دی 90 - در دوران بـــرزخی ...


























در دوران بـــرزخی ...

 



وضعیتی که به وجود آمده و آنچه در پس پرده می گذرد از مواردی است که باید عده ای در ارتباط با آن پاسخگو باشند. در این رابطه نماینده ارومیه در مجلس می گوید: اخیرا در سطح مدیریتی کشور کارهایی می شود که تهوع آور است و همه دنبال این هستند که سریعتر شکم هایشان را پر کنند و جامعه به حالت افسار گسیخته در آمده است.
عابد فتاحی، افزود: متاسفانه جامعه ایران به جامعه ای شعارزده تبدیل شده و باید این شعارها را کمرنگ کرد.
وی افزود: در حقیقت رواج این شعارهای غلط و بی اساس نتیجه ای جز در هم کوبیدن جامعه ندارد. فتاحی گفت: چرا باید در جامعه ما خانواده ها با نگرانی فرزندانشان را به مدارس بفرستند؟ چرا باید در جامعه ما شمار معتادان از افغانستان به عنوان منبع تولید مواد مخدر بالاتر باشد و دلال بازی به عنوان یک شغل پر زرق و برق طبقه متوسط جامعه را ببلعد؟ تمامی این مشکلات ناشی از شعار زدگی جامعه به جای عمل گرایی است.
وی ادامه داد: مشاهده می شود که همواره به عناوین مختلف نظیر هفته کشاورزی، هفته دولت، هفته دانش آموز، هفته زن، هفته مرد، و . . . با انواع پرده و پارچه نویسی در خیابان ها هزینه های سنگینی را هدر می دهند.
فتاحی اضافه کرد: این در حالی است که اگر همین سرمایه ها صرف مردم فقیر شود، هیچ جوانی بدون شغل و هیچ خانواده ای بدون مسکن نخواهد بود.
وی افزود: متاسفانه تمام در و دیوارهای مملکت ما پارچه نویسی است، در حالی که هیچ کجای دنیا چنین مساله ای مشاهده نمی شود و تبلیغ مسائلی شود که اصلا نسبت به آنها اعتقادی در جامعه وجود ندارد.
وی اضافه کرد: همه مردم می دانند که این شعارها برای آنها نان و آب نمی شود و برای مردم شغل و آینده و آبرو نمی شود.
فتاحی با انتقاد از اینکه در کشور ما زندگی به جنگ بقا تبدیل شده است، گفت: مگر ایران نسبت به دنیا چه کم دارد که به لحاظ شخصیتی باید اینقدر افول کند.


جمعه 30 دی 1384 ساعت 19:57

 
تهیه وَ تدوین
: عـبـــد عـا صـی




نوشته شده در جمعه 90/10/30ساعت 4:40 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

خاطره ای خواندنی از خاوری!

در سفری به تهران رفتاری از او سر زد که تا همین اواخر در ذهن من نقش بسته بود و به همین خاطر بود وقتی که شنیدم ویلای چند میلیارد تومانی در کانادا دارد و در اختلاس سه هزار میلیارد تومانی مشارکت داشته است، تا مدتها باورم نمی‌شد!

یکی از دوستان محمود رضا خاوری در خاطره ای جالب از دقت نظر وی نسبت به استعمال اموال بیت‌المال را روایت کرده که خواندن آن خالی از لطف نیست.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی اعتدال(www.etedaal.ir)، وی که نخواست نامش فاش شود، گفت: زمانی که خاوری هنوز در استان لرستان بود و به تهران منتقل نشده بود، در سفری به تهران رفتاری از او سر زد که تا همین اواخر در ذهن من نقش بسته بود.

زمانی که یکی از همراهان خواست تا برای خریدن چای و نوشیدن آن توقف کنیم، راننده وی گفت آقای خاوری همچون همیشه با هزینه شخصی خودش چایی تهیه کرده  و افزود ایشان آنقدر ملاحظه می کند که هیچوقت با خودکار بیت‌المال برای کار شخصی خود حتی یک شماره تلفن را هم یادداشت نمی‌کند!

بعدا که تحقیق کردم متوجه شدم وی واقعا همین گونه است و محال بود که از وسایلی اداری برای مصارف شخصی بهره برداری کند و همکاران وی در لرستان بارها شاهد این دقت نظر مدیرعامل سابق بانک ملی بوده‌اند!

به همین خاطر بود وقتی که شنیدم این آقا ویلای چند میلیارد تومانی در کانادا دارد و در اختلاس سه هزار میلیارد تومانی مشارکت داشته است، تا مدتها باورم نمی‌شد!

 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 


نوشته شده در جمعه 90/10/30ساعت 12:56 صبح توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |



از خواب اصحاب کهف تا احساس پدربزرگی زود رس
قیمت ها هم لحظه ای بالا می رفت به طوری که می گویند اگر کسی به رستوران می رفت و عذایی سفارش می داد ، امکان داشت قیمت غذا در فاصله سفارش تا سرو در میز ، تغییر کند!

عصرایران ؛ جعفر محمدی

1 - اصحاب کهف 309 سال در خواب بودند و هنگامی که بیدار شدند و یکی از آنها به شهر رفت تا طعامی تهیه کند ، تفاوت سکه رایج و قیمت ها او را شگفت زده کرد و بدین سان مردم شهر از وجودشان آگاه شدند و الباقی ماجرا که خود بهتر می دانید.

2 - تا همین چند وقت پیش ، یکی از جالب ترین بخش های سخنان پدران و پدربزرگ های ما این بود:‌شما آن موقع نبودید؛گوشت کیلویی فلان قدر بود و با 10 تومان می شد چه ها خرید... و از این دست سخنان که برای ما رنگ و بوی افسانه داشت!

حالا حکایت خودمان شده است ؛  قیمت ها با چنان سرعتی بالا می روند که هر بار به خرید می رویم ، با چنان تفاوتی روبرو می شویم که گویا از خواب اصحاب کهف برخاسته ایم و سه قرنی در خواب بوده ایم!

احساس پدر پزرگی زودرس هم بهمان دست می دهد. اگر پدربزرگ ها می گفتند شما نبودید و یادتان نمی آید 60 سال پیش قیمت ها اِل بود و بِل ؛ ما می توانیم بگوییم : شما بودید و یادتان می آید که پارسال همین موقع قیمت ها چقدر پایین تر بود... اصلاً پارسال چرا ، همین هفته پیش و همین دو روز قبل!

