارکنانتان نهراسید بلکه به آنها فرصت رشد بدهید. این مسأله چیزی از توانمندی‌های شما نمی‌کاهد.
** بیل گیتس: «مدیران موفق، افراد باهوش‌تر از خود را استخدام می‌کنند».
 «بیل گیتس»
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


نوشته شده در یادداشت ثابت - دوشنبه 96/5/3ساعت 9:27 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

  هر دروغ وُ دَغلی ابتدا از یک چیز کوچک شروع شده ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

http://s8.picofile.com/file/8301516768/DORUQ_VA_SALBE_E_ETEM8D_2.jpg 

http://s9.picofile.com/file/8301522250/DORUQ_VA_SALBE_E_ETEM8D_4.jpg

http://s8.picofile.com/file/8301522584/DORUQ_VA_SALBE_E_ETEM8D_3.jpg

http://s9.picofile.com/file/8301522850/DORUQ_VA_SALBE_E_ETEM8D_5.jpg

http://s8.picofile.com/file/8301523142/DORUQ_VA_SALBE_E_ETEM8D_1.jpg

 

 در کشور دانمارک با قطار سفر میکردم. بچه ای بسیار شلوغ میکرد. خواستم او را آرام کنم به او گفتم «اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید». آن بچه قبول کرد و آرام شد.
قطار به مقصد رسید و من هم خیلی عادی از قطار پیاده شده و راهم را کشیدم و رفتم ... ناگهان پلیس مرا خواند و اعلام نمود شکایتی از شما شده مبنی بر اینکه به این بچه دروغ گفته ای ... به او گفته-ای شکلات میخرم ولی نخریدی!!!
با کمال تعجب بازداشت شدم! ... در آنجا چند مجرم دیگر بودند مثل دزد و قاچاقچی!!! آنها با نظر عجیبی به من مینگریستند که تو دروغ گفته ای آن هم به یک بچه!!!
به هر حال جریمه شده و شکلات را خریدم و عبارتی بر روی گذرنامه ام ثبت کردند که پاک نمودن آن برایم بسیار گران تمام شد!!! آنها گدای یک بسته شکلات نبودند ... آنها نگران بدآموزی بچه شان بودند و اینکه اعتمادش را نسبت به بزرگترها از دست بدهد و فردا اگر پدر و مادرش حرفی به او زدند او باور نکند!!! ...

  

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


نوشته شده در یادداشت ثابت - یکشنبه 96/5/2ساعت 10:36 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

    فرهنگ «هیس!»، سنگر کودک آزارها    
 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 میگنا : همنشینی ندا، ستایش، آتنا و... در این تصاویر همچون یادداشت این فیلمساز اجتماعی و دیگر اهالی فرهنگ و هنر پیوندی http://s9.picofile.com/file/8301435076/HEES_BE_KUDAK8N_VA_NOJAV8N8N_3.jpgمشترک با یک عبارت دارد: «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند». برگرفته از عنوان فیلمی که حدود 4 سال قبل با نشستن بر پرده سینما قصه تلخ فریادهای فروخورده از آزارجنسی کودکان را روایت کرد و با برچسب تکراری سیاه‌نمایی از سوی جامعه اخلاقی تخریب شد. حالا هیسِ تابویی که آن زمان کمتر کسی پروای ورود به آن را داشت با انفجار بی‌محابای بمب‌های خبری شکسته شده و دیگر واقعیت مگوی آزارهای جنسی غیرقابل کتمان شده است. در زمانه‌ای که حتی به گفته شیرین احمدنیا فعالان اجتماعی با محافظه‌کاری با این واقعه مواجه می‌شدند دغدغه طرح این معضل اجتماعی و آگاه‌سازی جامعه، پوران درخشنده را بر آن داشت تا با نگاهی اصلاح‌گرایانه و هشداردهنده مسأله تجاوز به کودکان را در سطح سینما و به بیانی بهتر در سطح جامعه مطرح کند.

http://s8.picofile.com/file/8301435226/HEES_BE_KUDAK8N_VA_NOJAV8N8N_1.jpg متأسفانه در چنین شرایطی در دسترس‌ترین رسانه‌ جمعی یعنی تلویزیون خود را کنار کشیده است و اساساً ضرورتی در این باره احساس نمی‌شود. ضریب مراقبت از جسم و روح کودکان در مملکت ما بسیار کم است و بچه‌ها موجودات بی‌پناهی هستند. کسی حق مؤاخذه پدری که فرزندش را بر دیوار سد کرج قرار داده تا از او عکس بگیرد، ندارد؟ کسی حق ندارد از مادری بپرسد چرا دست بچه ات لای چرخ گوشت رفته است؟ اصلاً تو پدر عزیز و مادر عزیز کجا هستید که بچه‌تان قربانی چنین حوادث تلخی می‌شود. پدر و مادرها بدون هیچ تعهدی نسبت به فرزندانشان از هم جدا می‌شوند و بچه‌ها را تقسیم می‌کنند و بچه‌ها قربانی جنسی ناپدری‌ها و نامادری‌ها می‌شوند. شاید نگاهم تلخ باشد اما من امیدی به اصلاح این وضعیت ندارم.
اتفاقات تلخ مشابه آتنا مختص کشور ما نیست و در همه کشورهای دنیا شاهد این اتفاقات هستیم. بیمار زیاد است و کشور ما هم مستثنی از کشورهای دیگر نیست اما ما برای مقابله با آن چه کرده‌ایم. تک تک ما از مسئولان و تصمیم‌گیرندگان تا عامه مردم برای مقابله با این اتفاق چه کرده‌ایم.  ما نمی‌توانیم همه انتظارات را از دولت و جامعه داشته باشیم. درست است که دولت نقش مهمی دارد اما http://s9.picofile.com/file/8301435418/HEES_BE_KUDAK8N_VA_NOJAV8N8N_9.jpgحالا که نیست ما چه نقشی داریم؟! یا اصلاً در کنار دولت پدر و مادرها چه نقشی دارند؟!

 این غفلت ما شهروندان، مسئولان، والدین و... است که حداقل دانشی که بچه‌ها باید راجع به بدن خود بدانند را از آنها دریغ کرده‌ایم.»

