«نون» توٌ خود رو بخواب زدن وَ تملقه ... - در دوران بـــرزخی ...

قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ

























در دوران بـــرزخی ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 

 

 

 

 

 

   «نون» توٌ خود رو بخواب زدن وَ تملقه ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید  

 

      دزدی مرتباً به دهکده ای میزد، تا روز? که ردپایی از او به جا ماند!رد پایی شبیه چکمه ها? کدخدا !  ?ک? م?گفت : دزد، چکمه ها? کدخدا را هم دزد?ده،د?گر? میگفت: چکمه هایش شب?ه چکمه کدخدا بوده.  هرکس? به طر?ق? واقع?ت را توج?ه م?کرد. د?وانه ا? فر?اد برآورد: که مردم؛ دزد، خود کدخداست. مردم پوزخند? زدند و گفتند : کدخدا شما بهدل نگ?ر، مجنون است د?وانه است. ول? فقط کدخدا فهم?د که تنها عاقل آباد? اوست.
از فردا? آن روزکس? آن مجنون را ند?د. وقتی احوالش را جو?ا می شدند کدخدا م?گفت: دزد او را کشته است. کدخدا واقع?ت را گفت ول? درک مردم از واقع?ت، فرسنگها فاصله داشت، شا?د هم از سر نوشت مجنون م?ترس?دند ، چون در آن آباد?، دانستن بهایش سنگ?ن ول? نادان?، انعام داشت.
 

عکس، تهیه وَ تدوین :عـبـــد عـا صـی

 


نوشته شده در یادداشت ثابت - شنبه 95/11/24ساعت 5:58 عصر توسط عبـد عاصـی| نظرات ( ) |