مثلاً همین سکه و ارز را نگاه کنید: امسال بعد از تعطیلات عید ، 14 فروردین را در حالی آغاز کردیم که قیمت هر قطعه سکه بهار آزادی طرح جدید در بازار آزاد 393 هزار تومان بود و هر دلار 1112 تومان. اما الان چقدر است؟
از 14 فروردین بگذریم ؛ شما یادتان نمی آید(!)‌ همین دو سه روز پیش سکه حول و حوش 680 هزار تومان بود ولی الان رسیده به مرز 800 هزار تومان و دلار هم از 1680 شده تقریباً 1800 تومان.
احتمالاً چنین جهشی در آن 309 سال اصحاب کهف هم وجود نداشته است!



اوج کاهش پول ملی در زیمباوه: 100 میلیارد دلار زیمباوه مقابل سه تخم مرغ

البته تنها سکه و ارز این گونه نیستند و از نان و شیر و گوشت و روغن گرفته تا اجاره بهای مسکن و قیمت خانه و شهریه مدرسه و قبض های آب و برق و گاز و ... همه و همه مدام قیمت های جدیدی را بر مردم تحمیل می کنند بی آن که کسی به خواب اصحاب کهف رفته باشد!

زیمباوه ، کشوری در جنوب آفریقاست. رشد تورم در این کشور تا همین چند وقت پیش به حدی سرسام آور بود که دولت این کشور اسکناس های تریلیون دلاری زیمباوه چاپ کرده بود. قیمت ها هم لحظه ای بالا می رفت به طوری که می گویند اگر کسی به رستوران می رفت و عذایی سفارش می داد ، امکان داشت قیمت غذا در فاصله سفارش تا سرو در میز ، تغییر کند!

دولت زیمباوه به دلیل تورم بسیار بالا، طی دو سال (1386 تا 1388)، 22 صفر را از واحد پول خود حذف کرد.  بالاترین اسکناس زیمباوه که قبل از این در گردش بود اسکناس 10 تریلیون دلاری زیمباوه بود که با آن حتی نمی‌شد یک قرص نان خرید.

در عوض کشورهای زیادی وجود دارند که در 20 - 10 سال اخیر تورم شان تنها 2 درصد بالا رفته است که از آن جمله می توان به برخی ممالک حوزه اسکاندیناوی اشاره کرد که برغم این تورم 2 درصدی حقوق کارمندان و کارگرانشان 15 درصد بالا رفته است.

راه دور نرویم ؛ همین ترکیه که بیخ گوش خودمان است در دهه 90 میلادی تورم 80 - 70 درصدی را تجربه می کرد اما در 14 آبان همین امسال جام جم - رسانه صدا و سیمای خودمان - تیتر زد که تورم ترکیه افزایش یافت و به 3/3 درصد رسید!

حالا ما با این سرعت به کدامین سو می رویم؟‌ ... نکند زیمباوه خاورمیانه شویم.

تورم در زمیباوه




 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی





نوشته شده در پنج شنبه 90/10/29ساعت 12:53 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

 قانونگزاری که محتاج تأیید

 "رئیس-مجریه " باشد، استقلالی هم دارد؟!

برای متن کامل روی عنوان کلیک کنید


ثروتی:
رئیس دولت بودجه را که دیر تحویل می دهد، صد تا کاری غیر قانونی دیگر هم انجام می دهد. اینها به دلیل این است که مجلس او را پای کار نمی کشاند. تا الان احمدی نژاد را احضار نکرده ایم که حساب پس دهد. نتیجه هم این بود که بگوید : "مجلس در راس امور نیست".
  مشکل از همان جا آغاز شد که لاریجانی در دفاع از وزیر دولت سخن گفت، آنها گمان کردند که دیگر مجلس نمی تواند از حق قانونی خود برا نظارت بر عملکرد دولت استفاده کند.
  مجلس به راحتی می تواد دولت را پای کار بکشاند اما تاکید بر انسجام ملی باعث شده که مجلس کوتاه بیاید.
   ثروتی در این خصوص به ذکر روایتی پرداخت و گفت: "دو زن بر سر یک پسر بچه دعوی داشتند و هر یک ادعا می‏کرد که پسر بچّه از آن اوست. حضرت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام فرمودند: حال که هردو ادّعا دارید و شاهد و بیّنه می‏آورید و حاضر نیستید دست از دعوا بر دارید، من این کودک را با شمشیر دو نصف کرده، بین شما تقسیم می‏کنم. آن زن که مادر واقعی بود فوراً گفت: یا علی من از حقّ خود گذشتم کودک سالم باشد، گرچه در دست دیگران قرار بگیرد. امام علی‏ (ع) خطاب به آن زن فرمود: کودک را بردار و برو که مادر واقعی آن تو می‏باشی. ، زیرا اگر فرزند آن زن بود، دلش می‏سوخت و حاضر نمی‏شد تا به بچّه صدمه-‏ای وارد شود.
"امروز مجلس هم مانند آن روز است. نمی خواهیم به نظام آسیبی وارد شود، حاضریم از حق خودمان بگذریم و در این راه به طرف مقابل هم توجهی نمی کنیم."(((!!!؟؟؟_ع.ع )))
  رهبری فرموده اند که اختلافات قوا باید در جلسه سه قوا حل و فصل شود. اما گویی در آن جلسات هم مشکلی حل نمی شود وگرنه دلیل ندارد که رئیس جمهور خلاف قانون عمل کند.

  باید جلسه ای غیر علنی با حضور احمدی نژاد تشکیل و با ایشان با صراحت صحبت کنیم.
رئیس جمهور "منیت" بسیار دارد، نمونه آن در همان 11 روز خانه نشینی هم کاملا مشخص بود. می گویند اگر من نماینده ها را تایید نکنم رای نمی آورند. اما ما که مانند کردار ایشان عمل نمی کنیم. نمی خواهیم وارد چالش شویم برای همین هم یکی به دو نمی کنیم ...

 

در این بازار مکاران،

 مَروُ هر سو چو بیکاران ...