 «این موارد مثل الفباست که بچه‌ها باید آن را یاد بگیرند اما متأسفانه حتی در سطح والدین هم آموزشی وجود ندارد و هروقت هم راجع به ضرورت این آموزش صحبت می‌شود تحذیر می‌شویم که نباید مطرح شود. امیدوارم حداقل پیامد چنین فجایعی این باشد که هشیار شویم و مسئولیتمان را در هرجایگاه و مقامی که هستیم بدرستی انجام دهیم.»

http://s9.picofile.com/file/8301435618/HEES_BE_KUDAK8N_VA_NOJAV8N8N_8.jpg وقتی می‌خواهیم درباره مهارت‌های ده گانه‌ای که بخشی از آن بهداشت و تربیت جنسی است صحبت کنیم می‌گویند شما می‌خواهید س ک  س را به بچه‌ها آموزش دهید در حالی که هدف این آموز‌ش‌ها این است که آنها یاد بگیرند چگونه از خودشان مراقبت کنند.»

  جای خالی مددکاران اجتماعی در مدارس نکته مهم دیگری است که لیلا ارشد از آن یاد می‌کند. او در این باره توضیح می‌دهد: «ما علاوه بر اینکه پیشگیری سطح یک را نداریم متأسفانه در پیشگیری سطح دو که حضور مددکار اجتماعی در مدارس است هم کوتاهی کرده‌ایم. اگر به جای کارمند پرورشی مددکار اجتماعی در مدارس بود می‌توانست مداخله کند و با مراجعه به خانواده بخشی از مسائل برطرف شود. کودکان ما امکان مطرح کردن دلایل مشکلاتی چون منزوی بودن، پرخاشگری، افت تحصیلی و... را ندارند و این مسائل برای همیشه با آنها سنگینی می‌کند. تمام این موارد را خانم درخشنده بدرستی در فیلم دیدند و به آن توجه کردند که بسیار ارزشمند است.»
 ««سلطه» در آزارگری و خشونت خانگی علیه زن، شوهر، سالمند و کودک بروز و ظهور دارد. در جامعه‌ای که فرهنگ سلطه بر آن غالب http://s9.picofile.com/file/8301435834/HEES_BE_KUDAK8N_VA_NOJAV8N8N_5.jpgاست هر کس که زورش بیشتر می‌رسد اگر دچار اختلال باشد براحتی می‌تواند هر آدم دیگری را گوشه‌ای گیر بیندازد حال این آدم می‌تواند کودک باشد، زن یا حتی مرد. این مسأله بویژه در تهران بیشتر از جاهای دیگر است اما انکارش می‌کنیم. «انکار» همان مفهوم دوم مورد نظر من در بافت فرهنگی ماست که همه مسائل و مشکلات انکار می‌شود.»

 «اگر فشار اجتماعی کمتر شود و نقاب‌ها کنار رود، خواهیم دید که آدم‌های بالقوه دیگری هستند که به همین میزان آسیب دیده‌اند یا می‌توانند به دیگران آسیب برساننداما در جامعه ما این خواسته بخصوص در بخش حکومتی و دولتی وجود دارد که ویترینی شسته و رفته و شیک از جامعه ارائه شود و بگوییم که ما مردمی با اخلاق هستیم.»

 گرچه کم و کاستی‌های زیادی وجود دارد اما در وهله اول باید از خودمان شروع کنیم و هر کس در حد و اندازه خود برای کمک کردن داوطلب شود.

http://s9.picofile.com/file/8301436026/HEES_BE_KUDAK8N_VA_NOJAV8N8N_6.jpg «در دوره شورای چهارم، وقتی نخستین بار در صحن شورا راجع به کودکان کار و استفاده چند خانواده از یک سرویس بهداشتی و کودک شش ماهه‌ای که به خاطر اسهال فوت شد صحبت کردم یا بعدها که به بحث فروش کودک رسیدیم  بر حذر شدم که چرا باید چنین مسائلی مطرح شود.

 به گفته او در برخورد با آسیب‌دیده‌های اجتماعی بیشتر با یک نوع غفلت عجیب از سوی مادر مواجه هستیم که سرمنشأ آن کم‌کاری در بحث آموزش است که کار بسیار سختی است چرا که این افراد باید یک سطح استانداردی از درک داشته باشند که از آنها بخواهیم سر کلاس بنشینند و بعد نحوه مراقبت از فرزند به آنها آموزش داده شود.

 «هیچ جایی در کشور ما وجود ندارد که به موضوعات اجتماعی و علی‌الخصوص آسیب‌های اجتماعی بپردازد. در مجلس ششم سازمان برنامه‌ریزی در اتاق فکر که مغز کشور بود و آقای احمدی‌نژاد آن را گردن زد به این http://s9.picofile.com/file/8301436150/HEES_BE_KUDAK8N_VA_NOJAV8N8N_7.jpgنتیجه رسید که این کشور به یک وزارت رفاه و تأمین اجتماعی نیاز دارد تا به رفاه آحاد ملت توجه کند اما شش ماه از عمر این وزارتخانه نگذشته بود که آقای احمدی‌نژاد آن را با وزارت کار و وزارت تعاون ادغام کرد و شد یک وزارت گردن کلفتی که هیچ کدام از کارهایش را هم نمی‌تواند درست انجام دهد.

 نکته تکان‌دهنده این است که حتی کادر درمانی ما اطلاعی درباره آسیب‌های اجتماعی ندارند و باید آموزش ببیند. بر این اساس ضرورت آموزش فقط مختص کودکان و خانواده نیست و بر اساس بررسی‌هایی که شده همه ما نیاز به آموزش داریم؛ از مجلس گرفته تا عامه مردم.»

 «بهداشت روانی مهم‌تر از جسم است. اگر جسم با مشکلی رو به شود با درمان و جراحی حل می‌شود اما اگر روح آسیب ببیند عوارض آن سالیان سال بروز خواهد داشت.»