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


   دکتر علی مطهری درباره سوءتفاهمات اخیر پیرامون انتشار مقاله‌ای از سردار حسین علایی در روزنامه اطلاعات با اشاره به سوابق سردار علایی و همچنین لزوم ایجاد فضا برای گفت‌وگو تاکید کرد.
به گزارش تابناک، متن کامل این مطلب به شرح زیر است:
«حسین علایی»، جزو اولین نامهایی بود که پس از ورود من به دانشکده فنی دانشگاه تبریز در سال 1355 با آن آشنا شدم. مانند من در رشته مهندسی مکانیک تحصیل می‌کرد اما دو سال بالاتر از من بود. از همان ابتدا دیانت و اراده قوی و صلابت و خوش فکری را در او احساس می‌کردم. دانشجویان مسلمان انقلابی دانشکده به دو گروه تقسیم می‌شدند، گروه طرفدار مجاهدین خلق و برخی روشنفکران مسلمان و گروه طرفدار روحانیت که به «شیخ ها» مشهور بودند و حسین علایی در گروه دوم بود.
در آن زمان تشخیص انحراف گروه‌هایی مانند مجاهدین خلق و جنبش مسلمانان مبارز برای دانشجویان و تشخیص حقانیت استاد مطهری کار آسانی نبود و تنها دانشجویانی که از نظر فکری عمیق بودند و عقلشان بر احساساتشان غلبه داشت دارای این ویژگی بودند و حسین علایی، یکی از آنها و شاید شاخص ترین آنها بود. در جریان تظاهرات و شورش دانشجویان دانشگاه تبریز به مناسبت چهلمین روز شهادت شهدای یزد در 18 اردیبهشت 1357 که منجر به شهادت سه تن از دانشجویان شد، حسین علایی نقش اساسی داشت.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز وی در پست‌های سیاسی و نظامی که بر عهده داشته، به گواهی دوستان و همرزمانش بسیار خوش درخشیده است و در این خصوص، رشته سخن را باید به دست آنها داد.
حال، سردار حسین علایی به مناسبت قیام 19 دی 1356 مردم قم که خودش در متن آن قیام بوده مقاله‌ای در روزنامه اطلاعات نوشته است که ممکن است از آن اینطور برداشت شده باشد که برخورد ما با معترضان انتخابات سال 88 اشکالاتی داشته و به طور کلی باید مخالفان و معترضان یک نظام حکومتی را به رسمیت شناخت و در درجه اول برخورد اقناعی با آنها داشت.
این مقاله باعث شد که او متهم به همراهی با فتنه گران و ضدیت با ولایت فقیه و بی بصیرتی و پیاده شدن از قطار انقلاب شود و حتی عده ای گرد خانه او جمع شوند و شعارهایی علیه وی بر روی در و دیوار خانه اش بنویسند و اشیایی را نیز به داخل خانه اش پرتاب نمایند و مشکلاتی برای اهل بیت او ایجاد کنند؛ رفتاری که قبلا نیز با برخی شخصیتهای دیگر کشور حتی مراجع تقلید توسط این تیپ افراد ـ که حفظ انقلاب و نظام اسلامی را در این نوع کارهای غیر اخلاقی و غیر شرعی می‌بینند و از طرف مراجع قانونی مسئول نیز هیچ گاه مورد سئوال و مجازات قرار نمی‌گیرند ـ انجام شده است.
حال این پرسش مطرح می‌شود که قطع نظر از درستی یا نادرستی مطالب آقای علایی در آن مقاله، آیا در کشور ما اگر کسی مثلا معتقد باشد که مدیریت بحران سال 88 و نوع برخورد با معترضان، کارآمد و مناسب نبوده است، حق دارد اظهار نظر کند؟ یا چون نظام ما پسوند «اسلامی» دارد، همه کارهایی که در آن انجام می‌شود درست بوده و خواهد بود و در نتیجه هیچ گاه اصلاح امور صورت نمی‌گیرد و اساسا اصلاح امور درباره این نظام معنی ندارد؟
اگر پاسخ مثبت است، یعنی هر شهروندی حق دارد چنین اظهارنظری بکند، پس این اعتراض‌ها و آتش گرفتن‌ها برای چیست؟ فرضا بی بی سی فارسی و صدای آمریکا خوشحال شده اند، در مقابل اثر اصلاحی این اظهار نظر که انحرافی را از نظام جمهوری اسلامی دفع می‌کند و باعث دوام آن می‌شود، به حساب نمی‌آید.
و اگر پاسخ منفی است و کسی حق چنین اظهارنظری را ندارد، پس تکلیف آزادی بیان چه می‌شود؟ به علاوه تکلیف اظهار نظر رهبر گرانقدر انقلاب در انتقاد از نوع برخورد با معترضان در کوی دانشگاه و بازداشتگاه کهریزک چه می‌شود؟
بهتر است دوستان معترض به آقای علایی ـ که در حسن نیت و علاقه آنها به انقلاب اسلامی تردیدی نیست ـ عمیق‌تر بیندیشند و تعصب منفی را که موجب کوردلی است از خود بزدایند و بدانند که راه حفظ نظام جمهوری اسلامی احترام به آزادی تفکر و بیان است.
در نامه اعتراضی که توسط دوازده تن از فرماندهان محترم سپاه خطاب به سردار علایی نوشته شده، نوع برخورد امام خمینی (ره) با منافقین و جبهه ملی که امام (ره) اجازه تجمع به آنها نمی‌داد، دلیل بر صحت نحوه برخورد با معترضان انتخابات گذشته دانسته شده است، در حالی که اولا امام (ره) زمانی به منافقین اجازه تجمع نمی‌دادند که آنها اعلام قیام مسلحانه کرده بودند، والا قبل از آن مسعود رجوی در دانشگاه تهران برای آنها سخنرانی می‌کرد و روزنامه «مجاهد» نیز با آزادی کامل در سطح شهرها توزیع می‌شد و ثانیا به جبهه ملی از آن جهت اجازه تجمع داده نشد که آنها به دلیل مخالفت با لایحه قصاص، از نظر فقهی محکوم به ارتداد بودند.