    متن کـــامـــل 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


نوشته شده در یادداشت ثابت - یکشنبه 96/5/2ساعت 12:55 صبح توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

اجازه دهید فرزندتان این اشتباهات را مرتکب شود!
 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

http://s8.picofile.com/file/8301340234/ESHTEB8H_5.jpg

http://s9.picofile.com/file/8301340326/ESHTEB8H_2.jpg

http://s9.picofile.com/file/8301340484/ESHTEB8H_6.jpg

http://s8.picofile.com/file/8301340592/ESHTEB8H_1.jpg

http://s8.picofile.com/file/8301340700/ESHTEB8H_4.jpg

http://s9.picofile.com/file/8301340726/ESHTEB8H_3.jpg

 

 میگنا: گاهی پدر و مادرهای دلسوز و عاقل، در تلاش برای آماده کردن فرزندان خون جهت رویارویی با دنیای واقعی، اصرار دارند که آنها همیشه نمرات و امتیازات عالی را کسب کنند، در زندگی اجتماعی فعال باشند و بهترین ایمنی‌ها را برای آنها فراهم می‌کنند.
متاسفانه اگر به فرزندان آزادی کافی ندهیم که مرتکب اشتباه شوند، تلاش ما به عنوان پدر و مادر هدر رفته و موفقیت‌هایی را که ایده‌آل ماست، از فرزندان‌مان دور خواهیم کرد.
هرچند مهم است که حمایت کافی از فرزندان‌مان داشته باشیم و راهنمایی‌شان کنیم، اما به همان اندازه نیز
مهم است که به آنها فرصت تجربه‌ شکست و اشتباه را بدهیم. به جای پیشگیری از اشتباهات، به نوجوان‌مان کمک کنیم تا از لغزش‌هایش درس بگیرد.
در ادامه اشتباهاتی را برای‌تان می‌گوییم که باید اجازه دهید فرزند نوجوان شما مرتکب شود:
1. بگذارید چند دوست مشکوک و غیرقابل اعتماد داشته باشد!
تا حدودی باید به فرزند نوجوان‌تان اجازه دهید دوستانش را خودش انتخاب کند، حتی اگر چند دوست غیر قابل اطمینان در حلقه‌ی اطرافیانش باشند.
اگر نوجوان‌تان را از وقت گذراندن با یک سری از افراد منع کنید این احتمال وجود دارد که تمایل او به بودن با همین افراد بیشتر شود.
اگر فرزندتان چند دوست مشکوک دارد، نگرانی‌های خود را بابت این موضوع با او در میان بگذارید و رفتارها و فعالیت‌هایش را کنترل کنید. به جای اینکه ارتباط با این افراد را کاملا رد کنید، به او اجازه دهید تعاملات اجتماعی محدود با شرایط خاص و شفاف با این تیپ افراد داشته باشد؛ شرایط را بدون ابهام و به روشنی وضع کنید. با این کار به فرزند نوجوان خود فرصت می‌دهید چیزهایی را که شما نگرانش هستید با چشم‌های خود ببیند، شاید خودش تصمیم بگیرد به این رابطه پایان بدهد، به تشخیص و اراده‌ شخص خودش، نه به اجبار شما!
2. بگذارید گاهی از قبول مسئولیت سرباز بزند
گاهی والدین از فرزند خود توقع دارند همه را راضی نگه دارند و همه را تحت تاثیر رفتارهای عالی و بی‌نقص خود قرار دهند، تا حدی که اجازه‌ هیچ خطایی به او نمی‌دهند. یک پدر ممکن است با تحکم از فرزندش بخواهد هر شب تمام تکالیف خود را انجام دهد تا هرگز نمره‌ بد یا امتیاز منفی نگیرد. یک مادر ممکن است ساک ورزشی فرزندش را بارها چک کند تا مطمئن شود که او هرگز چیزی را فراموش نکرده است.
مدیریت و کنترل کردن ریز به ریز فعالیت‌های روزمره‌ فرزندتان که مبادا اشتباهی بکند، مسئولیت پذیری را به او یاد نمی‌دهد. بلکه باعث می‌شود همیشه وابسته‌ هشدارها و یادآوری‌های مکرر شما بماند و مدام انتظار حمایت کردن از شما داشته باشد.
اجازه دهید نوجوان‌تان گاهی مسئولیت‌هایش را فراموش کند، اشتباهی انجام دهد و پیامدهای رفتارهایش را تجربه کند.
3. بگذارید ابراز وجود کند، حتی اگر به شیوه‌ای که شما نمی پسندید
خودمختاری و خودسری و استقلال طلبی، بخشی از رشد طبیعی انسان است و گاهی ممکن است فرزندتان دوست داشته باشید به شیوه‌ای که ایده‌آل نیست ابراز وجود کند. اجازه دهید کارش را بکند، حتی اگر اصرار دارد موهایش را سبز کند یا لباس‌هایی بپوشد که اصلا با هم جور نیستند!
البته مراقب مرزها باشید؛ باید تعادل نسبی وجود داشته باشد تا فرصت ابراز وجود فرزندتان تبدیل به یک رفتار تهاجمی یا آسیب رسان نشود. وقتی که بزرگ‌تر شد، حتما نگاهی به گذشته خواهد کرد تا برخی از رفتارهای آن دوران خود را ببیند و احتمالا به خیلی از آنها خواهد خندید یا بابت‌شان شرمنده خواهد شد،میگنا دات آی آر، اما اگر در این دوران حساس به او اجازه‌ی ابراز وجود طبق میل خودش را ندهید احتمال اینکه از راههای دیگری، طغیان کند بیشتر خواهد شد.
4. بگذارید گاهی شکست بخورد
گاهی والدین نمی‌توانند شکست فرزندشان را تحمل کنند و تمام سعی خود را می‌کنند تا از شکست و ناکامی او جلوگیری کنند. بنابراین تمام توجه‌شان را معطوف هدایت نوجوان‌شان طی مسیری که دارد می‌کنند تا حتما موفق شود. اما جلوگیری از شکست، خیانت در حق فرزندتان است، چون اجازه نمی‌دهید یاد بگیرد چطور از پس ناامیدی و ناکامی بربیاید و خودش را نبازد.
اگر کودک 5 ساله‌تان اصرار دارد برای اولین باربسکتبال بازی کند، بگذارید این کار را بکند. یا اگر دخترتان دوست دارد وارد گروه کُر بشود در حالیکه حتی آوازخواندن ساده را هم بلد نیست، مانعش نشوید. اگر فرزندتان در هدفش موفق نشد، حالا وقت آن است که حضورتان را پررنگ کنید و به او یاد بدهید چگونه از این فرصت، چیزهای جدید یاد بگیرد تا بر موانع و ناامیدی‌اش غلبه کند.
5. بگذارید احساسات منفی را تجربه کند و در شرایط ناراحت کننده قرار بگیرد
بهتر است در برابر وسوسه‌ همیشه حامی بودن مقاومت کنید و بگذارید فرزندتان تجربه‌ی ناخوشایند را هم از سر بگذراند.
یک نوجوان باید یاد بگیرید با هیجانات منفی‌اش مانند اضطراب، خشم، اندوه و تنهایی چطور کنار بیاید. تجربه کردن این احساسات و فراگرفتن شیوه‌ی مدیریت آنها، به فرزندتان اعتماد بنفس داده و توانایی‌اش را برای رویارویی با نارحتی‌های اجتناب ناپذیر زندگی تقویت می‌کند.
حتی خیلی خوب است که اجازه دهید فرزندتان گاهی در شرایط جسمی ناخوشایند قرار بگیرد. اگر دوست دارد در سرمای هوای بیرون، شلوارک بپوشد، بگذارید این کار را بکند. یا
اگر فراموش کرده ناهارش را با خود ببرد، بگذارید گرسنه بماند. پیامدهایی که تجربه می‌کند، درس‌هایی ارزشمند، ضروری و به یادماندنی هستند.
ترجمه از: هدی بانکی