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 


نوشته شده در پنج شنبه 90/10/29ساعت 1:27 صبح توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


   در روزهای اخیر ، دو اتفاق در عرصه "ابراز عقیده" در کشور رخ داده است که اتفاقاً در هر دو مورد ، گویندگان ، افرادی از درون نظام و معتقد به مبانی آن با کارنامه ای روشن بوده اند. اولی یادداشت سردار حسین علایی، از فرماندهان نامدار دوران دفاع مقدس در روزنامه اطلاعات بود و دومی اظهارات دکتر عماد افروغ ، نماینده اصولگرای مجلس هفتم، در برنامه زنده تلویزیونی "پارک ملت"‌.
   این که محتوای کلام هر کدام از آنها چه بوده است موضوع این نوشتار نیست
بلکه آنچه موجد نگرانی است ، نحوه برخوردها با این دو رویداد است.
   طبیعتاً در جامعه ای که مدام از آزادی بیان به عنوان یکی از ارزش های بنیادین انقلابش یاد می شود ، این انتظار وجود ندارد که هر گوینده و نویسنده به مجرد این که سخنی بر زبان و قلم براند با برخوردهای سلبی مواجه شود.
   اتفاقی که درباره یادداشت سردار علایی رخ داد، تکراری بود:‌ عده ای مقابل خانه او جمع شدند و علیه او شعار دادند و به در و دیوار خانه اش آسیب زدند.
   درباره سخنان افروغ هم علاوه بر آن که دولتی ها در رسانه های خود او را با انواع تهمت ها نواختند، برخی مجلسی ها نیز خواستار برخورد با موضوع از طریق شورای نظارت بر صدا و سیما شدند!
   این اتفاقات نشانه های دیگری هستند مبنی بر این که ظرفیت شنیدن صداهای مختلف در جامعه ما به شدت پایین آمده است. اگر شرایط مطلوب برای گفتن و شنیدن در جامعه ما حاکم بود ، به جای تهدید و تخریب، سخن را با سخن و قلم را با قلم پاسخ می دادند.
   کسانی که با روش های سلبی به استقبال سخنان منتقدان می روند ، در واقع بزرگ ترین خدمت را به گسترش تفکرات همان منتقدان و اثبات حقانیت آنان می کنند، زیرا اولاً با این هجمه ها ، افرادی که اساساً در جریان نبودند وارد ماجرا می شوند و ثانیاً وقتی می بینند یک موج تخریبی قدرت محورانه علیه آنها به راه افتاده ، به طور روانی از در همنوایی با مظلوم ، با آنان همراهی و همدلی می کنند.
   در واقع ، کسانی که فکر می کنند با متورم کردن رگ گردن و برخوردهای سلبی ، می توانند منتقدان را منکوب کنند ، نهایتاً نقض غرض می نمایند و به جای ریختن آب بر آتش منتقدان با اقدامات ناشیانه و بدوی خود ، بر آن بنزین می پاشند!
   نکته این که برخوردهای سلبی اخیر ، نه در برابر دگر اندیشان ، که در مقابل دو تن از نیروهای دورن نظام و "خودی"‌ انجام شده است
و الا اگر همین مطالب توسط افرادی دیگر و در رسانه هایی غیر از روزنامه اطلاعات و صدا و سیما - که هر دو متعلق به نظام هستند - منتشر می شد ، مشخص نیست چه بلایی بر سر نویسندگان و گویندگان و رسانه های نشر دهنده می آمد!
   صدا و سیمای جمهوری اسلامی ، زمانی به حدی آزاد منشانه رفتار می کرد که افرادی مانند نورالدین کیانوری و فرخ نگهدار و احسان طبری این امکان را داشتند که در رسانه ملی حاضر شوند و با افرادی مانند آیت الله بهشتی و آیت الله مصباح یزدی مناظره کنند ؛
ولی اکنون جای تأسف است که فردی مانند عماد افروغ هم تحمل نمی شود و احتمالاً از این پس ، نام او نیز در فهرست سیاه نانوشته افرادی باشد که تهیه کنندگان سیما جرأت دعوتشان را به برنامه هایشان ندارند.
   اگر اوایل انقلاب ، به جای دادن تریبون و آنتن به افرادی مانند کیانوری ، از همان ابتدا آنها را سانسور می کردند ، عده بسیاری از مردم با این گمان که کیانوری و همفکرانش به دلیل داشتن منطق قوی ، از دسترس دور می شوند ، بدان ها می گرویدند و هم اکنون نیز بر همان خط بودند ولی وقتی رسانه ملی با آزاد اندیشی ، افکار مختلف را در معرض قضاوت عموم گذاشت ، مردم سره را از ناسره تشخیص دادند.
   این ، برای نظام جمهوری اسلامی زشت و ناپسند است که هر کس سخنی فراتر از کلیشه زد ، فوراً موجی از تخریب و تهدید علیه او آغاز شود؛
شأن نظامی که شعار انقلاب آن "‌استقلال،آزادی،جمهوری اسلامی"‌ بوده ، این است که افراد در اظهار نظرات خود کاملاً آزاد باشند و متقابلاً افکار عرضه شده نیز بی هیچ تعارفی نقد شوند.
   این همان روش و منش امیرالمؤمنین علی علیه السلام است که نه تنها به منتقدان همسو با خود که حتی به دشمنانش به حدی از آزادی بیان داده بود که بتوانند در معابر و مساجد و حتی میان خطبه های ایشان ، سخن بگویند و صرفاً سخن بشنوند.
   حتی زمانی که یکی از خوارج در میان منبر امام از جای برخاست و به ایشان اهانت کرد و اصحاب خواستند او را تأدیب کنند ، حضرت آنان را از هر گونه برخوردی برحذر داشت و او را در پناه خود توصیف کرد.
   امام علی (ع)‌تنها زمانی با مخالفان برخورد کرد که آنان دست به شمشیر بردند و خوارج در اولین اقدامشان شکم زن حامله ای را دریدند.
   کسانی که دوستدار نظام و حامی دوام و قوام روزافزون آن هستند بدانند که استحکام جمهوری اسلامی در رهگذر برون ریزی افکار متراکم در اذهان و نقد و بررسی آنها حاصل می شود نه در تبدیل نقدها به عقده ها و کینه ها.
   کسانی که با شنیدن هر سخن مخالفی تمام هم و غمشان این می شود که به هر طریق ممکن اولاً گوینده را مجازات کنند و ثانیاً از او درس عبرتی برای دیگران بسازند ، متوجه نیستند که با این کارها بزرگ ترین تبلیغ را علیه نظام می کنند و این باور را به جامعه و جهان القا می نمایند که نظام آنقدر ضعیف است که ممکن است با چند نقد کلامی و نوشتاری آسیب ببیند و حال آن که واقعیت چیز دیگری است و نظامی که جنگ ها و تحریم ها و تهاجم ها آن را از پای درنیاورده ، قطعاً نقدها هم - حتی اگر غیر مسوولانه هم باشند - نمی توانند آسیبی بدان وارد کنند و برعکس مقوم آن نیز هستند.
   منکوب گران نقد ، بدانند که قطعاً و حتماً و صد در صد در مسیر تضعیف نظام قدم برمی دارند و مصداق بارز دوستی خاله خرسه اند.