  

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 



نوشته شده در یادداشت ثابت - شنبه 96/5/1ساعت 5:1 صبح توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

    آتش زیرخاکستر ... 


  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

http://s9.picofile.com/file/8301224226/ESHQH8YE_XY8B8NY_6.jpg

http://s9.picofile.com/file/8301224442/ESHQH8YE_XY8B8NY_9.jpg

http://s9.picofile.com/file/8301224534/ESHQH8YE_XY8B8NY_8.jpg

http://s9.picofile.com/file/8301224850/ESHQH8YE_XY8B8NY_5.jpg

http://s9.picofile.com/file/8301225000/ESHQH8YE_XY8B8NY_4.jpg

http://s8.picofile.com/file/8301225134/ESHQH8YE_XY8B8NY_1.jpg

 

وبلاگ  ابهری، مجید ، خبرآنلاین : دوستی های خیابانی این روزها به معضل اجتماعی تبدیل شده به طوری که بررسی پرونده های جنایی نشان می دهد برخی از جرائم از جمله قتل، آدم ربایی، اخاذی و تجاوز به عنف در پوشش این روابط پنهانی انجام می شود.
با نگاهی به صفحه حوادث روزنامه ها پایان تلخ این دوستی ها را می بینیم، روابطی که ابتدا با طعم آشنایی برای ازدواج و دوستی آغاز می شود و در پایان خاطره ای تلخ را برای یکی از دو طرف که اغلب دختران هستند رقم می زند. در برهه کنونی که وضعیت اقتصادی خانواده ها نامناسب است و گرانی ها فشار زیادی به سرپرستان خانوار آورده، متأسفانه حماقت های برخی دختران بیشتر شده و با قرار گرفتن در مسیر این گونه دوستی ها و افزودن به مشکلات خانواده، گناهی نابخشودنی را مرتکب می شوند.
نکته واضح در این گونه روابط این است که، هر عاشقی اول «عاشق خود» است و بعد عاشق معشوقه! به گزاره های زیر توجه کنید، آیا رنگ و بویی از عقلانیت و یا حتی انسانیت در چند مورد زیر، چه از ناحیه پسر و چه از ناحیه دختر می بینید؟
یک - دوستی خانم دکتر با بیمار خود؛ 27 اردیبهشت ماه زن جوانی به نام سمیه ضمن مراجعه به کلانتری خود را پزشک معالج معرفی کرد و عنوان داشت: فردی به هویت منصور حدود 4 سال می شود که تحت درمان من قرار دارد. در این چهار سال من با منصور رابطه دوستانه بر قرار کردم ولی اوایل امسال بود که من به عقد مردی از بستگانمان در آمدم و رابطه ام را با منصور به پایان رساندم. ولی منصور به این رابطه پایان نداد و شروع به اخاذی و مزاحمت برای بنده نمود.
دو - درخواست یک پسر از دوست دخترش: کلیه ات را بفروش و پولش را به من بده تا فیلمت را در اینترنت منتشر نکنم؛ پسر جوان پس از برقراری رابطه دوستی خیابانی با دختران، با طعمه های خود ارتباط جنسی برقرار می کرد و از این عمل خود مخفیانه فیلم تهیه می کرد و از آن ها با تهدید به انتشار فیلم مبالغی را اخاذی می کرد.
سه - اعتراف دختر عاشق پیشه به قتل زن باردار؛ دختر 25 ساله ای که عاشق مردی شده بود، به قتل فجیع همسر باردار وی اعتراف کرد. دختر جوان در این ارتباط به قاضی می گوید : من عاشق «ح» (همسر مقتول) بودم و او را خیلی دوست داشتم ولی او همواره به من دروغ می گفت که می خواهد با من ازدواج کند. من به قصد قتل همسر باردارش به منزل او نرفتم فقط می خواستم زندگی آن ها را با گفتن حقیقت ماجرا خراب کنم چرا که خانواده ام از ماجرای رابطه من و «ح» خبر داشتند و آبرویم رفته بود ولی با یکدیگر درگیر شدیم که من او را کشتم و طلاهایش را نیز سرقت کردم.
در هر سه مورد بالا غلبه احساس و هوس بر منطق و عقلانیت به وضوح دیده می شود؛ این گونه روابط آتشی زیر خاکستر است که اگر درمان و علاجی حداقل برای عقلانی کردن آن ها وجود داشته باشد بالطبع دیگر آسیب ها و معضلاتی که به دنباله این مسائل رخ می دهد کمتر می شود. امروز بزرگ ترین خیانتی که دختران به خودشان می کنند این است که به راحتی در دسترس پسران هستند و با آن ها رابطه برقرار می کنند. در دسترس بودن دختران برای پسران باعث افزایش تجرد گرایی شده است. در حال حاضر 33 درصد دختران تجرد گرایی را برای آینده خود انتخاب کرده اند.

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 



نوشته شده در یادداشت ثابت - پنج شنبه 96/4/30ساعت 11:13 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

    اگر شجریان بر جای تتلو می‌نشست جای تعجب داشت   
 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  


 
وبلاگ موسوی، سیدعبدالجواد، خبرآنلاین: حضور تتلو و بهنوش بختیاری در مراسمی که به اصولگرایان اختصاص داشت خیلی ها را شگفت زده کرد.
آش آن قدر شور بود که بعضی از خودی ها متعرض دوستانشان شدند که چرا آبروریزی می کنید و از ناطق نوری رسیده اید به تتلو و کنایه هایی از این دست. اصلاح طلبان هم که حسابی دور برداشته اند و به سرزنش و تحقیر طرف مقابل پرداختند که: این بود ارزش ها و پاسداری از انقلاب؟و ...باقی ماجرا. خوب سوژه ای است. من هم بودم حاضر نبودم به این راحتی از این سوژه بامزه دست بردارم. البته دوستان اصولگرا در به آب دادن دسته گل هایی از این دست ید طولایی دارند. دیدار کلاه شاپویی ها و عشق فیلمفارسی ها با جناب حدادعادل هنوز در خاطره خیلی ها باقی مانده.
من هم تا چند وقت پیش این اتفاقات را صرفا اتفاق می دانستم و حاصل کم عقلی و یا بی عقلی بعضی از دوستان اما مدتی است که دیگر این گونه نمی اندیشم. این بزرگواران همینی هستند که می نمایند و اتفاقا باید بابت این مقدار صراحت و صداقت تشویق شوند. سیاستمداری که بام تا شام شعار می دهد و رگ گردن کلفت می کند و به هرکس که هم چون او نمی اندیشد هرگونه دشنام و تهمتی را نثار می کند باید همنشین چه کسی شود؟ او در ساحت سیاست همان قدر جدی و معتبر است که تتلو در حوزه موسیقی. در حقیقت اگر بخواهند آن بنده خدا را ترجمه کنند و جایگاه و پایگاه سیاسی او را در حوزه فرهنگ و هنر مشخص کنند همین جناب تتلو ظهور خواهد کرد.
آن بابایی که در مقام ریاست یکی از عریض و طویل ترین دستگاه های فرهنگی کشور آن کارنامه را از خود برجای گذاشت سطح سلیقه و سواد بصری و هنری اش همین خانم بختیاری است. این ها را از باب تحقیر و تخفیف کسی نمی گویم. دارم صرفا توصیف می کنم. شما که توقع ندارید در کنار آن سیاستمدار عبوس و بداخلاق استاد شجریان بنشیند. اگر روزی استاد شجریان را درکنار آن بنده خدا دیدید باید تعجب کنید نه حالا که کنار همتای خود نشسته است.
اگر روزی اصغر فرهادی را در کنار آن مدیر فرهنگی سابق دیدید باید حیرت کنید نه امروز که در کنار هنرپیشه مورد علاقه اش نشسته است. بالاخره بین علایق و سلایق آدم ها پیوند ارگانیک وجود دارد. نمی شود شما آدم بداخلاق و عجول و بی انصاف و بد دهنی باشی و صبح تا شب بتهون و باخ و موتزارت و شجریان و اقبال السلطان و ظلی گوش کنی. نمی توانی از فرهنگ و رسانه و سینما به کلی پرت باشی اما هنرپیشه های مورد علاقه ات آل پاچینو و رابرت دنیرو و مریل استریپ و عزت الله انتظامی و پرویزفنی زاده و علی نصیریان باشد. نمی شود. با نظام طبیعت و هستی در تضاد است. با عدالت نمی خواند.
بعضی از دوستان گمان می کنند ما با جناب تتلو بحث اخلاقی داریم. خیر. البته دوستانی که در همه عمر دیگران را از روی ظاهر قضاوت کرده اند باید پاسخ بدهند که با تتلو و بختیاری چه نسبتی دارند. فرمود: با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی. اما بحث بر سر ظاهر این عزیزان نیست. جناب تتلو مظهر ابتذال است. چه وقتی که می خواند: کی از پشت لباستو می بنده و چه وقتی می خواند: خلیج مسلح فارس.
مشکل دوستان در این است که گمان می برند هر مظروفی را داخل هر ظرفی می توان ریخت. ای کاش دست کم کتاب آیینه جادوی مرتضی آوینی را دقایقی تورق بفرمایند و درباره بحث ظرف و مظروف چیزهایی دستگیرشان شود.خلاصه کلام این که: دوستان خودارزشی پندار اگر می خواهند ویترین آن ها تتلو و بختیاری نباشد باید جانِ‌ خود را دیگر کنند. به تعبیر اقبال لاهوری: جان چو دیگر شد جهان دیگر شود. با بخشنامه و نصیحت و پند و دستور این اتفاق نمی افتد. باید سودای دیگرگونه در سر داشت و ...این سخن بگذار تا وقت دگر.
توضیح ضروری: صمیمانه و صادقانه از استاد شجریان بابت این که در تیتر مطلب نام ایشان را کنار آن بنده خدا آوردم عذرخواهی می کنم.