منبع: عصر ایران
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

 


نوشته شده در چهارشنبه 90/10/28ساعت 4:14 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 دی 1390 توسط عـبــد عـا صـی

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


   یک تعبیر و برداشت از این جمله آن است که برای اینکه دچار خجالت نشوند، از اظهار اینکه در فلان جا یا در کل کشور بیکار داریم، اجتناب می?کنند.
ولی یک تعبیر خوشبینانه?تر هم این است که مسئولان دولتی فارغ از اینکه درباره بیکاری چیزی بگویند یا نگویند، از وجود بیکاری در کشور ناراحت و خجالت زده هستند.
   اگر بیکاری به صفر برسد، دستمزدها به بی?نهایت خواهد رسید و چنین چیزی برای اقتصاد سم مهلک است. به همین دلیل بیکاری صفر درصدی در اقتصاد بازار وجود ندارد. از این رو وجود حدی از بیکاری نه تنها ناپسند نیست که خجالت آور هم نیست و ضروری به نظر می رسد. ولی این بدان معنی نیست که در زمینه بیکاری هیچ چیز خجالت آوری وجود ندارد.
   آنچه خجالت آور است اینکه نرخ بیکاری جوانان شهری کشور بیش از 30 درصد است و اگر اشتغال ناقص را هم تا حدی بیکاری فرض کنیم، این رقم خیلی بیشتر خواهد بود. نرخ بیکاری زنان جوان شهری هم سرسام آور است، تا جایی که در کرمانشاه به 93 درصد می?رسد.
   اگر از این آمار شرمنده شویم معلوم نیست که آیا باز هم می?توانیم سخنرانی کنیم؟  چه رسد به اینکه باز هم به سیاق سابق، وعده?های گوناگون در محو بیکاری و زیر و زبر کردن جهان و ارائه الگوی اقتصادی به عالم دهیم.

 

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


   به گزارش جهان یک منبع آگاه در سازمان تأمین اجتماعی در گفت‌وگو با فارس درباره تخلفات یکی از نمایندگان مجلس اظهار داشت: تخلفات این نماینده گسترده است.
   این مقام مسئول گفت:‌ در این دوره اقداماتی که از سوی این نماینده مجلس صورت گرفته موجب شد پرونده وی سنگین‌تر شود.
   وی یادآور شد: این نماینده برای دو شرکت 100 میلیارد تومان وام دریافت کرده بود که 1.5 میلیارد تومان برای این شرکت‌ها مصرف شده و مابقی پول مشخص نشده کجا رفته است.
   وی افزود: چندین پرونده برای این نماینده مجلس تشکیل شده که به مراجع قضائی و مجلس ارسال شده است. 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

 


نوشته شده در سه شنبه 90/10/27ساعت 11:28 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


   احمد خورشیدی:
یکی از ضعف های مجلس هشتم عدم نظارت کافی بر عملکرد دولت بود. البته مجلس نیز دلایلی برای این اقدام خود دارد از جمله اینکه دولت تمکین نمی کند. مجلس هشتم در یک برهه ای به شکلی پیش رفت که افکار عمومی از مجلس هشتم، به عنوان مجلس دولتی و مجلسی که مماشات زیادی با دولت می کند یاد کردند.
   اعتدال : احمد خورشیدی دبیر کل جمعیت خدمتگزاران انقلاب اسلامی و پدر داماد احمدی نژاد در گفت و گویی با تاکید بر اینکه عدم نظارت کافی بر عملکرد دولت یکی از ضعف های مجلس هشتم محسوب می شود، گفت:
علاوه بر نقاط قوتی که می توان برای مجلس هشتم مطرح کرد مانند پرداختن به چند نکته خوب و مردمی، یکی از ضعف های مجلس هشتم عدم نظارت کافی بر عملکرد دولت بود.
   عدم اهتمام کافی به مشکلات اصلی کشور همچون بیکاری، فقر و تورم که از معضلات اقتصادی کشور و از محورهای تهدیدات محسوب می شود یکی دیگر از ضعفهای مجلس است. انتظار می رفت با توجه به اینکه مجلس هشتم با تابلوی اصولگرایی و شعار حمایت از قشر مستضعف به میدان آمد بهتر از این عمل کند.
   بحث حقوق مادام العمر که در مجلس مطرح شد یکی از ضعف های مجلس محسوب می شود و سوال این است که چرا باید مطرح می شد گرچه بعداز مدت کوتاهی این مصوبه را اصلاح کردند.
   انگیزه ورود برخی از نمایندگان به مجلس دنیا و ثروت است و زمانیکه فردی با این نیت به مجلس می آید نمی تواند وکیل خوبی برای ملت باشد.
   خورشیدی:
وکیل الدوله ها وجود خارجی دارند و یک عده ای در مجلس هستند -گرچه این اواخر تعدادشان خیلی کم شد- که دولت را بدون اشکال می بینند و حمایتهایی غیر واقعی، غیر منطقی و غیر اصولی از دولت می کردند. مشخص است که این افراد تنها آمده اند تا ضعف های دولت را بپوشانند.
   وکیل الدوله ها برخورد افراطی با منتقدین دولت می کنند،
این افراد برخوردهای معتدلی نداشتند و برخوردهای افراطی در حمایت از دولت انجام می دهند. وکیل الدوله-ها با هرکسی که کوچک ترین نظر انتقادی نسبت به دولت حتی با نیت خیر داشتند مقابله و برخوردهای افراطی می کردند و همه را با یک چوب می زدند. این نفرات که در مجلس معروف هستند هرکسی که ذره ای انتقاد و نقد به دولت داشته باشد را می کوبند.

منبع: شفاف 

‌ متن کامل ذخیره شده

 

 چه قانونی! چه اطاعتی!

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


   نایب‌رئیس خانه کشاورز:
در حالی عده‌ای مصمم به واردات محصولات کشاورزی آن هم به دلیل منافع شخصی و نه به‌منظور تنظیم بازار داخلی و تأمین نیاز کشور هستند، که باید پرسید واردات با دلار نزدیک به دو هزار تومان چگونه می‌تواند توضیح عقلایی اقتصادی داشته باشد؟
   واردات پرتقال برای شب‌های پایانی سال ممنوع است و وزارتخانه جهاد کشاورزی می‌تواند محصول وارداتی را ضبط و از توزیع آن در داخل کشور جلوگیری کند.
   واردات این میوه‌ها به هر بهانه‌ای به معنای انحراف از قانون و به بازی گرفتن آن است.
   قوانین تصویب شده برای تمام بخش‌های دولتی، خصوص و تعاونی الزم‌الاجرا است و هر قرائت جدیدی از قانون برای دستاویز قرار دادن واردات با در نظر گرفتن منافع شخصی و دور زدن قانون صورت گرفته و به شکل قضایی قابل پیگیری است.
300 هزار تن پرتقال ذخیره‌سازی شده است
   بخش خصوصی برای تنظیم بازار شب‌های پایانی سال با سرمایه‌گذاری صدها میلیارد تومانی اقدام به ساختن انبارهای سرد برای نگهداری صدها تن میوه اقدام کرده است. همچنین امکان سورتینگ و واکس‌زنی میوه‌های ذخیره‌سازی شده توسط بخش خصوصی فراهم آمده و هیچ توجیهی برای واردات وجود ندارد.

   با توافقات صورت‌گرفته، مقرر شده میوه‌های ذخیره‌سازی شده به قیمت یک‌هزار و 100 تومان در بازار به فروش می‌رسد.
این در حالی است که با توجه به تورم موجود، امکان افزایش قیمت تمام‌شده وجود دارد.
   واردات با دلار دو هزار تومانی چه توضیح عقلایی دارد؟
  باید پرسید واردات با دلار نزدیک به دو هزار تومان چگونه می‌تواند توضیح عقلایی اقتصادی داشته باشد؟
   به‌نظر می‌رسد عده‌ای با رخنه کردن در منابع ارزی دولتی می‌توانند اقدام به واردات کنند که باید قوه قضائیه واردکنندگان محصولات کشاورزی و سبقه آنها را ارزیابی کند.

 متن کامل ذخیره شده

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

 


نوشته شده در سه شنبه 90/10/27ساعت 4:39 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


   بانک مرکزی اگر برای بانکهای دیگر زن بابا نبوده باشد،‌ حتما برای بانک ملی،‌ مادر بوده است، چرا که هدایت بانک مرکزی باعث شد مردم نه تنها مبلغ 1800 میلیارد تومان طلب بانک ملی از بانک صادرات بابت اختلاس را جبران کنند، بلکه 3 برابر این میزان به این بانک گسیل شود تا دیگر بدهی های مهم ترین بانک دولتی تا حد زیادی رفع و رجوع شود. چند ماهی است کشور به طرز کم سابقه ای درگیر بازار کاذب، اما داغ سکه و ارز شده است. از اول دی ماه نیز سناریوی تازه ای در حال اجراست و آن توقف فروش مستقیم سکه از طریق بانکهای عامل و خرید آن به شکل پیش فروش است.
   بانک ملی که جزو بانکهای درگیر با بزرگترین پرونده فساد اقتصادی کشورمان است، از میزان 3000 میلیارد تومان مبلغ اختلاس، 1800 میلیارد تومان را به نام خود ثبت کرده است، این مبلغ به جز سه هزار میلیارد تومانی است که گروه آریا مستقیما از بانک ملی وام گرفته است.   از این رو به نظر می رسد کارهایی که بانک مرکزی از طریق فروش سکه و دلار و نیز فیش حج در شعبات منتخب بانک ملی و همچنین پیش فروش سکه انجام داده است، بتواند بخشی از ضرر و زیان بانک ملی در این اختلاس را جبران کند .   سیاست‌های بانک مرکزی در ارائه سکه و دلار در بانکهای دولتی تا چند وقت قبل انجام می شد و در حال حاضر نیز اگرچه ثابت شده پیش فروش سکه تاثیر معکوس بر بازار ارز و سکه داشته است، اما سود زیادی را نصیب دولت و ایضا بانک ملی کرده است .   تا قبل از پیش فروش سکه در بانک ملی، 150 شعبه منتحب این بانک روزانه اقدام به ارائه تعدادی سکه می کردند. البته هرگز اعلام نشده که روزانه چند سکه توزیع می شده و از این تعداد ، چه مقدار آن تمام سکه و چه میزان نیم سکه و ربع سکه بوده است، اما چون سهم بانک ملی بابت فروش هر سکه ، یک درصد قیمت آن است ، قطعا درآمد خوبی از این داد و ستد نصیب بانک ملی شده است .
 
 اما منابع آگاه و کارشناسان اقتصادی بر این باورند که بانک مرکزی طی 3 ، 4 ماه گذشته ، 30 الی 40 میلیارد دلار وارد بازار کرده است که با احتساب سهم 15 ریالی ،‌ چیزی حدود 45 تا 60 میلیارد تومان نصیبش شده است .
   در حال حاضر نیز سکه های تمام بهار آزادی پیش فروش می شود و طبق اعلام رسمی ، در 4 روز اول اجرای این طرح 550 هزار سکه پیش فروش شده که جمعا مبلغی بالغ بر 300 میلیارد تومان نقدینگی سرگردان را طی مدت کمتر از یک هفته راهی بانک ملی کرده و البته این روند همچنان ادامه دارد.
   نقدینگی انبوهی که از طریق پیش‌فروش سکه نصیب این بانک می‌شود، برای پوشش کوتاه مدت ضرر 2000 میلیارد تومانی این بانک از محل سوءاستفاده بزرگ سیستم بانکی کمک بزرگ و به موقعی محسوب می‌شود و می‌تواند بخشی از وجوه خارج شده از سیستم در گردش خود را بلافاصله و آن هم به طور نقد و فوری به دست آورد.
   اگر به این نقدینگی ها، مبلغ کلان حج عمره را هم بیفزاییم، حتی اگر خاوری هم در تهران بود، شاید لااقل برای جبران پول از دست رفته چندان نگرانی نداشت!
   طبق اعلام منابع رسمی، تنها طی 3 روز، 2400 میلیارد تومان از محل ثبت‌نام عمره نصیب بانکهای ملی و ملت شد که طبعا در پایان ثبت نام از 5000میلیارد تومان فراتر رفته و خود گواهی بر منفعت کلانی است که نصیب بانک ملی شد؛ این پولها هم از شهریور و مهر تا کنون در بانک ملی مانده و تازه گویا قرار است نیمه دوم دی ماه نتایج قرعه کشی اعلام شود تا از شش‌میلیون و 700هزار نفر شرکت داده شده در قرعه‌کشی، تنها دومیلیون و 400هزار نفربرای اعزام از سال 93 انتخاب شوند. با این وصف، پول بیش از 4 میلیون نفر ، بدون آن که راهی مکه شوند، 2، 3 ماهی در بانک خوابیده است.
 