 

   تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 



نوشته شده در یادداشت ثابت - پنج شنبه 96/4/30ساعت 3:33 صبح توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  



  اندرزهای لقمان حکیم به نقل از امام جعفر صادق علیه السلام 

 

http://s8.picofile.com/file/8301127600/SHAH8DATE_EM8M_S8DEQ_1.jpg

http://s8.picofile.com/file/8301127800/SHAH8DATE_EM8M_S8DEQ_4.jpg      

http://s8.picofile.com/file/8301128276/SHAH8DATE_EM8M_S8DEQ_3.jpg

http://s8.picofile.com/file/8301128576/SHAH8DATE_EM8M_S8DEQ_2.jpg


 

امام صادق علیه السلام به نقل از لقمان میفرماید : «اى پسرم! ... به آنچه خداوند به تو داده قانع باش تا زندگی-ات پاک باشد. بدان که عـــزت دنیا با طمع نکردن به داشته-های مردم است. جمیع پیامبران وَ صدٌیـقـــان  از این راه به مقام وُ عزت رسیده-اند.
* الإمام الصادق علیه السلام :قالَ لُقمانُ : یا بُنَیَّ ... اِقنَع بِقَسمِ اللّه ِ لَکَ یَصفُ عَیشُکَ ، فَإِن أرَدتَ أن تَجمَعَ عِزَّ الدُّنیا فَاقطَع طَمَعَکَ مِمّا فی أیدِی النّاسِ ، فَإِنَّما بَلَغَ الأَنبِیاءُ وَالصِّدّیقونَ ما بَلَغوا بِقَطعِ طَمَعِهِم .

 

  بدان وَ آگاه باش در محضر خداوند عزً وَ جَل درباره-ی چهار چیز از تو سؤال میشود : «جـــوانی-ات را چطور گذراندی» ، «عُـمـــرت را چطور صـــرف کردی» ، «اموالت را از چه راهی کسب کردی وَ در چه راهی خـــرج کردی» ، خودت را برای این روز وَ پرسشهای آن آمـــاده کن.
*   وَاعلَم أنَّکَ سَتُسأَلُ غَداً إذا وَقَفتَ بَینَ یَدَیِ اللّه ِ عَزَّ وجَلَّ عَن أربَعٍ : شَبابِکَ فیما أبلَیتَهُ ، وعُمُرِکَ فیما أفنَیتَهُ ، ومالِکَ مِمَّا اکتَسَبتَهُ وفیما أنفَقتَهُ ، فَتَأَهَّب لِذلِکَ ، وأعِدَّ لَهُ جَواباً .
 

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


نوشته شده در یادداشت ثابت - چهارشنبه 96/4/29ساعت 9:15 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

    گفت و گوی ملی" تنها راه خردمندانه    

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 
  عصر ایران؛جعفر محمدی : عباس سلیمی‌نمین، از چهره های مطرح جریان محافطه کار در توضیح حضور "تتلو" در اردوگاه این جریان ( از دیدار با رئیسی تا تجلیل از تتلو در همایش خبرگزاری فارس) گفته است:  "باید با تتلوها وارد دیالوگ شویم".
این که محافظه کاران می خواستند در جریان انتخابات گذشته، پتانسیل چهار میلیون فالوور (دنبال کننده) تتلو در صفحه اینستاگرامش را به خدمت کاندیدای خود بگیرند یا از هم اکنون می خواهند رأی آنها را برای انتخابات آتی داشته باشند، گمان زنی قابل اعتنایی است که عجالتاً از آن می گذریم و حتی در صورت درست بودن این فرض، آن را بخشی از بازی طبیعی سیاسی می دانیم.
 
در استقبال از سخنان سلیمی نمین در باب


آنچه مورد بحث است، "لزوم گفت و گو با تتلوها"ست که سلیمی نمین بدان اشاره کرده است.
جریان محافظه گرا، سال هاست که خود را در اقتدار کامل و بی نیاز از هر گونه تعامل و گفت و گو می داند. چنین رویکردی باعث شده است این جریان روز به روز با انزوای بیشتری در سپهر عمومی مواجه شود و مدام دچار ریزش نیرو شود.
از این رو، می توان اضطراب را در اردوگاه اصولگرایان مشاهده کرد چرا که با این روند، اعضای آن ناگزیزند برای همیشه با جایگاه های "انتخابی" وداع کنند و به سمت های "انتصابی" بسنده کنند.
 

در استقبال از سخنان سلیمی نمین در باب
 

برای اجتناب از چنین وضعیتی، محافظه کاران ناگزیر از یارگیری جدید هستند و در اولین گام سراغ تتلو و بهنوش بختیاری رفته اند که وجه مشترک آنها، دنبال کنندگان میلیونی در اینستاگرام شان است.
با این اوصاف می توان چرایی لزوم گفت و گوی محافظه کاران با تتلوها و بهنوش بختیاری ها را دریافت.
این که محافظه کاران به این نتیجه برسند که باید با تتلوها دیالوگ کنند، اتفاقی رو به جلو است که باید از آن استقبال کرد. اگر آنها، بعد از سال ها به لزوم گفت و گو پی برده اند و سخنانی از قبیل "باید با تتلوها وارد دیالوگ شویم"  صرفاً برای توجیه آنچه گذشت نباشد و ناطر به آینده باشد،
باید گفت که در کنار گفت و گو با تتلوها، باب گفت و گو باید با بقیه مردم نیز گشوده شود و صدای بقیه مردم را نیز گوش کنند:
- گفت و گو با روشنفکران
- گفت و گو با روحانیون نو اندیش و منتقد
- گفت و گو با مخالفان و منتقدان سیاسی
- گفت و گو با فعالان سیاسی اصلاح طلب و مستقل
- گفت و گو با بدنه واقعی دانشجویان و استادان دانشگاه
- گفت و گو با دختران و پسران جوان
- گفت و گو با هنرمندان
- گفت و گو با اهالی رسانه 
- گفت و گو با فعالان بخش خصوصی اقتصاد
- گفت و گو با ایرانیان مقیم خارج
- گفت و گو با اقلیت ها
- و ...
 

در استقبال از سخنان سلیمی نمین در باب
 

اگر باب گفت و گوهای "فراگیر" و البته "امن" در کشور گشوده شود، آنگاه می توان به توسعه بنیادین در کشور امیدوار بود و محافظه کاران نیز خواهند توانست به احیای مجدد خود امیدوار باشند و الّا اگر باب گفت و گو فقط به روی تتلو -و به طمع فالوورهایش- باز باشد، تنها یک کاریکاتور تک بعدی و مضحک از "گفت و گو" خواهیم دید، بی هیچ سودی حتی برای محافظه کاران.
"گفت و گوی ملی"، تنها راه مطمئن و خردمندانه پیش روی کشور است.