 متن کامل ذخیره شده

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


   مسعود پزشکیان :
این دولت از ابتدا مسیر دیگری را رفت. مطرح کردن مسائلی چون قوم گرایی و توهین به اعتقادات فرهنگی و دینی، مسائلی چون اهانت به روحانیت و مسائل خلاف شرعی که صورت می گیرد، اینها همه نشان دهنده حرکتی غیر اصولگرایانه است که توسط دولت نهم و دهم دنبال شده است.
   علی عباسپور تهرانی فر: دولت آقای احمدی نژاد و دار و دسته ای که با وی روی کار آمدند، خود را جدای از اصولگرایان می دانند و می گویند که ما مستقل آمده ایم و در عمل نشان داند که شاید در واقع نیز چنین باشد؛
اینها نه در بعد فرهنگی و نه در بعد قانون گرایی و نه در بعد تبعیت از ولایت فقیه، هیچ نشانه ای از اصولگرایی از خود نشان نداده اند.
   رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در گفت و گو با خبرنگار تابناک افزود:
الان نیز یک پدیده منحصر به فرد - نه تنها در کشور بلکه در سراسر جهان - رخ داده است و آن مصامحه است که در بعد اقتصادی شاهد هستیم.
اگر چنین شرایطی در هر یک از کشورهای دنیا اتفاق می افتاد، مسئولین فورا استعفا می دادند. این دولت از نظر اقتصادی به هیچ عنوان بر اساس اصولگرایی و در جهت مبارزه با فساد پیش نرفته بلکه کاملا مخالف این جهت حرکت کرده و متاسفانه نتیجه آن وضعیتی است که شاهد آن هستیم و امیدواریم که با اقتدار قوه قضائیه مساله پیگیری شده و برخورد قاطع صورت گیرد.   عباسپور با تاکید بر اینکه آقایان احمدی نژاد و مشایی در هم ذوب شده اند، گفت: حرکتهایی که توسط جریان انحرافی صورت می گیرد مورد تایید رئیس دولت است. هیچ تفکیکی بین این دو وجود ندارد و اگر دوگانگی وجود دارد، عنوان کنند تا دیگران هم بدانند.
   وی با بیان اینکه در هر جامعه ای حرکت های غیر قانونی صورت می گیرد، خاطرنشان کرد:
این هوشیاری سیستم قضایی و بازرسی کشور است که بتواند تخلفات را کشف کرده و با آن برخورد کند.  متاسفانه در دولت نهم و دهم بیشترین شعارها در مورد مبارزه با فساد عنوان می شود و به اقرار خود، با متهم کردن دیگران به فساد مالی و اقتصادی توانستند رای مردم را بگیرند،‌ در صورتی که اوج فساد اقتصادی و رانت خواری را در دولت دهم شاهد هستیم.
 

 متن کامل ذخیره شده

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

 


نوشته شده در سه شنبه 90/10/27ساعت 12:13 صبح توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


   مسعود پزشکیان عضو فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی ضمن ابراز تعجب از تخلفات قانونی دولت در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی اعتدال etedaal.ir ، گفت: قاعده انجام کار در تمام دنیا بر اساس قانون است و قانون برای اجراست .
وی افزود:
قانون یک میثاق است که آدمها با سلایق مختلف تفاهم می کنند تا آن را اجرا کنند و همه باید به آن عمل کنند؛ دولت وظیفه اش اجرای قانون است.
متاسفانه دولت قوانین قابل توجهی را اجرا نمی کند و مجلس در مقابلش سکوت می کند و می شود اوضاع فعلی.
وی به دیرکرد بودجه و اوضاع نابسامان ارزی اشاره کرد و افزود:
مجلس که در قبال بی قانونی دولت ساکت می نشیند ، اوضاع اینگونه می شود؛ نباید در مقابل حرکت غیر قانونی دولت و هر کس دیگر و حتی من نماینده سکوت گردد.
وی در خاتمه گفت:
اگر می خواهیم اوضاع مملکت درست شود، باید به قانون عمل کنیم ، چه مجلس و چه دولت و اینگونه مملکت ما درست خواهد شد.

 

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


   یک کارشناس مسائل کارگری اعلام کرد: بیش از 80 درصد از کارگران سراسر کشور زیر خط فقر گذران زندگی می‌کنند.
محمد رضا عمادی ضمن اشاره به افزایش بی رویه نرخ خط فقر در کلان شهرهای کشور تصریح کرد:
با توجه به این که نرخ خط فقر در کلان شهرهای کشور یک میلیون و 200 هزار تومان برآورد شده است، بیش از 80 درصد از کارگران فعال در واحدهای تولیدی حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار را دریافت می‌کنند.
   او نابرابری‌ها در توزیع امکانات را موجب افزایش نرخ خط فقر اعلام کرد و افزود:
‌ پیش بینی می‌شود تا پایان سال جاری نرخ خط فقر روندی صعودی به خود بگیرد.
   عمادی، از افزایش تعداد واحدهای بحرانی در کشور خبر داد و افزود:
‌همزمان با اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها به دلیل افزایش نرخ سوخت، واحدهای تولیدی کشور با بحران مواجه شده‌اند.
این کارشناس کارگری، خواستار افزایش سیاست های حمایتی دولت از کارگران شد و گفت:
به دلیل عدم پرداخت یارانه واحدهای تولیدی از ابتدای سال جاری تا کنون تعداد زیادی از کارگران از واحدهای تولیدی اخراج شده‌اند.
افزایش حقوق تاثیری بر قدرت خرید ندارد و کارگران نیز این موضوع را پذیرفته اند که با افزایش حقوق نمی توان قدرت خرید کسب کرد زیرا تورم رشد خواهد کرد.
   به گزارش ایلنا،این کارشناس کارگری، افزود:
کمک های غیر نقدی دولت مانند کاهش هزینه بیمه و کاهش هزینه مالیات و از سوی دیگر پرداخت کالا به کارگران بهتر از کمک نقدی است و این طرح بارها در جلسات مطرح شده امابه نتیجه نرسیده است.

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 


نوشته شده در دوشنبه 90/10/26ساعت 9:17 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

 

دشمن دانا بلندت میکند،  بَر زَمینت میزند نادان دوست ...


 روز 19 دی ماه سال 1356 سر آغاز قیامی مردمی و فراگیر است که ظرف حدود یک سال توانست شاه را از کشور بیرون کند و به نظام سلطانی 2500 ساله در ایران پایان دهد. اما این ماجرا خیلی ساده شروع شد و بهانة آن را خود حکومت فراهم کرد. در روز 17 دی ماه روزنامة اطلاعات که توسط یک سناتور مورد اعتماد اداره می‌شد مقاله‌ای را با عنوان ارتجاع سرخ و سیاه علیه آیت الله خمینی که توسط شاه به عراق تبعید شده بود به چاپ رساند. چاپ این مقاله مورد اعتراض طلاب حوزة علمیة قم قرار گرفت و من که خود در آنجا بودم به اتفاق تعدادی از طلاب به در منزل تعدادی از اساتید حوزه علمیه قم مراجعه کردیم تا آنها به درج یک طرفه مقاله توهین‌آمیز علیه شخصیت محبوب مردم اعتراض کنند. این رفت و آمد به در خانة علمای قم دو روز به طول انجامید و حکومت شاه به بهانه نداشتن مجوز برای راهپیمایی به طلاب و جوانان در خیابان صفائیه حمله کرد و تعداد 6 نفر از طلاب و معترضین را کشت و عده‌ای را نیز مجروح کرد. رفتار غلط مأمورین امنیتی شاه،نارضایتی مردم از حکومت سلطنتی را به اوج رسانید و به استمرار آن کمک کرد.چنین رفتاری موجب شد تا چهلم‌ها در ایران به راه بیفتد و رژیم شاه ظرف یک سال بیش از 2000 نفر از مردم معترض را در خیابان‌های شهرهای مختلف بکشد.ولی هرچه بر کشته‌های خیابانی و بازداشت مردم و تعداد زندانیان سیاسی افزوده می‌شد عملا از اقتدار نظام شاهنشاهی کاسته می‌شد. ‏
تا قبل از این حوادث، مردم مستقیما شاه را خطاب مخالفت‌های خود قرار نمی‌دادند و سعی می‌کردند تا انتقادات را متوجه نبود آزادی بیان در کشور،فقدان آزادی‌های سیاسی و رفتار بد مأمورین دولتی به ویژه عناصر گارد شاهنشاهی و در نهایت دولت وقت بکنند. اما تداوم رفتارهای خشن حکومت و سرکوب شدید اعتراضات باعث شد که مردم لبة تیز مخالفت‌های خود را متوجه شخص شاه بکنند و خواستار تغییر اساسی در نظام حاکم شوند. نامه نگاری‌ها به شاه شروع شد و او به حق عامل همة نابسامانی‌های کشور اعلام شد.‏

این روند ادامه یافت تا آن که مردم، آزادی و نجات خود را در برپایی جمهوری اسلامی دیدند تا هم از حکومت یک شخص به صورت مادام العمر جلوگیری کنند و هم مردم با انتخابات آزاد بر سرنوشت خود حاکم باشند و هم حکومت برخاسته از متن فرهنگ مردم که اسلام است باشد و تعارضی بین باورهای مردم و اَعمال حاکمیت نباشد. به هر حال شاه به سرکوب‌ها و توسعه اختناق ادامه داد تا با رهبری امام خمینی همة مردم علیه وی بسیج شدند و او برای نجات جان خود و خانواده‌اش مجبور به فرار از کشوری شد که خود را صاحب آن می‌دانست. به نظر می‌رسد احتمالا سوالات زیر پس از فرار برای شاه مطرح شده باشد که می‌تواند برای سایرین تجربه‌ای مهم و عبرت آموز باشد.

1-اگر در واکنش به حضور مردم در مجالس ترحیم فرزند امام خمینی سعه صدر به خرج می‌دادم و با مقاله توهین‌آمیز که نویسنده آن داریوش همایون وزیر اطلاعاتم با اسم مستعار بود،مردم را تحریک نمی‌کردم بهتر نبود؟

2- اگر پس از انتشار مقاله در روزنامه حکومتی، اجازه پاسخ به آن مقاله را در همان روزنامه می‌دادم حکومتم دوام بیشتری نمی‌یافت؟

3- اگر به مردم معترض اجازه راهپیمایی مسالمت‌آمیز را می‌دادم و آنها را متهم به اردو کشی و زورآزمایی خیابانی نمی‌کردم، مسئله خاتمه نمی‌یافت؟

4- اگر به مأمورین دستور می‌دادم که به تظاهر کنندگان تیراندازی نکنند و هوشمندانه و با تدبیر آنها را آرام کنند،نتیجه بهتری نمی‌گرفتم؟

5- آیا اگر به جای حصر کردن بعضی از بزرگان در خانه‌هایشان و تبعید تعدادی دیگر به سایر شهرهای دوردست و زندانی کردن فعالین سیاسی، باب گفت‌وگو و مراوده با آنها را باز می‌کردم، کار به فرار من از کشور می‌انجامید؟

6- اگر به جای اتهام زدن به مردم که خارجی‌ها عامل تحریک شما هستند به شعور جمعی آنها توهین نمی‌کردم حالا خودم مجبور بودم به خارجی‌ها پناه ببرم؟

7- آیا اگر به جای متهم کردن مخالفین خودم به اقدام علیه امنیت کشور،وجود مخالف را می‌پذیرفتم و حتی آن را قانونی تلقی می‌کردم و برای آنها حق قائل بودم نمی‌توانستم بیشتر برمسند قدرت باقی بمانم؟

طبیعی است که دیکتاتورها برای خود حق ابدی حاکم بودن بر مردم قائل هستند و در زمانی که در کاخ سلطنت با همراهان متملق و چاپلوس احاطه شده‌اند فرصت طرح این سوالات را ندارند و زمانی به فکر می‌افتند که مثل قذافی پس از موش و حشره خواندن مخالفین، مجبور شوند فرار را بر مقاومت و ایستاده مردن ترجیح دهند. فاعتبروا یا اولی الابصار

سردار حسین علایی

لینک مرجع :http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2012\01\01-09\13-17-44.htm


برای تصویر کامل روی آن کلیک کنید


 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 


نوشته شده در دوشنبه 90/10/26ساعت 4:39 صبح توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |

   1   2   3   4   5   >>   >