 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 


نوشته شده در یادداشت ثابت - سه شنبه 96/4/28ساعت 6:0 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

افزودنی-های خطرناک در خوراکیها

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

نتیجه تصویری برای افزودنی-های خطرناک در خوراکیها

نتیجه تصویری برای افزودنی-های خطرناک در خوراکیها

نتیجه تصویری برای افزودنی-های خطرناک در خوراکیها

 

مواد غذایی که انرژی شما را چند برابر می کند

نتیجه تصویری برای افزودنی-های خطرناک در خوراکیها

نتیجه تصویری برای افزودنی-های خطرناک در خوراکیها

نتیجه تصویری برای افزودنی-های خطرناک در خوراکیها

 اگر غذای مصرفی شما می‌تواند فاسد شود آن غذا برای شما خوب است اما اگر غذای‌تان فاسد نشدنی است و ماندگاری طولانی داشته باشد، آن غذا برای شما بد است. افزودنی ها زمانی منظور از مزه‌ی میوه و پنیر، مزه‌ی واقعی آن‌ها بود. اما امروزه چه طور؟ امروزه همه چیز مصنوعی شده است. بیشتر مواد غذایی موجود در سوپرمارکت‌ها دیگر واقعی نیستند، البته قابل خوردن هستند اما هیچ راهی وجود ندارد که بفهمید این غذاها مُضر و نامناسب هستند. در رابطه با افزودنی‌ها مسائل بسیاری وجود دارد. FDA در حال حاضر لیستی از موادی که در آمریکا به غذاها اضافه می‌شوند را ارائه کرده است که بیش از 3000 عدد می‌باشند. بیشتر این افزودنی‌ها بی خطر هستند اما تعدادی از آن‌ها دارای اثرات بالقوه مضر می‌باشند. این که چرا آن‌ها قانونی هستند برای ما یک راز مانده است. بعضی از آن‌ها ممکن است توسط گروه‌هایی با قدرتی پشت پرده پشتیبانی شوند و بعضی دیگر ممکن است در سیستم کنترل کیفی قبول شده باشند فقط به خاطر این که کارکنان FDA آن قدر سرشان شلوغ بوده است که نتوانسته اند به طور دقیق داده‌ها را بررسی کنند! در اینجا ما 6 نمونه از بدترین افزودنی‌هایی که در غذاهای شما وجود دارد را معرفی می‌کنیم. حتی اگر شما نسبت به خطرناک بودن این مواد قانع نشوید، بایستی قبول کنید که هر چه قدر از این مواد مضر بیشتر دوری کنید، بیشتر فرصت استفاده از غذاهای کامل و مفید را خواهید داشت. محصول خطرناک شماره 1: رنگ کارامل رنگ کارامل یک ماده‌ی مصنوعی است که از گرم کردن شکر حاصل می‌شود. در بیشتر مواقع این پروسه شامل آمونیاک می‌باشد. چرا خطرناک است؟ رنگ کارامل معمولاً در همه چیز دیده می‌شود. از نوشابه‌ها و سس‌ها گرفته تا نان و شیرینی. وقتی که مستقیماً کارامل از شکر ساخته شود، نسبتاً بی خطر است اما وقتی که با آمونیاک ساخته می‌شود، دو نوع ماده شیمیایی به نام‌های 2 متیل لیمیدازول و 4 متیل لیمیدازول که موجب ایجاد سرطان در موش‌ها می‌شود، را به وجود می‌آورد. خطر این ریسک آن قدر زیاد است که دولت ایالتی کالیفرنیا، 4 متیل لیمیدازول را به عنوان یک ماده‌ی سرطان زا اعلام کرده است. متأسفانه شرکت‌ها مجبور نیستند اعلام کنند که آیا مواد رنگی آن‌ها با آمونیاک ساخته شده است یا خیر. به همین دلیل ما پیشنهاد می‌کنیم که جداً از مصرف این محصولات دوری کنید. این مواد در کولاها و نوشیدنی‌های دیگر، سس‌ها و مخلوط‌های حجم دهنده و پُر کننده وجود دارند. ماده‌ی خطرناک شماره 2: پتاسیم بروماید پتاسیم بروماید ماده‌ای است که به آرد زده می‌شود و در هنگام پخت نان به ورآمدن خمیر کمک می‌کند. در واقع نوعی عمل آورنده و بافت دهنده‌ی خمیر است که در نان‌های ماشینی به کار می‌رود و از آن برای بهبود خواص نانوایی و پایداری آرد استفاده می‌شود. رنگ کارامل معمولاً در همه چیز دیده می‌شود. از نوشابه‌ها و سس‌ها گرفته تا نان و شیرینی. وقتی که مستقیماً کارامل از شکر ساخته شود، نسبتاً بی خطر است اما وقتی که با آمونیاک ساخته می‌شود، دو نوع ماده شیمیایی به نام‌های 2 متیل لیمیدازول و 4 متیل لیمیدازول که موجب ایجاد سرطان در موش‌ها می‌شود، را به وجود می‌آورد همین طور از محلول رقیق پتاسیم بروماید به عنوان نگه‌دارنده‌ی سبزیجات و میوه‌ها استفاده می‌شود. چرا ترسناک است؟ پتاسیم بروماید موجب تومورهای تیروئید و کلیه در خرگوش‌ها شده و باعث موتاسیون سلول‌های بدن می‌گردد، همچنین می‌تواند به سیستم اعصاب آسیب برساند و به همین جهت مصرف آن کاملاً محدود شده است و حتی در بسیاری از کشورها ممنوع اعلام شده است. در کالیفرنیا محصولاتی که شامل پتاسیم بروماید هستند بایستی علامت «خطر ایجاد سرطان» بر روی آن‌ها نصب شده باشد. خوشبختانه برداشت منفی مردم، استفاده از آن را خیلی کاهش داده است اما تا زمانی که FDA صددرصد آن را ممنوع نکرده است، بایستی مراقب حضور این مواد در غذاهای خود باشیم. ماده‌ی خطرناک شماره 3: روغن‌های گیاهی نیمه جامد زمانی که روغن‌های دارای پیوند دوگانه (اشباع نشده) با هیدروژن تحت عمل فشار و حرارت ترکیب می‌شوند عمل هیدروژناسیون صورت می‌گیرد. به چنین روغن‌هایی، روغن‌های هیدروژنه می‌گویند. این عمل یکی از مهم‌ترین فرآیندهای صنایع غذایی است. با هیدروژناسیون می‌توان روغن‌های مایع را به روغن جامد یا نیمه جامد تبدیل کرد. این عمل سبب مقاومت بیشتر روغن‌ها در برابر اکسیداسیون می‌شود. واحدهای صنعتی مواد غذایی به دلیل حمل و نقل بهتر روغن جامد و پایداری آن در برابر فساد تمایل به تبدیل روغن مایع به روغن جامد دارند، سرانجام این که باید از مصرف هر نوع غذایی که حاوی اسید چرب ترانس باشد، اجتناب کنید. چرا خطرناک است؟ این چربی‌ها منابع تولید اسیدهای چرب ترانس در رژیم آمریکایی‌ها هستند. یک مطالعه در دانشگاه هاروارد نشان داد که اسید چرب ترانس موجب 70 هزار حمله‌ی قلبی در سال می‌شود. پتاسیم بروماید ماده‌ای است که به آرد زده می‌شود و در هنگام پخت نان به ورآمدن خمیر کمک می‌کند. در واقع نوعی عمل آورنده و بافت دهنده‌ی خمیر است که در نان‌های ماشینی به کار می‌رود و از آن برای بهبود خواص نانوایی و پایداری آرد استفاده می‌شود خبر خوب این که این روغن‌ها در حال حذف شدن از سیستم غذایی می‌باشد. بعضی از دولت‌های محلی مثل شهر نیویورک استفاده از آن‌ها را در رستوران‌های زنجیره‌ای که از روغن‌های ترانس در سرخ کردن مواد غذایی‌شان استفاده می‌کنند، ممنوع کرده است. البته هنوز در بسیاری از فست‌فودها در یک وعده غذایی حدود بیش از 2 گرم از این مواد موجود می‌باشد که این ماکزیمم مقداری هست که انجمن قلب آمریکا اجازه‌ی استفاده از آن را در روز، می‌دهد. این موارد در مرغ‌های سوخاری، در سوپ‌های نیمه آماده و بعضی پنیرها وجود دارد. ماده‌ی خطرناک شماره‌ی 4: Azodicarbonamide نوعی ماده‌ی شیمیایی گردی یا متبلور، به رنگ زرد تا نارنجی قرمز و عملاً غیر قابل حل در آب است که از آن در عمل آوری و رنگ بری آرد غلات برای بیشتر کردن قابلیت تنظیم حالت مطلوب خمیر برای تولید قرص نان سبک‌تر و حجیم تر و به عنوان یک ماده عمل آورنده خمیر در آردهای نانوایی و خمیر نان استفاده می‌شود. این ماده را می‌توان با عامل اکسیدکننده برومات پتاسیم مصرف کرد. میزان مصرف آزودی‌کربن‌آمید کمتر از 45 قسمت در میلیون است. چرا ترسناک است؟ این ماده به طور گسترده‌ای در تولید فوم‌های پلاستیکی استفاده می‌شود و اگر چه FDA برای استفاده غذایی اجازه داده است، اما انگلستان این ماده را به عنوان ماده‌ای که تولید آسم می‌کند، معرفی کرده است. در یک خلاصه‌ای از 47 مطالعه که بر روی کربن آمیدها انجام شد، سازمان بهداشت جهانی اعلام داشت که این مواد احتمالاً سبب بروز آسم می‌شوند. سازمان بهداشت جهانی نتیجه گیری کرد که تماس با این مواد باید به حداقل ممکن برسد. در کجا استفاده می‌شود؟ این مواد در بعضی از دونات ها، نان‌های همبرگری و ... کاربرد دارد. کاراگینان در ژله ماده‌ی خطرناک شماره‌ی 5: Carrageenan کاراگینان یک ماده‌ی غلظت دهنده و امولسیفایر است که از گیاهان دریایی گرفته می‌شود. چرا خطرناک است؟ خزه‌های دریایی مواد خیلی خوبی هستند. اما کاراگینان یک محصول جانبی از این خزه‌ها می‌باشد. در مطالعاتی که بر روی حیوانات انجام شده است، نشان داده شده است که این مواد می‌تواند موجب ایجاد سرطان، اولسرهای کولون و زخم بشوند. در مورد این که کاراگینان به انسان نیز صدمه می‌زند صد در صد مطمئن نیستیم اما به نظر می‌آید دوری از آن‌ها بهتر باشد. در چه چیزهایی استفاده می‌شود؟ در فرآورده‌های لبنی، بستنی، دسرهای ژله‌ای و ژله‌های کم کالری مصرف می‌شود. ماده ترسناک شماره 6: آمونیوم سولفات آمونیوم سولفات یک نوع نمک معدنی است که معمولاً در نزدیک آتشفشان‌های فعال وجود دارد و به طور صنعتی برای تهیه‌ی مخمر نان از آن استفاده می‌شود، باعث ورآمدن خمیر می‌شوند و در نوشابه‌ها نیز به مصرف می‌رسند. چرا ترسناک است؟ این ماده غنی از نیتروژن می‌باشد. معمولاً به عنوان کود شیمیایی استفاده می‌شود و در سیستم اطفاء حریق هم وجود دارد. این مواد به نظر خطرناک می‌آیند. مطالعات ژاپنی در سال 2006 بر روی موش‌ها نشان داد که این مواد غیر سرطان زا هستند. هم FDA و هم مرکز سلامت علوم برای عموم گفتند که این ماده امن است و بیشتر در نان‌ها از آن استفاده می‌شود. در نهایت به این نکته توجه کنید که: اگر غذای مصرفی شما می‌تواند فاسد شود آن غذا برای شما خوب است اما اگر غذای‌تان فاسد نشدنی است و ماندگاری طولانی داشته باشد، آن غذا برای شما بد است.

 معصومه آیت اللهی بخش تغذیه و آشپزی تبیان
 
 تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی 

نوشته شده در یادداشت ثابت - سه شنبه 96/4/28ساعت 5:50 صبح توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

<      1   2   3   4   5   >>   >